هوا آمیخته با بوی باروت و گوگرد است و آسمان تهران در دلِ روز در تاریکی فرو رفته است. شهر زیر سایه جنگندهها و ستونهای دود، نفس خود را در سینه حبس کرده است. در این بین، نوری همچنان میدرخشد: نور امید، امید به نوشتن و انتشار ماهنامه فیلم. همانگونه که ارنست همینگوی معتقد بود، نوشتن پناهگاهی است که حتی تاریکترین روزها نیز توان خاموش کردنش را ندارند. شاید همین پناه جستن به کلمات است که انتشار این مجله را در چنین دورانی، چون فریادی در برابر هیاهوی جنگ و تلاشی فرهنگی برای بقای اندیشه در غوغای روزگار بدل ساخته است.
تجربه انتشار شماره نوروزی 1405، خود روایتی از دل مقاومت است. قرار بود کار انتشار شماره نوروز از نهم اسفند آغاز شود اما با آغاز جنگِ تحمیلی، تمام چاپخانهها در تهران از جمله چاپخانه گلآذین که کارهای مجله را چاپ میکرد تعطیل شدند و کار انتشار یک هفته به تعویق افتاد. پس از پیگیری بسیار، یک لیتوگرافی در تهران حاضر به چاپ زینکهای ماهنامه شد و سرانجام فایل مجله، از میان شهر نیمه خاموش و زیر غرش جنگندهها، راه خود را به لیتوگرافی و چاپخانه باز کرد؛ صحنهای که یادآور سینمای نئورئالیستی ایتالیا است، جاییکه تلاش برای انجام سادهترین کارهای روزمره، خود عملی قهرمانانه تلقی میشود. اوج این عمل قهرمانانه را میتوان در شجاعت مسئول اشتراک ماهنامه دید. کسیکه در اوج بمباران شرق تهران با موتور دو مرتبه به خانه صفحهآرای مجله در تهرانپارس میرود تا فایل مجله را با فلش مموری به لیتوگرافی برساند. چون اینترنت قطع است و امکان ارسال مستقیم فایل وجود ندارد. این فرآیند چاپ و انتشار، نیازمند هماهنگی شبکهای از نیروی انسانی است. سرانجام زینک صفحات داخلی که سیاه و سفید بود به یک چاپخانه و زینک جلد به چاپخانهای دیگر ارسال و در نهایت صفحات چاپ شده از دو چاپخانه جمع آوری و برای صحافی به جای دیگری ارسال میشود. باید در نظر داشت در شرایط عادی فایلها از طریق اینترنت برای چاپخانه ارسال میشود و تمام فرایند چاپ و صحافی در یکجا انجام میشود.
برای چاپ و صحافی مجله حداقل شانزده نفر لازم است که یکی از همکاران با کارگران و تکنسینها تماس میگرفت تا ببنید چه کسانی در تهران هستند تا پای کار بیایند. اینها تنها بخشی از تلاشهای صورت گرفته بود. چرا که موانع دیگری بر سر راه انتشار قرار داشت. از قطع «اینترنت بانکِ» یکی از بانکها گرفته تا رفت و آمد زیر باران اسیدی بعد از حمله به مخازن سوخت در تهران.
در این بین، انفجار در نزدیکی دفتر مجله موجب شکستن بخشی از شیشههای دفتر شد. اما در دل این واقعه چسبهای کاغذی که مسعود مهرابی فقید، با دستان خودش در دل شعلههای جنگ ایران و عراق بر شیشههای اتاقش زده بود، هنوز با وجود گذر سالها و تحمل بمبارانها، باقی ماند! آن شیشهها با چسبهای رنگ و رو رفته اما استوار.
در نهایت، انتشار شماره نوروزی 1405، پیروزی اراده بر موانع بود. در حالیکه بسیاری از نشریات فعالیت خود را متوقف کرده بودند، مجله فیلم اولین نشریهای بود که موفق به انتشار شماره نوروز 1405 شد. پیروزی برخاسته از ارادهای پولادین برای دفاع از حضور فرهنگی در روزگاری که برخی فریاد سکوت سر میدهند. روایت چاپ در دلِ جنگ، پیش از آنکه بر کاغذ بنشیند، در جان افرادی زاده شد که به معنای کارشان باور داشتند. این شماره که از دل جنگ بیرون میآمد، فراتر از یک نشریه بود. سندی بر مقاومت فرهنگی و اعتقادی راسخ. نشان استقامت تکتکِ کارکنان و نویسندگان ماهنامه فیلم و دلگرمی به خوانندگان و مشترکان خود.
کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:
https://telegram.me/filmmagazine
آدرس اینستاگرام ماهنامه فیلم:
https://www.instagram.com/filmmagazine.official
آدرس کانال آپارات مجله فیلم:
[ماهنامه فیلم]








































