سینمای ایران » چشم‌انداز1392/05/26


بازگشت علی عباسی به ایران یا به سینمای ایران؟

تهیه‌كننده‌ی مشهور و قدیمی سینما سر صحنه‌ی فیلم تازه‌ی مسعود كیمیایی

 

اخیراً در خبرها آمده که علی عباسی، تهیه‌کننده مشهور ایرانی پس از سال‌ها به ایران بازگشت. کلمه‌ی «بازگشت» در این خبر، برای کسانی که او و سابقه‌ی کارش را نمی‌دانند، دقیق نیست، چون او طی سال‌های اخیر تقریباً هر سال سفری به ایران می‌كند. علی عباسی، متولد ۱۳۲۲ در تهران، از نوجوانی به فعالیت‌های متعدد از جمله روزنامه‌نگاری و نویسندگی مشغول بوده و سال ۱۳۳۹، زمانی که فقط هفده سال داشته اولین برنامه‌ی سینمایی تلویزیون را به نام «شما و سینما» تهیه و اجرا می‌کرده است. در هجده سالگی، دفتری تبلیغاتی به نام «نمونه» را تاسیس کرده و همان دفتر را در ۲۲ سالگی، به شرکتی سینمایی-تبلیغاتی به نام «سازمان سینمایی پیام» تبدیل کرده است. علی عباسی، از معدود تهیه‌کنندگان زمانه خود بوده که با سرمایه شخصی، امکان تجربه كردن را به جوانان برای ساخت فیلم می‌داده است. او فرصت ساخت اولین فیلم علی حاتمی، حسن کچل را به او داده است. اولین فیلم صمد را او تهیه کرد. او بود که درک کرد و پذیرفت تا برای اولین بار، صدای فرهاد روی فیلم رضا موتوری گذاشته شود. و بسیاری مثال‌های دیگر. تعداد قابل توجهی از سینماگران معتبر كشور می‌گویند که جایگاه حرفه ای خود را مدیون اولین فرصت‌هایی هستند که عباسی به آن‌ها داده است. او در اواخر دهه‌ی 1360 ساكن پاریس شد اما پیوند با ریشه‌هایش را قطع نکرد. خودش می‌گوید که هیچ‌گاه بیش از ده ماه از ایران دور نبوده ولی ارتباطش با سینما را قطع یا کم کرده است. او ایران را ترک نکرده، بلکه سینما را ترک کرده است. دلیلش را چنین توضیح می‌دهد:‌
«کابوس در یک روز بی‌حال و سرد اسفند 1362 اتفاق افتاد. یک پیکان سربی رنگ و یک وانت جلوی سازمان سینمایی پیام پارک کردند. کاغذی نشانم دادند که حکم بازرسی و تحویل فیلم‌های موجود در دفتر بود. با آن‌ها به طبقه پایین دفتر که کپی‌ها، نگاتیوها، نوارهای صدا، افکت و موزیک با سلیقه و دقت در آن‌جا نگه‌داری می‌شد رفتم. مثل کشف محموله‌ای از اجناس قاچاق همه را جمع كردند و بردند... بعدها به من گفتند که فیلم‌ها و حتی نگاتیوها را به آتش کشیده‌اند. حسن کچل، پنجره، رضاموتوری، تنگسیر، فیلم‌های تبلیغاتی عباسی کیارستمی و... همه را بردند. آن روز آغاز کابوس‌هایم بود. شب‌ها اگر خوابی به سراغم می‌آمد در نیمه‌هایش وحشت‌زده بیدار می‌شدم. سینما زندگی من بود و كابوس از دست دادنش رهایم نكرد...»
تا سال‌ها چنین وانمود شده بود كه فیلم‌های جمع‌آوری‌شده از دفترهای تولید و پخش فیلم، سوزانده و نابود شده اما بیش از دو دهه بعد، عباس بهارلو در یادداشتی در ماهنامه‌ی «فیلم» نوشت که فیلم‌های مهم آن محموله‌ها، به‌خصوص همه‌ی فیلم‌های ایرانی كه جزو تاریخ سینمای ایران هستند در فیلمخانه‌ی ملی ایران حفظ شدند... ولی دیگر علی عباسی رفته بود و وقفه بیش از دو دهه در حرفه‌اش و صدمه‌ی روحی ناشی آن اتفاق‌ها باعث شد، روحیه‌ای برای کار دوباره برایش باقی نگذارند. با این حال او تا سال ۱۳۶۸ هم در ایران ماند و برای ادامه كار سینمایی تلاش کرد: «برنامه‌ بعدی‌ام ساخت فیلم سووشون بود. صحبت‌های اولیه را هم برای ساخت آن با سیمین دانشور کرده بودم...»
طبق رسم هر ساله‌اش، عباسی امسال هم به ایران آمده بود و شنبه شب 12 مرداد به دیدن مسعود کیمیایی، سر فیلم‌برداری فیلم تازه‌اش متروپل رفت. فیلمی که در آن اشاره‌ها و عناصری از رضا موتوری هست؛ فیلمی كه ۴۳ سال پیش، كیمیایی برای سازمان سینمایی پیام به تهیه‌كنندگی علی عباسی ساخته بود. در آن – به تعبیری - «شب تاریخی»، کیمیایی پس از حضور عباسی در سر صحنه و برای شروع نمای بعدی در ادامه‌ی فیلم‌برداری «با اجازه‌»‌ای می‌گوید و از عباسی رخصت می‌خواهد. حضور عباسی سر صحنه‌ی فیلم تازه‌ی كیمیایی از دو جهت جالب توجه بود؛ هم از این جهت كه دو تن از پیشگامان موج نوی سینمای ایران بعد از بیش از چهل سال در كنار هم قرار گرفتند، و دیگر این‌كه لوكیشن فیلم (سینمای قدیمی متروپل كه بیش از پنجاه سال قدمت دارد و از چند سال پیش به دلیل فرسودگی تعطیل شده) شاید باعث شد عباسی از از زاویه‌ای دیگر نیز تجدید خاطره كند.
فیلم‌های علی عباسی امروز در فیلم‌خانه ملی ایران به عنوان بخشی مهم از تاریخ این سینما نگهداری می‌شوند، و او با حضور دوباره سر صحنه‌ی فیلمی كه یاران قدیمش می‌سازند، این امید را در دل دوستداران این سینما و تاریخش زنده می‌كند كه یكی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین تهیه‌كنندگان سینمای ایران بار دیگر به این عرصه‌ی مورد علاقه‌اش بازگردد. در واقع عباسی پس از سال‌ها به ایران بازنگشته‌، بلکه پس از حدود سی سال دوری از حرفه‌اش به سوی او بازگشته ‌است.
علی عباسی تولید فیلم را از سال 1346 آغاز كرد و آخرین فیلم او جعفرخان از فرنگ برگشته بود كه می‌دانید به مشكل برخورد. فیلم پیش از كامل شدن متوقف شد، علی حاتمی آن را نیمه‌تمام گذاشت و محمد متوسلانی كاملش كرد كه اجازه‌ی نمایش نگرفت و پس از جرح و تعدیل‌های بسیار و فیلم‌برداری مجدد صحنه‌هایی، در سال 1367 لاشه‌ی نیمه‌جانی از آن روی پرده رفت و متأسفانه از هر نظر شكست خورد و این نقطه‌ای بود بر كارنامه‌ی عباسی در آن زمان. 
این فهرست كامل كارنامه‌ی سینمایی اوست: سه جوانمرد (بهرام ری‌پور، 1346)، هنگامه (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۴۷)، نعره طوفان (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۴۸)، پنجره (جلال مقدم، ۱۳۴۹)،  ‌حسن کچل (علی حاتمی، ۱۳۴۹)، ‌رضا موتوری (مسعود کیمیایی، ۱۳۴۹)، رشید (پرویز نوری، ۱۳۵۰)، صمد و قالیچه حضرت سلیمان (پرویز صیاد، ۱۳۵۰)، لوطی (خسرو پرویزی، ۱۳۵۰)، ‌حسن سیاه (پرویز اسانلو، ۱۳۵۱)، تنگنا (امیر نادری، ۱۳۵۲)، تنگسیر (امیر نادری، ۱۳۵۲)، سازش (محمد متوسلانی، ۱۳۵۳)، ‌خانه‌خراب (نصرت‌الله کریمی، 1354)، شب غریبان (محمد دلجو، 1354)، بت (ایرج قادری، 1355)، بیدار در شهر (ایرج قادری، 1355)، شام آخر (شهیار قنبری، 1355)، نازنین (علیرضا داودنژاد، 1355)، ده بومی کوچولو (پیتر كالینسن، تهیه‌كننده‌ی مشترك، 1355)، خاکستری (محمد صفار، 1356)، سوته‌دلان (علی حاتمی، 1356)، شهادت (تلویزیون I.T.V انگلستان، 1357)، جایزه (علیرضا داودنژاد، 1361)، جعفرخان از فرنگ برگشته (علی حاتمی/ محمد متوسلانی، 1363).

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: