سینمای ایران » نقد و بررسی1394/01/29


بی‌خود و بی‌جهت، بیست!

نگاهی به «استراحت مطلق»

محمد محمدیان

 

کاهانی با آدم (1385) كه داستانش درباره مردم روستایی به‌نام «عیش‌آباد» که در بیست‌سال گذشته فرشته مرگ سراغ آن‌ها نیامده است و از فیلم اولی‌های خوب بیست‌و‌پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر محسوب می‌شد، نشان داد که كارگردانی‌ست با نگاه متفاوت. او پس از دومین فیلمش، آن‌جا (1387) راهش را یافت و وارد سینمای اجتماعی ویژه خود شد. سینمایی كه تلاش دارد به عمق معضلات اجتماعی بپردازد و چهره‌های دردمند را در بستر خاص خود از دل جامعه جدا و روی پرده نقره‌ای به سوی روح و روان مخاطب پرتاب كند. سینمایی كه تا مدت‌ها پس از نمایش ذهن تماشاگر را درگیر خود می‌كند.
چنین نمایشی از مسائل جامعه و تلخی‌هایش در سینمای ایران کم‌تر به یاد می‌آوریم، تلخی‌هایی كه گاهی با شیرینی‌هایی نیز توام بوده، اما واقعیت این است كه با عطارانش هم در این سینما نمی‌توان لبخند به لب آورد و غم از سر و روی سكانس‌های طنزش می‌بارد.
كاهانی با بیست (1387) وارد دنیای آدم‌های تنها و قابل لمسش شد و با هیچ (1388)، اسب حیوان نجیبی است (1389) و بی‌خود و بی‌جهت (1390) به سینمایش جلای ویژه‌ای بخشید و سینمای اجتماعی منحصر به خود را از جامعه معاصر ترسیم كرد. سینمایی كه اكنون قهرمان‌هایش و فضایی كه در آن تنفس می‌كنند بدون سیاه‌نمایی كاذب امضای كاهانی را با خود دارند. سینمایی كه با دیالوگ‌های منحصر به فرد و شخصیت‌های به یاد ماندنی از مولفه‌های فیلمسازی است كه مابه‌ازایی در سینمای ایران ندارد و جنس سینمایی و كارگردانی را به یاد تماشاگر نمی‌آورد. و البته گاهی هم همین دیالوگ‌ها و «آداب» مخصوص قهرمان‌هایش برای او نیز دردسر ساز شد، تا جایی که استراحت مطلق در جشنواره‌ی گذشته‌ی فیلم فجر به‌نمایش درنیامد.
فیلمی كه می‌توان از آن به عنوان بهترین و تاثیرگذارترین اثر كاهانی نام برد. اثری كه قصه ساده‌اش را از آغاز تا پایان دنبال می‌كند و با ریتم درخشانش می‌تواند تماشاگرش را بارها به تماشای دعوت كند. استراحت مطلق هم بر خلاف نامش و هم‌چون دیگر اسامی ساده و خوش آب‌و‌رنگ و البته گاهی متناقض با مضمون در بیست، هیچ، اسب حیوان نجیبی است و بی‌خود و بی‌جهت بر بستری از تنهایی و زخم‌های شخصیت‌هایش بنا شده است. با این تفاوت كه این بار زن در آثار كاهانی به شدت در مركز توجه و هدف هجوم جامعه مرد سالار فضای قصه قرار گرفته است. این‌جا، استراحت آن هم از جنس مطلقش برای زن، به مفهوم مرگ است. اگرچه نمایش تصادف ابتدایی فیلم را به شدت زائد می‌دانم كه قرار نبود پایان فیلم بی‌خود و بی‌جهت لو برود، اما پس از نقش بستن تیتراژ و نام فیلم بر تصادف، بیش‌تر با معنای «استراحت مطلق» آشنا می‌شویم!
استراحت در آغاز و پایان فیلم دو مفهوم كاملا متضاد و زیبا دارند و بر خلاف ابتدای فیلم، در پایان بدون نمایش دوباره تصادف این بار مردها در استراحت مطلق هستند، حامد بساط شام را آماده می‌كند، داود درحال تماشای سریال به تخمه شكستن مشغول است و «سبیل» به سیگار كشیدن بر تراس آپارتمانش. و تازه هر سه در طول فیلم نیز درحال فراهم كردن اسباب استراحت هستند. سبیل كه سنگ توالت برای Rest Room می‌فروشد، داود كه به نصب و راه‌اندازی ماهواره مشغول است و حامد كه به قول دوستش در همه عمرش پنج میلیون درنیاورده! اما با همه انواع و اقسام این استراحت‌ها، این تنهایی و گرفتاری و فشار و بدبختی و نهایت مرگ است كه فرصتی را برای استراحت فراهم نمی‌كند.
اما در تضاد با نام فیلم و معناهای متفاوت مفهوم «استراحت مطلق»، تهاجم در طول فیلم شكل عریانی گرفته و فقط مختص زنان قصه هم نیست. سمیرا همسر سابق حامد مدام از سوی او تحت تعقیب و فشار است و بیشترین هجمه علیه او است. و تازه نه فقط از سوی حامد بلكه به شكل‌ها و نگاه‌های دیگر از سوی داود و سبیل.
دیگر زن فیلم، رضوان، هم به گونه‌ای دیگر تحت آزار روحی روانی شوهرش است؛ با توهین‌های پیاپی داود كه در روز روشن دنبال سمیرا افتاده. و بعد خود حامد كه توسط خودش و دیگران خورد و شكسته می‌شود.
استراحت مطلق هم مانند دیگر فیلم‌های كاهانی سرشار از بازی‌های خوب است. ترانه علیدوستی و بابك حمیدیان كه مثل همیشه در خدمت فیلم هستند و رضا عطاران جلوه‌های تازه‌ای از هنر منحصر به خود را به نمایش گذاشته. اما چهره شاخص فیلم مجید صالحی است كه شاید نقش پررنگی در فیلم نداشته ولی آن‌قدر خوب است كه به شدت در فیلم به چشم می‌آید و بازی او در كنار حضور درخشان، فریده فرامرزی و امیر شهاب رضویان، استراحت مطلق را حداقل از كسب جوایز بهترین بازی‌های جشنواره محروم كرد.
وقتی در جشنواره تسالونیكی(٢٠٠٨)فیلم آن‌جا را دیدم، جوری بیرون آمدم كه كاهانی را نبینم! روز بعد در «ویدیو روم» جشنواره مشغول تماشای فیلمی بودم كه دیدم كسی از پشت صدایم كرد، كاهانی بود. گفت: فهمیدم فیلم را دوست نداشتی، اما فیلم تازه‌ام را ببین، مطمئنم فیلم را دوست خواهی داشت. این را با یك اعتماد به نفس خاصی گفت، مثل كسی كه راهش را یافته... می‌دانست بیست، می‌گیرد!

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: