سینمای جهان » چشم‌انداز1399/06/27


ارزیابی کامل فیلم‌ها

چگونه فیلم ببینیم - ۶۸

 

پس از پاسخ به این پرسش‌های اساسی می‌توانیم به سوی ارزیابی کامل نوشته‌ها پیرامون فیلم‌ها حرکت کنیم:
منتقد مربوطه، در چه بخش‌هایی از نوشته‌اش پیرامون یک فیلم، صرفاً به ارائه‌ی اطلاعات مسلّم پرداخته؛ یعنی مسائلی که نمی‌توان درباره‌شان به بحث و گفت‌وگو پرداخت؟ چگونه از طریق این اطلاعات و با چه وضوحی، تفکری مطرح شده که به ماهیت فیلم مورد ربط پیدا می‌کند؟
منتقد، در چه بخش‌هایی از نوشته‌ی مورد نظر تفسیری عینی ارائه می‌کند یا با اشاره به عنصر موجود در فیلم می‌پردازد که ارزشمند بوده و باید توجه خاصی به آن‌ها بشود؟ یا فیلم را در چه بافتی مورد توجه قرار داده و یا چه تکنیک‌هایی را در فیلم تشریح کرده است؟ آیا منتقد سعی دارد فیلم را به‌ طور واقعی تحلیل یا تفسیر کند؟
در چه بخش‌هایی از نوشته‌ی مورد نظر، داوری نسبتاً واقعی درباره‌ی ارزش‌مندی فیلم ارائه کرده؟ منتقد مورد نظر بر اساس چه قواعد نقادانه‌ای، داوری و قضاوت خودش را تقویت کرده؟ آیا او این قواعد را به‌روشنی بیان کرده؟ آیا بحثی منطقی و سرگیجه متقاعد‌کننده در جهت تقویت ارزیابی‌اش ارائه کرده یا آمرانه فیلم مورد نظر را داوری کرده است؟
منتقد در کجاها ذهنیت خودش، پیشداوری‌ها و تمایلات شخصی‌اش را آشکار ساخته است؟ تا چه اندازه منتقد مورد نظر، خصوصیات شخصی خودش را آشکار کرده؟ تا چه حدی این بخش‌های ذهنی از نوشته‌ی مورد نظر در برانگیختن علاقه‌ی خواننده‌ها نسبت به فیلم ارزشمند هستند یا دستمایه‌ای برای ایجاد دیالوگ و یا بحث درونی پیرامون فیلم مورد نظر فراهم می‌کنند؟ چه ضعف‌ها، محدودیت‌ها و یا رویکرد‌های کم‌مایه‌ی انتقادی در این نوشته منعکس شده است؟ آیا نویسنده به زحمت افتاده تا ما را از پیشداوری‌های خودش آگاه سازد؟
منتقد یا نویسنده بر چه روش یا رویکرد انتقادی تأکید دارد؟ آیا تأکیدش بر این است که فیلم مورد نظر چگونه ساخته شده (فیلم به عنوان دستاوردی تکنیکی)، چه ستارگانی در فیلم بازی می‌کنند (به عنوان یک ویترین برای نمایش)، چه کسی فیلم را ساخته (رویکرد مؤلف)، فیلم چه می‌گوید؟ (رویکرد انسانگرا)، واقعیت یا کثرت تجربه‌ (فیلم به عنوان یک تجربه‌ی حسی یا عاطفی)، یا بر این تأکید کرده چگونه فیلم تغییرات و دگرگونی‌ها را ارائه می‌کند یا به فرم فیلم سنتی‌تر است مدرن‌تر؟ (رویکرد ژانر)؟ آیا نویسنده بر روی موضوضع‌های سیاسی یا اقتصادی تمرکز کرده (رویکرد مارکسیستی) یا به موضوع جنسیت (رویکرد فمینیستی) و یا به تفسیر نمادین (رویکرد روانشناسانه) پرداخته است؟
آیا نویسنده به‌دقت سطح بلند‌پروازی فیلم را در نظر گرفته و سپس رویکردی را برگزیده تا چنین انتظاراتی را تعدیل کند؟ اگر نه، این کاستی چه تأثیری بر روی نوشته‌ی او گذاشته است؟
مارتی برای این که بیش از حد تحت تأثیر عقاید منتقدان قرار نگیریم، نیاز داریم که قواعد تفکر مستقل را در خود پرورش بدهیم که لازمه‌اش اعتماد داشتن به مهارت‌های خودمان در زمینه‌ی بررسی و تحلیل و تا حدی اعتقاد به داوری انتقادی خود است. این قواعد به‌شدت مهم هستند، وقتی که اعتماد به نفس خود را بالا ببریم تا بدانیم چه چیز‌هایی را دوست داریم و این که توانایی توضیح دادن چرایی آن‌چه که دوست داریم پیدا کنیم.

پیش از هر چیز باید به اندازه‌ی کافی در رشد اعتماد به نفس خودمان بکوشیم تا ذائقه، بینش، ادراک و حساسیت‌های ما آشکار شوند؛ چرا که اگر تحت تأثیر عقاید منتقدان و یا بحث‌های آن قرار نگیریم هرگز مرعوب آن‌ها نخواهیم شد. باید دائماً پرسش کرد و عیار هر عقیده‌ای را که منتقدان بیان می‌کنند سنجید و هوش، توازن عاطفی، داوری و حتی مروت داشتن آن‌ها را به پرسش گرفت.

اما با وجود خدمات ارزشمند منتقدان، به دلیل وجود چنین حقیتی است که جریان نقد همچنان هنری فرعی و ذهنی باقی مانده است. نه هیچ نقدی هرگز توانسته حرف آخر را درباره‌ی فیلم و سینما بزند و نه هیچ کسی باید بپذیرد که چنین چیزی رخ داده است. در هر دوره‌ای عیار نقد فیلم دچار تغییراتی بوده است. تا پیش از دهه‌ی ۱۹۷۰ شاید شاهد هیچ نقد روانشناسانه‌ای بر فیلم‌ها نبوده‌ایم. تا پیش از آن منتقدان یا به دستاورد‌های تکنیکی فیلم‌ها توجه داشتند یا بیش از هر امر دیگری داستان و روابط شخصیت‌های فیلم‌ها مورد توجه بود. فیلم‌هایی مانند جانی گیتار (۱۹۵۴) با وجود حضور جون کرافورد به عنوان شخصیت اصلی، در آن دوران از دیدگاه زن‌محور مورد توجه واقع نشد و یا درونمایه‌ی فیلم دهه‌ها بعد از نظر روانشناسی به عنوان وسترنی روانشناسانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته (۱۹۷۵) در دورانی که به نمایش درآمد از منظر روانشناسی ارزیابی نشد و این مضمون فیلم بود که مورد اعتنا قرار گرفت. منتقدان نئوفرمالیست در دهه‌ی ۱۹۸۰ به فیلم‌هایی پرداختند که سال‌ها پیش ساخته شده بودند و اکنون از منظر تازه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گرفتند. از سوی دیگر برخی از فیلم‌ها مانند سرگیجه (۱۹۵۸) یا همشهری کین (۱۹۴۱) در زمان نمایش مورد بی‌مهری منتقدان قرار گرفتند و ارزش‌های‌شان بعد‌ها کشف شد. در این میان فیلم‌هایی مانند مارتی (۱۹۵۵)در زمان نمایش بسیار مورد توجه واقع شدند اما بعد‌ها نه منتقدی به آن‌ها اشاره کرد و نه در ارزشگذاری برترین فیلم‌ها جایی داشتند.

بدیهی است که نوشتن درباره‌ی هر فیلمی آزاد است و هر کسی می‌تواند بر اساس استدلال و تفکر منطقی، دلایل خود را درباره‌ی ارزشمند بودن هر فیلمی را روی کاغذ بیاورد. اما این را نیز می‌دانیم که خوب بودن یا بد بودن فیلمی کم‌تر می‌تواند کنشی دلبخواهی باشد. به عبارت دیگر نمی‌توان بدون اثبات نظرات خود به فیلمی بیش‌ترین امتیاز را داد و یا فیلم دیگری را نادیده گرفت. آن‌چه که «ریویو» را از «نقد فیلم» جدا می‌سازد به نوعی نادیده گرفتن مبانی نقد فیلم تئسط کسانی است که در ستون‌های هفتگی به معرفی فیلم‌ها می‌پردازند و کلیاتی را برای خوانندگان ثابت خود به رشته‌ی تحریر درمی‌آورند که قرار نیست به عنوان نقد فیلم تلقی بشود. با توجه به موارد یادشده و آن‌چه به عنوان قواعد نوشتن درباره‌ی فیلم‌ها آمد همچنان کسانی یافت می‌شوند که – به هر دلیل - از یک فیلم خوش‌شان آمده و مایل هستند دیگران را در تجربه‌ی خویش شریک کنند. با همه‌گیر شدن اینترنت، همان‌ طور فیلم‌سازی بسیار ساده و ارزان شد، پدیده‌های فراگیری مانند وبلاگ‌نویسی نیز به مخاطبان امکان داد که بتوانند نظر‌های شخصی خود را در قالب ریویو، نقد و تحلیل فیلم - گاهی بدون توجه به معیار‌های نقد‌نویسی - انتشار بدهند و شاید این سرآغاز بسیاری از سوءتفاهم‌ها در نگارش و انتشار نقد فیلم در سرتاسر جهان شد.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: