به صرفه‌ترین سیم کارت

سینمای جهان » چشم‌انداز1398/06/07


صحنه‌پردازی/ موقعیت

چگونه فیلم ببینیم - 20

ال سید (1961)

 

صحنه‌­پردازی همان زمان و مکانی است که داستان فیلم در آن رخ می‌­دهد. اگرچه ممکن است گاهی صحنه‌پردازی فاقد جسارت لازم بوده یا مناسب چندانی با داستان فیلم نداشته باشد اما یک جزء اساسی در هر داستانی است و سهم مهمی در درونمایه دارد یا به‌­طور کلی بر هر فیلمی اثرگذار است. از آن­‌جا که صحنه‌­پردازی با دیگر عناصر داستان- مانند طرح داستانی، شخصیت، تضاد، نماد­گرایی- دارای ارتباط‌های متقابلی است؛ اثرگذاری چنین عنصری بر داستانی که روایت می­‌شود باید به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. از سوی دیگر به دلیل کارگرد بصری مهمی که دارد، باید فی‌­نفسه به عنوان یک عنصر قدرتمند سینمایی در نظر گرفته شود.
برای بررسی صحنه‌­پردازی (که در مواردی آن را «موقعیت» نیز ترجمه کرده‌­اند) و ارتباطش با داستان،‌ لازم است تأثیر چهار عامل بر داستان را به­طور کلی در نظر بگیریم:

عوامل زمانی: دوره‌ی زمانی که داستان در طول آن رخ می­‌دهد.
عوامل جغرافیایی: مکان فیزیکی و ویژگی­‌هایش از جمله نوع زمین، آب و هوا، تراکم جمعیت (تأثیر روانی و بصری­اش) و هر نوع عوامل فیزیکی دیگر که ممکن است بر روی شخصیت‌­های داستان و کنش‌­­های‌شان تأثیرگذار باشند.
عوامل اقتصادی و ساختارهای اجتماعی
سنّت‌­ها، رویکرد­های اخلاقی و قواعد رفتاری.
هر یک از عوامل یاد شده، تأثیر خودش بر معضلات، تضاد­ها و منش افراد را دارد و باید به عنوان جزیی جدایی‌ناپذیر از طرح داستانی یا درونمایه درنظر گرفته شود.

صحنه‌­پردازی به عنوان وجه مشخصه‌ی شخصیت
لورنس عربستان چهار عاملی که در بالا به آن‌­ها اشاره شد برای درک تفسیر ناتورالیستی از صحنه‌­پردازی دارای اهمیت هستند. این چنین تفسیری مبتنی بر این عقیده است که شخصیت، سرنوشت و تقدیر ما همه­‌اش در ببیرون از وجودمان تعیین می‌­شوند، به این معنا که ممکن است ما چیزی نباشیم به جز فرآورده‌ی محیط و وراثت خودمان و این که آزادی انتخاب داشتن، صرفاً یک توهم است. به عبارت دیگر و بر اساس چنین تفسیری به این نتیجه می­‌رسیم که محیط زندگی شخصیت ما را شکل داده و اجتماع این‌ها را بر ما تحمیل کرده است. این عوامل محیطی ممکن است آن­‌چنان فراگیر باشند که به چیزی مهم­‌تر از پس‌­زمینه‌ی طرح داستانی بدل شوند. در خوشه­‌های خشم (1940) این محیط پیرامون است که چنین فجایعی را برای شخصیت­‌ها رقم زده است. ورشکستی اقتصادی و فشار اجتماعی باعث می‌شود تا خانواده‌­ای از ثبات کنده شده و راه مهاجرت به دیاری دیگر را برگزینند که مشخص نیست اصولاً آینده­‌ای برای آن‌­ها دارد یا نه. در آپوکالیپتو (2006) مانعی بیرونی که همان خشم افسارگسیخته‌ی قیبله‌ی مهاجم باشد باعث می­‌شود تا سرنوشت شخصیت اصلی به کلی دگرگون بشود.

صحنه­‌پردازی به عنوان واکنش شخصیت
محیطی که یک فرد در آن زیست می‌­کند، می‌­تواند درکی کلی از خود او به دست بدهد. در این موارد مکان­‌هایی مانند خانه‌­ها می‌توانند نمودار دقیقی از یک شخصیت باشند. یک محیط شادمانه و روشن که دورتادور ورودی‌هایش گل‌­های زیبا نصب کرده‌­اند، نشان می‌­دهد که ساکنانش غم دنیا را ندارند و زندگی را به خوبی و خوشی سپری می­‌کنند. از سوی دیگر خانه‌­ای مانند آن­‌چه ادگار آلن­پو در «سقوط خاندان آشر» تجسم کرده را در نظر بگیرید: دیوارهای خاکستری غم­‌افزا، پنجره‌­های بدون حفاظ و ستون‌­های چوبی بید خورده، سنگ­ کاری‌هایی که هر لحظه ممکن است فرو بریزند. چنین تصویری به خودی خود بیش از هر آن­‌چه به ذهن ما بیاید از محیط و آدم­‌هایش سخن می­‌گوید. طینت نابکار خانم ونبال (کاترین هپبورن) در درام روان‌شناسانه‌ی ناگهان، تابستان گذشته (1959) ساخته‌ی جوزف منکیه‌­ویچ در دیدگاه و ذوق هنری او منعکس شده و معماری گروتسک حیاط خانه‌­اش نمودار وجوه شخصیتی اوست.

صحنه‌­پردازی راست­نما
شین یکی از آشکارترین و طبیعی­‌ترین کارکرد­های صحنه‌­پردازی، ایجاد شباهت تام و تمام به واقعیت است تا به تماشاگران حس زمان و مکان را منتقل سازد و کاری کند که آن­‌ها احساس کنند که در چنان محیطی قرار دارند. فیلم­‌سازان به خوبی از اهمیت صحنه‌پردازی باورپذیر در ایجاد فیلمی باورپذیر در ذهن مخاطبان آگاهند. یک راه اقناع­‌کننده برای انجام چنین امری، واقعیت نمایی دقیق جزیی­ترین عناصر فیلم است. در فیلمی که داستانش در گذشته رخ می­دهد، حتی کوچک­ترین اشتباه تاریخی می­تواند تکان­دهنده باشد. برخی فیلم­‌ها آن‌چنان عناصر یاد شده را به کار می­‌گیرند که به مهم­‌ترین عناصر آن‌ها بدل می­‌شوند و حتی قدرتمندانه‌­تر و به یاد ماندنی­ت‌ر از شخصیت‌­ها یا خط داستانی این فیلم‌­ها می‌­شوند. فیلم­‌هایی مانند عنصر پنجم (1997)، بلید رانر (1982)، بخش‌گویی، نیویورک (2008) نمونه‌­های خوبی از این نوع آثار هستند.

صحنه‌­پردازی و تأثیر بصری محض
زمانی که درونمایه و هدف فیلم اجازه دهند، فیلم‌­ساز صحنه‌­پردازی­‌هایی را انتخاب می­‌کند که دارای تأثیر بصری چشم‌گیری باشند. مثلاً طرح داستانی و ساختار وسترن­‌هایی مانند شین (1953) و شهامت واقعی (1969) باعث می‌­شود تا نیاز چندانی به صحنه­‌پردازی وجود نداشته باشد. درواقع وسترن سازان به این نتیجه رسیدند که زیبایی چشم­‌انداز­های صحراها و کوه‌­های پوشیده از برف و صخره‌­هایی با رنگ‌­های متنوع آن‌­چنان اثرگذار هستند که فضا و لحن آثار وسترن را تحت­ال‌شعاع قرار ندهند. اما فیلم‌­هایی مانند لورنس عربستان (1962) یا دکتر ژیواگو (1965) درواقع تمام موفقیت خود را مدیون صحنه‌­پردازی­‌های باشکوه خودشان هستند. بر این قیاس می­‌توان به فیلم‌­هایی اشاره کرد که همزمان با پیدایش سیستم نمایش سینما اسکوپ و در مواجهه با رشد تلویزیون تلاش کردند که «شکوه» و «عظمت» سینما را در چشم‌­انداز­های بسیار بزرگ به نمایش بگذارند. به این ترتیب آثاری مانند بن­‌هور (1959) ال سید (1961)، سقوط امپراتوری روم (1964) تولید شدند که سازندگان‌شان سعی کردند تأثیر محیط را با صحنه‌­پردازی­های باشکوه به مخاطبان نشان دهند. تأثیر محیط بر داستان و شخصیت‌­ها را می­‌توان در فیلم‌هایی مانند بی‌­خوابی (2002) ساخته‌ی نولان مشاهده کرد که در آلاسکا فیلم‌­برداری شد، کما این که نسخه‌ی اصلی فیلم بی­‌خوابی (1997) در نواحی قطبی نروژ فیلم­‌برداری شده است. در هر دو مورد تغییر فضا مانع می‌­شود تا قهرمان فیلم بتواند خواب راحتی داشته باشد و همین بر روی تصمیم­‌گیری­‌های او اثرگذارند و تراژدی نهایی را برایش رقم می‌­زنند.

این در حالی است که در برخی فیلم­‌ها، برای مثال فیلم­‌های ژانر وحشت سردی و برف می­‌تواند فضاسازی کند و حس و حالی نافذ و یا حتی عاطفی به وجود بیاورد. تلالؤ (1980) ساخته‌ی کوبریک از این منظر اثر قابل تأملی است. در فیلم کوبریک سرما و برف ارتباط شخصیت­‌ها را با دنیای بیرون قطع کرده است. فضای بیرون سرد و سفید است. بی‌رنگی فضای بیرون در مواجهه با فضای رنگ‌­آمیزی شده‌ی درون از جمله اتاق‌­ها، موکت، لباس شخصیت­‌ها فضای گرم آن مهمانی خیالی که جک تورنس (جک نیکلسن) در آن شرکت می­‌کند، همه و همه تضاد­هایی در ذهن تماشاگران ایجاد می­‌کنند که سررشته‌ی واقعیت را گم کند و نداند که آن­‌چه می­‌بیند واقعیت است یا زاییده‌ی خیال است. اکنون سرما و برف نخستین قربانی‌­اش را گرفته است که کسی نیست به جز پدر خانواده که قرار است حامی خانواده‌ی خودش باشد. درواقع هولناکی فضا و صحنه‌­پردازی کوبریک بدون این که غلو­آمیز به نظر برسند، به تدریج و در کمال آرامش ما را به سوی وحشت رهنمون می‌­شوند!

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

گروه خدمات گردشگری آهیل
جشنواره مردمی عمار
جشنواره انا من حسین
آموزشگاه دارالفنون
سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: