سینمای ایران » نقد و بررسی1393/04/23


تاریخچه‌ی هویت

سینما-حقیقت (6): نگاهی به مستند «شناسنامه»

مهرزاد دانش

 

شناسنامه
پژوهشگر، نویسنده و کارگردان: سیدمحمدرضا هاشمیان، دستیاران پژوهش: اکرم‌السادات محمودیان و اطلس منصوری، مدیر تصویربرداری: عباس حسین‌زاده، صدابردار: امید قربانی، صداگذار: احسان افشاریان، تدوین: باران علایی، گوینده‌ی متن: مجید برزگر، مدیرتولید: جمشید ابراهیم‌کرمانی، تهیه‌کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و سیدمحمدرضا هاشمیان، زمان: 86 دقیقه، محصول: 1391

كاركرد فیلم مستند تنها تمركز بر پدیده‌های شگفت‌انگیز و دور از ذهن نیست. برعكس، ممكن است بسیاری از عناصر روزمره و دم‌دستی هم وجود داشته باشند كه نگاه تیز یك مستندساز، بتواند از معبر جست‌وجو و تبارشناسی و كاركردسنجی، نمود دوباره‌ای را از آن‌ها به مخاطب معرفی كند. شناسنامه به عنوان برگ هویت شهروندی در جامعه‌ی مدرن، كه از اواسط قرن نوزدهم میلادی در اروپا رایج شد و دامنه‌اش به ایران در اواخر قرن سیزدهم شمسی رسید، یكی از همین جلوه‌های معمولی است كه در استفاده از برخی حقوق و تكالیف عمومی هم‌چون تحصیلات، استخدام، اشتغال، معاملات، ازدواج، انتخابات، نظام وظیفه، مسافرت و... كاربردی فراوان دارد، ولی كم‌تر كسی به شكل جدی به متن و حواشی این دفترچة مختصر چندبرگی می‌اندیشد.
سیدمحمدرضا هاشمیان (متولد 1354، کاشان) با مدرک کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی كه پیش از این سه فیلم کوتاه اتاق پرو، آن سوی دیوار و مرسی و هم‌چنین مستند بلند سبز، سپید، سرخ (درباره‌ی تاریخچه و ماهیت پرچم ایران) را در كارنامه‌ی هنری‌اش ثبت كرده، در جدیدترین اثرش، شناسنامه، به سراغ این سند هويت ملی رفته است. این مستند قالبی پژوهشی دارد و با بهره‌گیری از فرایندهایی هم‌چون مصاحبه با كارشناسان، محققان، شاهدان وقایع، متن‌های پژوهشی (كتاب و نشریات)، اسناد مكتوب، تصویرها و  فیلم‌های آرشیوی مستند و گزارشی و خبری، آمار و... مجموعه‌ای كم‌وبیش پروپیمان - از هر آن‌چه بتوان درباره‌ی موضوع شناسنامه به ذهن متبادر ساخت - تهیه كرده است. این ویژگی، مهم‌ترین امتیاز مستند شناسنامه است كه نشان از بهره‌وری مناسب هاشمیان از دو سال و اندی زمانی دارد كه صرف ساختن این اثر كرده است.
اما صرف فرایند پژوهش، هر چه‌قدر هم كه غنی و جامع باشد، به‌تنهایی نمی‌تواند ارزش اساسی یك مستند را رقم بزند. انسجام و ضرباهنگ از مهم‌ترین عناصر تعیین‌كننده‌ی جایگاه یك مستند است. مستندساز باید این توانایی را داشته باشد تا از میان انبوه اطلاعات و داده‌های در دسترس، اولاً گزیده‌هایی را برگزیند كه در ارتباط ارگانیك با یكدیگر باشند و ثانیاً توالی طرح‌شان، بر مبنای یك روند منطقی و جذاب صورت پذیرد. مستند شناسنامه، فارغ از دو بخش آغاز و انتهایش، واجد این امتیاز است و ای كاش آن دو فضای بی‌ربط در اول و آخر اثر نبود. در ابتدای مستند، پیرمرد غارنشین و كم‌وبیش خل وضعی نمایش داده می‌شود كه در روستایی حوالی فومن، از اجتماع دوری گزیده است. در آخر مستند هم دوباره همان پیرمرد مطرح می‌شود كه از طرف مسئولان ثبت احوال منطقه برایش شناسنامه صادر شده است. به نظر می‌رسد خود این موضوع كه یك آدم از فضای مدنی جامعه فاصله می‌گیرد و به كوه و دشت پناه می‌برد، آن قدر برای هاشمیان جذابیت داشته است كه به بهانه‌ی بحث شناسنامه، آن را مطلع و مؤخر فیلمش قرار داده است. در حالی كه می‌شد اصلاً از همین ماجرا، یك مستند مستقل دیگر ساخت و به شناسنامه ربطش نداد؛ دست‌كم تا آن حد كه مهم‌ترین قسمت‌های كار را به خود اختصاص دهد.
سیدمحمدرضا هاشمیان (نفر جلو) ولی فارغ از این ضعف، فیلم ریتم و توالی مناسبی در ارتباط‌سازی بین نتایج پژوهشی‌اش دارد. در بخش نخست، برخی نمودها با ظرفیت جذابیت‌های ژورنالیستی - كه باعث انگیزه‌سازی در مخاطب برای تعقیب فیلم می‌شود - قرار گرفته‌اند؛ مانند اشاره به كاركردهای مختلف شناسنامه در جامعه، پوستر جشنواره دو سال قبل فیلم فجر كه بر اساس صفحه‌ی اول شناسنامه طراحی شده بود، تیتراژ جدایی نادر از سیمین كه دربرگیرنده‌ی شناسنامه‌هایی در داخل دستگاه زیراكس بود، جنایت‌ها و جرم‌هایی كه بر سر موضوع شناسنامه انجام شده‌اند، تحویل شناسنامه جدید به رهبر انقلاب و... اما متن اصلی با روندی تاریخی شكل گرفته است: ابتدا چگونگی شكل‌گیری شناسنامه در انگلستان مطرح می‌شود و با عطف موضوع به عهد ناصری و رواج اعطای القاب به رجال و شخصیت‌ها در ایران آن زمان، مقدمه‌ای مناسب برای طرح چگونگی ایجاد شناسنامه در ایران شكل می‌گیرد. تصویب لایحه‌ی سجل احوال بعد از نهضت مشروطیت، اولین شناسنامه‌های ایرانی، تأثیر كودتا و سلطنت رضاخان بر امور ثبت احوال، چگونگی انتخاب نام‌خانوادگی در بین ایرانیان، موضوع اعطای تابعیت ایرانی به فوزیه (همسر مصری محمدرضا پهلوی)، كاربرد شناسنامه برای گرفتن جیره‌ی غذایی در زمان قحطی ناشی از اشغال ایران توسط متفقین، ماجرای صدور شناسنامه‌های آذری به جای فارسی برای مناطق تحت پوشش خودمختاری زمان پیشه‌وری و... تا موضوع‌های مرتبط بعد از انقلاب اسلامی هم‌چون رد صلاحیت جلال‌الدین فارسی از انتخابات ریاست‌جمهوری به خاطر قید ملیت افغانی والدینش در شناسنامه یا ماجرای تعویض شناسنامه‌ها و صدور كارت ملی. هاشمیان در لابه‌لای این نكات تاریخی، از ارائه‌ی حواشی جذاب رویگردان نیست؛ مانند توضیحات انور خامه‌ای درباره‌ی فلسفه‌ی نام‌خانوادگی‌اش، علت یكسان نبودن نام‌خانوادگی امام خمینی با برادرانش، اعتراض جالب دكتر محمد مصدق به رد صلاحیتش جهت انتخابات مجلس به علت كبر سن، ایرانی تلقی شدن باراك اوباما در نطق یكی از نمایندگان مجلس، اشاره به موتیف شناسنامه در برخی آثار هنری هم‌چون داستان آینه محمود دولت‌آبادی و حقایق درباره‌ی لیلا دختر ادریس بهرام بیضایی و ترانه‌ی هفته‌ی خاكستری فرهاد، اشتباه‌های مندرج در روند صدور كارت ملی (تا حدی كه برای فردی زنده، احراز هویت میت شده بود!) و...
هاشمیان برای تنوع‌بخشی و گسترش فضای متن، از تمهیدات دیگری هم استفاده كرده است. مثلاً به استناد این‌كه اولین شناسنامه‌ی فرد ایرانی كه در بمبئی صادر شده، متعلق به عبدالحسین سپنتا است، لحظه‌هایی از فیلمش را به نمایش بخش‌هایی از فیلم دختر لر اختصاص می‌دهد؛ یا برای فضاسازی حال‌وهوای اجتماعی بعد از انقلاب از فیلم مستند كم‌تر دیده‌شده‌ی كیانوش عیاری با عنوان تازه‌نفس‌ها استفاده می‌كند؛ یا حاشیه‌های صوتی به‌جا در برخی بخش‌ها به كار می‌رود (مثل استفاده از صدای گربه در قسمتی كه مربوط به شرح القاب درباری در زمان قاجاریه است و موضوع به لقب گربه‌ی ناصرالدین شاه یعنی ببری خان می‌رسد!)؛ یا فضای چگونگی حضور مأموران بلدیه دوران پهلوی اول در روستاهای كشور را جهت سرشماری با شمایل كمدی كلاسیك‌های صامت اوایل تاریخ سینما بازسازی می‌كند و... البته در این میان روی برخی از نكته‌ها تأكید یا زمانی بیش از اندازه صرف می‌شود؛ مثل قضیه‌ی باغ قلهك انگلستان و تأثیرش روی موضوع سرشماری. در برخی لحظه‌ها نیز از لحن بی‌طرفانه‌ی متداول یك مستندساز فاصله گرفته می‌شود؛ مثل كنایه زدن به احمدشاه قاجار در سفرش به خارج موقع بروز بحران در ایران یا موضع‌گیری صریح در نریشن علیه برخی از اقدامات و سیاست‌های سیستم پهلوی. معمولاً این نوع قضاوت‌ها را مستندساز با ارائه‌ی مستندات تاریخی بر عهده مخاطب می‌گذارد یا به شكل غیرمستقیم‌تر با مخاطب در میان می‌گذارد كه تأثیری به‌مراتب بیش‌تر از بیان مستقیم در بر دارد. به هر حال شأن یك مستند پژوهشی درباره‌ی شناسنامه بیش از یك برنامه‌ی سیاسی/تبلیغاتی معمولی تلویزیونی است.
به طور كلی مستند شناسنامه، اثری با ارزش‌های قابل‌توجه پژوهشی است كه با قالبی پویا و خوش‌ریتم، مروری جذاب بر یكی از پركاربردترین اوراق هویتی ایرانیان دارد.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: