سینمای ایران » نقد و بررسی1392/10/11


تعبیر این خواب عجب!

شبكه‌ی خانگی: «تعبیر خواب» (رضا دادویی)

پوریا ذوالفقاری


وقتی می­شنویم فیلمی بدون اکران در سینما به شبکه‌ی خانگی آمده یا از اساس برای این بازار تولید شده، ناخواسته تصور اثری بی‌کیفیت که به زحمت ارزش دیدن را دارد، به ذهن­مان می­آید. این تصور به دلیل سنت غلط شکل گرفته در شبکه‌ی ویدئویی، چندان هم بی­راه نیست اما پای­بندی به این باور، گاه باعث نادیده شدن معدود آثاری قابل اعتنا می­شوند. مثل تعبیر خواب رضا دادویی که چندی پیش وارد این بازار شد. تنها خبری که پیش از توزیع این فیلم، نام آن را مطرح کرده بود، جایزه­ای بود که شهاب حسینی به خاطر بازی در آن از جشنواره‌ی مسکو گرفته بود.
تعبیر خواب یک فیلم پلیسی­ست؛ همان ژانری که فقر سینمای ایران در آن، موضع بحث­ها و میزگردهای زیادی بوده است. تعبیر خواب داستانش را خیلی زود آغاز می­کند. مشکل بزرگی زندگی پلیس فیلم با بازی شهاب حسینی را به هم ریخته. ابتلای دخترش به بیماری بی‌درمان و جواب رد دکتر به امکان بهبود او، همان ابتدا وضعیت روانی او را ترسیم می­کند. با ورود این پلیس به کلانتری و شنیدن خبر درگذشت دوست و همکار صمیمی­اش به نام خسروی، وضعیت روحی و فکری­ او آشفته­تر می­شود. او یادآور پلیس­هایی­ست که خودشان با روش شخصی و معمولاً خشن­تر از روال جاری می­کوشند عدالت را اجرا کنند. این رویکرد شاید کلیشه­ای به نظر برسد اما بخشی از جذابیت سینمای پلیسی اجرای درست همین کلیشه­هاست.
این پلیس به­هم ریخته، در بازگشت به خانه، با سرقت یک طلافروشی روبه­رو می­شود. از این­جا فیلم مرز دنیای ذهنی و عینی، مرز خواب و بیداری را برمی­دارد. پلیس قصه مردی را دستگیر می­کند که برای او یادآور بخشی از گذشته­اش است. متأسفانه از این قسمت، فیلم در پیش­برد منطقی اتفاق­هایش، به اندازه‌ی بخش اول موفق نیست. مخاطب تا جایی به ماجرای واقعیت یا کابوس بودن روند داستان پی نبرده و انتظار توضیحی منطقی برای آن­چه می­گذرد، دارد. اتفاق در همین قسمت شخصیت اصلی فیلم، بر سر یک دوراهی اخلاقی قرار می­گیرد. اگر همین بحران اخلاقی در فضایی واقع­گرایانه در قلب داستان می­نشست، شاید با یکی از بهترین فیلم­های پلیسی ایرانی روبه­رو می­شدیم. پلیسی که برای درمان فرزندش نیازمند پول است و خلاف­کاری که یک شب توسط او بازداشت می­شود و در ازای آزادی­اش، وعده‌ی پرداخت چندبرابر رقم مورد نیاز او را می­دهد. خلاف­کاری که گذشته‌ی مشترکی هم با پلیس دارد.
کارگردانی فیلم تا آخرین نما هم قابل توجه ا­ست و موسیقی متن ساده اما درگیرکننده‌ی آن و تدوین سنجیده‌اش، از دیگر نقاط قوت فیلم است. اما روند داستان در فیلم­نامه به شکلی­ست که گویی روی درک هر اشاره‌ی ریز از سوی مخاطب حساب ویژه­ای باز شده و این برای یک فیلم پلیسی که قرار است پیش از هرچیز سرگرم­کننده باشد، کمی سنگین به نظر می­رسد. خروج دو پلیس به همراه مرد خلاف­کار از کلانتری و رفتن به بیمارستانی که فرزند بیمار شخصیت اصلی از آن ربوده شده، اوج ابهام فیلم است. اگر این اتفاق واقعی باشد که چندان منطقی نمی­نماید و اگر هم با توجه به خالی بودن بیمارستان، آن را خیال بدانیم که هیچ تأثیری در داستان ندارد. پایان فیلم هم، چنین وضعیتی دارد. کابوس و خیال و واقعیت و بعد دیدن جنازه‌ی شخصیت اصلی در جایی که ابتدای فیلم و در درگیری اولیه­اش با دزدان طلافروشی او را دیدم. یعنی باید گلوله­ای را که در آن لحظه به پلیس شلیک شده، تمام‌کننده‌ی کار او بدانیم و بپذیریم باقی داستان کابوسی بیش نبوده است؟ این نوآوری­ها با توجه به فقر این ژانر که در ابتدای نوشته به ان اشاره شد و نیز با توجه به مقدمات فیلم که وعده‌ی یک اثر داستانی واقع‌گرایانه را می­دهد، کمی مخاطب را پس می­زند. گره­های زیادی هم که در طول داستان پیش روی مخاطب قرار می­گیرند، توقعی را ایجاد می­کنند که با حواله کردن همه چیز به خیال و کابوس و ادعای مردن همه‌ی شخصیت­ها در همان ابتدای فیلم، پاسخ نمی­گیرند. مثلاً وقتی صحبت از کشته شدن خسروی به دست سارق طلافروشی می­شود، خیلی دشوار است که مخاطب او را شر مطلقی بداند که پیام­آور نابودی­ست و بیش­تر منتظر بیان رابطه‌ی سرقت امشب و قتل خسروی­ست. به همین دلیل غافلگیری نهایی هم، به جای شوکه کردن مخاطب، بیش­تر او را دچار سردرگمی می­کند.
با این حال نمی­توان باز هم از درخشش شهاب حسینی در نقش یک پلیس خشن و ظهور فیلم­سازی مسلط به ساختار و ویژگی‌های بصری سینمای پلیسی نگفت. طوری که می­توان با اطمینان گفت این کارگردانی در صورت انتخاب روایت یک داستان سرراست پلیسی، نتیجه‌ی خوبی به بار خواهد آورد. تعبیر خواب از این نظر فیلم قابل اعتنایی­ست.  

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: