سینمای ایران » نقد و بررسی1394/07/16


نقد خوانندگان – 36

نگاهی به فیلم «یحیی سکوت نکرد» ساخته‌ی کاوه ابراهیم‌پور

 

یادداشت سایت ماهنامه‌ی «فیلم»: ابتدا پاراگراف زیر را مطالعه کنید تا بعد درباره مشکلاتش نکته‌هایی را با شما در میان بگذاریم:

«فیلم - آخرین ساخته‌ی - هم‌چون منشوری چندوجهی است که امکان خوانش‌های گسترده و تعابیر توسعه‌یافته را برای مخاطب فراهم می‌کند. فیلم بر فراز قله‌ای قرار گرفته است که تنها روایتگر وجوه انسانی نیست و با هر خوانش انعطاف‌پذیر از دامنه‌ی آن می‌تواند مکاشفه‌هایی ستودنی و یگانه از یک واقعه‌ی تراژیک ارائه دهد. گاه با خوانش سیاسی در مقابل تلاش برای فراموشی حادثه‌ای شرم‌آور می‌ایستد و تلاش می‌کند که دامنه‌ی تأثیر واقعه‌ی تراژیک را در تاریخ بسط دهد و گاه با ملودرامی که می‌سازد، رویکردی اومانیستی به قربانیان آن حادثه دارد و گزاره‌ی جدیدی را برای حق حادثه‌دیدگان محترم می‌سازد و گاه در سویه‌ای کاملاً سایکولوژیک پرداختی هنرمندانه دارد و عمق خواسته‌ی قربانیان را به وسعت تمام مردم دنیا بسط می‌دهد و سویه‌ای معناگرایانه از عشق، تراژدی، انسان و تاریخ را در قالب تصاویر سینمایی تجلی می‌بخشد.»

این پاراگراف، مقدمه و ورودی یکی از نوشته‌هایی است که برای بخش «نقد خوانندگان» سایت ماهنامه‌ی فیلم ارسال شده است. اما همان طور که دیدید اولین اشکالی که به آن وارد است با حذف نام فیلم و کارگردان از متن، به‌راحتی خودش را نشان داده است: کلی‌گویی. آیا همه‌ی فیلم‌های خوب را نمی‌شود به «منشوری چندوجهی» تشبیه کرد که «امکان خوانش‌های گسترده» را مهیا می‌کنند؟ چنین سؤال‌هایی را می‌توان تا انتها درباره جمله‌های مختلف این متن کوتاه مطرح کرد و همواره به یک جواب و نتیجه‌ی مشابه رسید. دومین مشکل، استفاده از واژه‌ها و ترکیب‌های ناآشنا، ثقیل یا به‌اصطلاح «من‌درآوردی»، با هدف اعتباربخشی به متن (البته از نوع کاذب) است؛ که یک نمونه‌ی بارز آن در ابتدای متن مشخص شده است. سومین اشتباه که تقریباً تمام نویسنده‌های غیرحرفه‌ای - و در مواردی حتی حرفه‌ای - مرتکب آن می‌شوند، استفاده از کلمه‌ها و ترکیب‌های هم‌معنی یا کلمه‌ها و حروف اضافه‌ی زائد است که به تفصیل بیهوده‌ی متن می‌انجامد (و مانند پلان‌های اضافی در ساختار یک فیلم به‌تدریج باعث خستگی مخاطب می‌شوند). به عنوان مثال به نمونه‌ی ویرایش‌شده‌ی ما از جمله‌ی اول متن دقت کنید: «فیلم چون منشوری چندوجهی، امکان خوانش‌های گسترده را فراهم می‌کند.» این جمله در شکلی کوتاه‌تر به‌راحتی مفهوم جمله‌ی مورد نظر را منتقل می‌کند. البته ما برای روشن شدن ایده‌ای که طرح کردیم از همان واژه‌ها در ویرایش استفاده کردیم وگرنه اشکال‌های دیگری هم به این جمله وارد است؛ مثلاً این‌که ترکیب «خوانش‌های گسترده» اشتباه است و باید از «خوانش‌های متعدد» استفاده شود.

*

یحیی سکوت نکرد (کاوه ابراهیم‌پور)

اگر سکوت می‌کرد

دامون قنبرزاده
یحیی سکوت نکرد
فیلمی است که با پیش‌داستانش تعریف می‌شود؛ یعنی در اتفاقاتی که قبل از جان گرفتنِ داستان روی پرده به‌وقوع پیوسته‌اند. افشای تدریجی پیش‌داستان با ظرافت انجام می‌شود، از ماجرای زندگی گذشته‌ی عمه با دکتر و مشکل عمه با مادرِ یحیی که اعتقاد دارد برادرش به خاطرِ این زن بوده که او و خانواده‌اش را رها کرده و رفته است، تا ماجرای لیلا، دختر همسایه، و شوهرش بهرام که هم‌سن پدرش است؛ و تا رابطه‌ی بهرام با عمه و شوهرِ مرحومش. تمامِ این ریزه‌کاری‌ها، ذره‌ذره به فیلمِ تزریق می‌شوند تا داستان شکل بگیرد و ما از ماجرا سر دربیاوریم. در متنِ همه‌ی این اتفاقات، ماجرا از دیدگاه یحییِ کوچک روایت می‌شود که مانند مخاطب قرار است بفهمد دوروبرش چه خبر است. او نه‌تنها یواش‌یواش از زندگی عمه‌اش مطلع می‌شود، بلکه تجارب دیگری هم کسب می‌کند که مهم‌ترینش چشیدنِ طعم عشق است. او قرار است طی این مسیر، رشد کند و به بلوغ برسد؛ بلوغی که پایانِ تأمل‌برانگیزِ فیلم را شکل می‌دهد. اما در پایان احتمالاً به این نتیجه می‌رسیم که بلوغ او عین بچگی‌ست؛ یک خلوصِ روحیِ پاک و بچه‌گانه که فکر می‌کند باید راست بگوید چون تاب تحمل واقعیتِ تلخِ دوروبرش را ندارد. اما اگر از بُعدی دیگر به این بچگی نگاه کنیم، انگار تبدیل می‌شود به چیزی ترسناک؛ که اگر سکوت کرده بود، اگر واقعاً می‌دانست عمه در زندگی‌اش چه کشیده، شاید در پایان، چنین عملی انجام نمی‌داد.
اما مسیری که قرار است یحیی را به این بلوغ بچه‌گانه و در عین حال ترسناک برساند، گاهی برای بیننده تکراری و خسته‌کننده می‌شود؛ این‌که یحیی می‌خواهد سر دربیاورد که عمه‌اش در آن زیرزمین مشغول چه کاری‌ست، با تأکیدهای بیش از حد و چندباره که در آن‌ها عمه، آدم‌هایی را به زیرزمین می‌بَرَد یا در حالِ درگوشی صحبت کردن با غریبه‌هاست یا لکه‌های خون روی لباسش ریخته، وارد روندی بیش از حد تکراری می‌شود که هیچ پیشرفتی را در قصه باعث نمی‌شود. تماشاگر خیلی جلوتر از یحیی می‌فهمد که در آن زیرزمین چه خبر است و این معماگونگیِ فضا، بسیار بی‌حاصل جلوه می‌کند. به همین علت است که بیننده از یحییِ کوچک جلو می‌زند و دیگر آن ورودِ غیرقانونی به زیرزمین و سر درآوردن از ماجرا، چندان جذاب نیست.
اما نکته‌های آزاردهنده‌ی دیگری هم در داستان وجود دارند که مهم‌ترینش برمی‌گردد به قضیه‌ی خودکشیِ لیلا که یحیی تصور می‌کند باید کارِ عمه باشد. نکته‌ی نامفهومِ این قسمت این‌جاست که به چه علت لیلایی که قرص برنج خورده، نزدِ عمه آورده شده؟ و از این سؤال مهم‌تر این‌که چه‌طور وقتی عمه بازداشت می‌شود، در نهایت یحیی به گفته‌ی خودش دیگر او را نمی‌بیند؟ چه‌طور ثابت نمی‌شود که لیلا به دستِ عمه کشته نشده است؟ شاید عمه به خاطرِ سقط جنین‌های غیرقانونی در زندان باقی مانده، که البته هیچ اشاره‌ای به آن نمی‌شود و نقطه‌ی مبهمی باقی می‌ماند، هم‌چون این موضوع که چرا وقتی اهالی محل آن قدر برای‌شان مسلم است که عمه موجب مرگِ زنان و بچه‌های‌شان شده، او را به دست پلیس نمی‌سپارند؟ چرا تا کنون اقدامی نکرده‌اند و به جای آن، بچه‌های محل به او آزار و اذیت می‌رسانند؟ چرا مثلاً مردِ همسایه که پسرِ شرش یحیی را اذیت می‌کند، در طول داستان با عمه خوب است و حتی از او کمک هم می‌خواهد اما در صحنه‌ی ابتدایی فیلم (که در  واقع پایان فیلم است و فیلم دوباره در پایان به آن برمی‌گردد) با غیض و نفرت، عمه را خطاب قرار می‌دهد و روی شیشه‌ی ماشین کلانتری، که عمه به آن منتقل می‌شود، مشت می‌کوبد؟ اگر او از عمه این قدر نفرت داشت، چرا تا کنون اقدامی نکرده بود؟
اما با وجود این نکته‌های مبهم و غیرمنطقی، باز هم نمی‌شود نسبت به اولین فیلم کاوه ابراهیم‌پور بی‌اعتنا بود و فیلم‌نامه‌ی خوب و درخور توجه طلا معتضدی را ندیده گرفت. یحیی سکوت نکرد کار شسته‌رفته و قابل‌تحملی‌ست که می‌شود آن را تا پایان دید.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: