سینمای ایران » نقد و بررسی1392/06/09


پرنده‌ای در باد

نگاهی به «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند»

محمد محمدیان

 

پوران درخشنده بسیار كم‌تر از آن‌چه مستحقش بوده مورد توجه قرار گرفته و به طرزی ناعادلانه در سایه دیگر فیلم‌سازان خوبی مانند رخشان بنی‌اعتماد و تهمینه میلانی قرارگرفته است. بی‌شک این بی‌اعتنایی از سوی تماشاگران که معمولا از آثارش استقبال کرده‌اند‌ اتفاق نیفتاده است. پرنده کوچک خوشبختی یکی از نخستین فیلم‌های موفق و پرفروش دهه‌ی 1360 بود و فیلم‌های عبور از غبار، زمان ازدست‌رفته و بچه‌های ابدی از فیلم‌های قابل دفاع کارنامه‌اش به حساب می‌آیند. او در طول فعالیتش هیچ‌گاه از سینمای اجتماعی مورد علاقه‌اش فاصله نگرفت، فیلم نازلی نساخت، به سینمای کودک و نوجوان وفادار ماند، با پافشاری مثال‌زدنی سعی کرد این سینما را از منظر تاثیرگذار‌‌تری‌اش دنبال کند و نامی از خود در دنیای کودکان به‌جا بگذارد که گذاشت. اما در رسانه‌ها کم‌تر به چشم آمد و به‌ندرت دیدم زبان به شکوه بگشاید.
فیلم تازه درخشنده کامل‌ترین و جسورانه‌ترین ساخته وی در میانه‌ی دو مضمون مورد علاقه‌اش است که در چشم‌اندازی كلی از سینمای کودک شروع می‌شود و به ناهنجای‌های جامعه می‌رسد. همان اندازه که بیان کودک‌آزاری در خانواده‌های آسیب‌دیده ناپسند و نکوهیده است که در فیلم نیز به آن پرداخته شده، طرح موضوع آن نیز در سینمای ما با احتیاط‌هایی همراه بوده است. هیس!... به لحاظ اجرا و کار با بازیکران و طرح قصه فیلم که از جای خوبی آغاز و به اوج رسیده و به‌خوبی در روح و روان تماشاگر پایان می‌یابد هم جهشی در کارنامه‌ی درخشنده به حساب می‌آید که استقبال تماشاگر نیز مؤید آن است.
البته داستان فیلم به قدری تکان‌دهنده و تروتازه است که خود فیلمساز هم در جاهایی در آن غرق شده است! به همین دلیل نیز گاهی از سینما فاصله گرفته و فیلم‌ساز عقایدش را با گفتار بازیگرانش تنها فریاد زده ‌است. این حرف‌های مهم درگلومانده‌ی کارگردان می‌توانست در جاهایی تصویری‌تر و اثرگذار شود و از حد دیالوگ‌های صرف فاصله بگیرد. تاخیر در نمایش دستگیری مرد متجاوز نیز می‌توانست به پیچیدگی‌های گره فیلم بیافزاید که تا فصل‌های انتهایی ندانیم چه کسی را کشته است.
پایان باز فیلم که در آن سرنوشت دختر نامشخص باقی می‌ماند، از ویژگی‌های فیلم است. اکنون این مرگ یا بخشش او نیست که اهمیت دارد، بلکه معصومیت ازدست‌رفته‌ی دختر در کودکی و پیامد‌های اجتماعی آن بوده که فیلم‌ساز سعی داشته هرچه بیشتر به آن نزدیک شود.
به نظر نمی‌رسد در هیچ‌یک از نقدها و اشاره‌‌هایی که تا کنون به فیلم شده، نام طناز طباطبایی فراموش شده باشد با این بازی فراموش‌نشدنی‌اش. او دیگر راهش در انتخاب درست نقش‌ها را یافته و دارد جلو می‌رود و چه شانس خوبی هم داشته در کار با این همه فیلم‌ساز صاحب اعتبار. لابد خودش هم خوب می‌داند که این بزرگ‌ترین جایزه است.
وقتی درخشنده فیلم بیست (عبدالرضا کاهانی) را تهیه کرده بود و در بازار فیلم جشنواره‌ی فجر می‌دیدم که همه به او هم تبریک می‌گویند، می‌شد حس کرد که خودش هم می‌خواهد با فیلمی به موفقیت‌هایش برگردد. می‌دانستم می‌تواند... هنوز هم می‌تواند... بیش‌تر

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: