سینمای جهان » چشم‌انداز1405/03/29


نقد فیلم دراکولا ساخته لوک بسون

دراکولا؛ بازتعریف عشق و رستگاری

آوین کیهان پور
دراکولا


در سال‌هایی که بسیاری از بازخوانی‌های آثار کلاسیک یا در دام نوستالژی گرفتار می‌شوند و یا در هیاهوی مدرن‌سازی هویت خود را از دست می‌دهند، «دراکولا» راه سومی را انتخاب می‌کند؛ راهی که در آن هم به ریشه‌های اسطوره‌ای شخصیت وفادار می‌ماند و هم با نگاهی تازه، معنای عشق، هیولا و رستگاری را بازتعریف می‌کند. فیلم در ظاهر، عاشقانه‌ای تاریک و پر زرق ‌و برق است؛ اما در لایه‌های زیرین خود، اثری است درباره مسئولیت، فداکاری و بهایی که عشقِ حقیقی طلب می‌کند. نخستین هوشمندی فیلم، احترامش به مخاطب عام است.

«دراکولا» خود را اثری پیچیده و متظاهر معرفی نمی‌کند. روایت، قابل‌فهم و خطی پیش می‌رود. شخصیت‌ها به‌سرعت جای خود را در ذهن مخاطب پیدا می‌کنند و فیلم از همان ابتدا با زبان احساس با تماشاگر سخن می‌گوید. این انتخاب، نه نشانه ساده‌انگاری، بلکه نشانه اعتماد به ‌نفس فیلم است؛ اثری که می‌داند برای عمیق بودن، نیازی به دشوار و گنگ شدن ندارد. با این حال، همین تمایل به روانی و جذب سریع مخاطب، در برخی لحظات به شتاب‌زدگی روایی منجر می‌شود؛ گویی فیلم بیش از آن‌که بخواهد در موقعیت‌ها مکث کند، مشتاق رسیدن به ایستگاه بعدی داستان است.

فیلم با استفاده از ساختار عاشقانه، تماشاگر را به جهان خود دعوت می‌کند. مخاطب در آغاز، انتظار دارد با قصه‌ای آشنا از عشقِ جاودان، جدال خیر و شر و نبرد انسان با هیولا روبه‌رو شود. اما هرچه روایت پیش می‌رود، مشخص می‌شود که مسئله اصلی فیلم نه نبرد با هیولا، بلکه فهم انسان درون هیولاست. دراکولا در این‌جا تنها موجودی خون‌آشام نیست؛ او انسانی است گرفتار زمان، حافظه و نفرینی که بیش از آن‌که مجازاتی بیرونی و ماورایی باشد، به وضعیتی درونی و فرساینده تبدیل شده است. نفرین در این روایت، دیگر تنها جاودانگی یا تشنگی به خون نیست؛ ناتوانی در رها کردن گذشته، اسارت در خاطره و زیستن در تکرار است.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فیلم، همین جابه‌جایی زاویه نگاه نسبت به هیولاست. در بسیاری از روایت‌های کلاسیک، هیولا موجودی است که باید شکست بخورد تا نظم بازگردد؛ او تهدیدی بیرونی برای جهان انسان‌هاست. اما این فیلم، هیولا را به مسئله‌ای انسانی بدل می‌کند. مخاطب به‌جای آن‌که تنها از دراکولا بترسد، رنج او را می‌بیند، تنهایی‌اش را لمس می‌کند و فرسودگی روحی‌اش را درک می‌کند. فیلم با حذف فاصله اخلاقی مطلق میان انسان و هیولا، تماشاگر را در موقعیتی پیچیده قرار می‌دهد: او هم‌زمان با موجودی خطرناک همدردی می‌کند، بی‌آن‌که جنبه تاریک او را انکار کند. این همدردی از مسیر تبرئه‌کردن شخصیت به دست نمی‌آید، بلکه از راه فهمیدن او شکل می‌گیرد. فیلم هرگز فراموش نمی‌کند که دراکولا آسیب‌زننده است، اما نشان می‌دهد خشونت او تنها محصول شرارت نیست؛ حاصل قرن‌ها تنهایی، سوگواری ممتد و ناتوانی در پایان دادن به گذشته است. همین نگاه، مخاطب را وادار می‌کند به‌جای قضاوت فوری، به ریشه‌های تباهی بنگرد؛ در نتیجه، هیولا از یک تهدید بیرونی به آینه‌ای برای رنج‌های انسانی تبدیل می‌شود.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فیلم، تبدیل عشق از یک احساس صرف به مسئله‌ای اخلاقی است. در بسیاری از روایت‌های عاشقانه، عشق نیرویی نجات‌بخش و مطلق تصویر می‌شود؛ احساسی که می‌تواند هر زخم و هر تاریکی را درمان کند. اما این فیلم نگاهی پیچیده‌تر دارد. عشق در «دراکولا» نه راه فرار، بلکه آزمون مسئولیت است. پرسش اصلی این نیست که آیا دراکولا عاشق است یا نه؛ پرسش این است که آیا عشق او حق دارد دیگری را قربانی بقای خود کند؟ با این‌حال، فیلم در پرداخت وجه عاشقانه‌ خود شتاب‌زده عمل می‌کند. رابطه میان شخصیت‌ها بیش از آن‌که فرصت رشد تدریجی، مکث عاطفی و شکل‌گیری آرام پیدا کند، با سرعت آغاز می‌شود و خیلی زود به نتایج نهایی خود می‌رسد. تماشاگر در چنین روندی، بیش از آن‌که در تجربه‌ عشق سهیم شود، شاهد اعلام آن است.

فیلم به مخاطب زمان کافی نمی‌دهد تا از جزئیات این پیوند لذت ببرد، کشش عاطفی آن را لمس کند یا در فضای رمانتیک داستان دست به تخیل بزند. همین شتاب، باعث می‌شود بخشی از بار احساسی، به‌جای ساخته شدن در متن، از پیش‌فرض‌های ذهنی مخاطب درباره اسطوره دراکولا و روایت‌های عاشقانه وام گرفته شود. این شتاب‌زدگی تنها به رابطه عاشقانه محدود نمی‌شود. برخی نقاط عطف داستان، کشف‌ها و تغییرات احساسی نیز با سرعتی رخ می‌دهند که فرصت ته‌نشین شدن در ذهن مخاطب را پیدا نمی‌کنند. فیلم گاه به‌جای آن‌که تنش را بسازد، آن را اعلام می‌کند؛ به‌جای آن‌که دگرگونی شخصیت را مرحله ‌به ‌مرحله پیش ببرد، نتیجه آن را پیشِ روی تماشاگر می‌گذارد. از همین رو، اثری که در لایه مفهومی عمیق و حساب‌شده است، در سطح روایت گاهی از مکث‌ها و سکوت‌های لازم برای تأثیرگذاری بیش‌تر محروم می‌ماند.

پاسخ فیلم، تلخ اما زیباست است. پایان‌بندی اثر، برخلاف انتظار مخاطبی که به دنبال وصال، رستگاری یا معجزه عاشقانه است، به سمت فداکاری می‌رود. دراکولا درمی‌یابد که اگر عشقش حقیقت دارد، باید از آنچه می‌خواهد چشم بپوشد. این‌جاست که فیلم، شخصیتی اسطوره‌ای را از مرتبه هیولا به مرتبه انسان ارتقا می‌دهد. هیولا می‌بلعد تا زنده بماند؛ انسان گاه می‌بخشد تا دیگری زنده بماند. از همین منظر، معنای نفرین نیز دگرگون می‌شود: نفرین نه در زنده ماندن ابدی، بلکه در ناتوانی از انتخابی اخلاقی نهفته بود و رهایی زمانی ممکن می‌شود که شخصیت، دیگری را بر خود ترجیح دهد. اهمیت این پایان در آن است که همدردی مخاطب با هیولا را به نقطه اوج می‌رساند. تماشاگر دیگر تنها شاهد سقوط یا نابودی یک موجود ترسناک نیست، بلکه نظاره‌گر لحظه‌ای است که شخصیتی رنج‌کشیده سرانجام امکان انسان بودن را بازمی‌یابد.

تأثر پایان از آن‌جاست که مخاطب می‌فهمد دراکولا بیش از آن‌که تشنه خون باشد، تشنه رهایی بوده است. با این حال، فیلم در پرداخت شخصیت‌های فرعی به همان اندازه موفق نیست. بسیاری از چهره‌های حاضر در روایت، بیش از آن‌که به شخصیت‌هایی زنده و چندلایه تبدیل شوند، در حد تیپ‌هایی آشنا باقی می‌مانند؛ هر یک نماینده کارکردی مشخص در داستان‌اند، بی‌آن‌که جهان درونی یا پیچیدگی قابل‌توجهی پیدا کنند. این مسئله باعث می‌شود وزن احساسی و دراماتیک برخی روابط، آن‌گونه که باید، عمق نگیرد و بار اصلی فیلم تقریباً به‌طور کامل بر دوش شخصیت مرکزی باقی بماند.

در سطح اجرا نیز فیلم هوشمندانه عمل می‌کند. طراحی صحنه و لباس، فضایی می‌سازند که در آن گذشته هنوز زنده است و هر قاب بوی خاطره و زوال می‌دهد. جهان فیلم صرفاً تزئینی نیست؛ معماری و رنگ‌ها ادامه همان نفرینی هستند که بر دوش شخصیت اصلی سنگینی می‌کند. این فضا به روایت کمک می‌کند تا زمان، نه یک عدد، بلکه زخمی ملموس به نظر برسد.

بازی بازیگران نیز در خدمت همین جهان است. بازیگر نقش دراکولا موفق می‌شود میان تهدید و اندوه، میان جذابیت و فرسودگی، تعادلی کم‌نظیر ایجاد کند. او نه صرفاً هیولایی ترسناک است و نه قهرمانی رمانتیک؛ بلکه موجودی است که تماشاگر هم‌زمان از او می‌ترسد و برایش دل می‌سوزاند. همین توانایی در حفظ این دوگانه، ستون اصلی همدردی مخاطب با شخصیت است؛ زیرا اگر بازی تنها بر وجه خشونت یا تنها بر وجه معصومیت تکیه می‌کرد، این پیچیدگی از میان می‌رفت. بازیگر نقش مینا نیز با حضوری آرام و انسانی، از تبدیل شدن شخصیت به صرفاً معشوقه‌ای زیبا جلوگیری می‌کند و او را به قطب اخلاقی داستان بدل می‌سازد؛ هرچند محدودیت‌های فیلم‌نامه اجازه نمی‌دهد دیگر شخصیت‌ها به همین اندازه جان بگیرند.

نکته مهم این‌جاست که فیلم به مخاطب عام احترام می‌گذارد. بسیاری از آثار مدعیِ عمق، برای جدی جلوه کردن، از ارتباط با تماشاگر فاصله می‌گیرند. «دراکولا» مسیر معکوس را می‌رود؛ ابتدا دست مخاطب را می‌گیرد، او را با قصه‌ای آشنا همراه می‌کند و سپس در لحظه مناسب، لایه‌های پنهان خود را آشکار می‌سازد. این همان احترامی است که سینمای امروز کم‌تر به تماشاگر نشان می‌دهد.

«دراکولا» شاید فیلمی آوانگارد یا تجربه‌گرا به معنای رایج کلمه نباشد، اما فیلمی مهم است؛ زیرا یادآوری می‌کند می‌توان در دل روایت کلاسیک، پرسش‌های تازه طرح کرد و بدون پشت کردن به مخاطب، او را به تفکر واداشت. این فیلم ثابت می‌کند که میان سرگرمی و اندیشه، میان احساس و منطق، مرزی قطعی وجود ندارد. در نهایت، «دراکولا» بیش از آن‌که داستان جاودانگی باشد، داستان فهمیدنِ بهایِ عشق است و همین شناخت، آن را از یک بازسازی ساده فراتر می‌برد و به اثری ماندگار تبدیل می‌کند.

 

امتیاز ماهنامه فیلم: ۲ از ۵

 

 

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آدرس اینستاگرام ماهنامه فیلم:

https://www.instagram.com/filmmagazine.official

آدرس کانال آپارات مجله فیلم:

آپارات | FilmMagazine.official (aparat.com)

 

 

[ماهنامه فیلم]

جدیدترین‌ها

آرشیو

بیمه‌نامه درمان تکمیلی کسب و کارهای کوچک و متوسط
پانزدهمین ‌جشنواره بین‌المللی فیلم 100
با تهیه اشتراک از ماهنامه سینمایی فیلم حمایت کنید
محک - مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
KODAK
دانلود بازی پوکه: تفنگ بازی، جنگ انلاین ایرانی
مینی سریال نهنگ سفید، پخش از نمافیلم
کتاب کاریکاتورهای مسعود مهرابی منتشر شد
فیلم ۷۶۰۰ به نویسندگی و کارگردانی بهروز باقری
 اولین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی برگزار شد
فیلم خانه ماهرخ ساخته شهرام ابراهیمی
فیلم گیج گاه کارگردان عادل تبریزی
فیلم جنگل پرتقال
fipresci
وب سایت مسعود مهرابی
فیلم زاپاتا اثر دانش اقباشاوی
آموزشگاه سینمایی پرتو هنر تهران
هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت
گروه خدمات گردشگری آهیل
جشنواره مردمی عمار
جشنواره انا من حسین
آموزشگاه دارالفنون
سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


مصاحبه‌های اختصاصی ماهنامه فیلم با بزرگان سینمای جهان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
(۳۶۲۲۸)

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

نتایج
نظرسنجی‌های قبلی

خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: