سینمای جهان » نقد و بررسی1398/02/19


ساختارها و درون‌مایه‌ها

چگونه فیلم ببینیم - 5

جنگوی زنجیرگسسته

 

فیلم‌­هایی که بر روی سبک، بافت یا ساختار تأکید دارند، اغلب از نظر تجاری موفقیت چندانی ندارند چون تعداد زیادی از تماشاگران یا آمادگی­ تجربه­‌هایی از این دست را ندارند و یا با چنین دیدگاه‌­های سینمایی راحت نیستند. فیلم­‌هایی مثل یادگاری (2000) ساخته‌ی کریستوفر نولان، به اصطاح آثار راحت­‌الحلقومی نیستند که بشود توی سالن سینما نشست یا روی لپ‌تاپ تماشای‌شان کرد.

تمرکز بر ایده‌­ها
در بسیاری از آثار جدی سینمایی، کنش و شخصیت‌­ها، اهمیتی بیش­ از مفهوم خود فیلم دارند؛ آن­‌ها به روشن ساختن برخی از مفاهیم زندگی می‌­کنند، باعث می‌­شوند تا تماشاگر با تجربه­‌های بشری آشنا شود و یا وضعیت انسان در جامعه­‌اش از طریق این کنش‌­ها و شخصیت­‌ها به نمایش گذاشته می­‌شود. ممکن است ایده یا فکر اصلی فیلم به طور‌ مستقیم از طریق رخدادی خاص یا شخصیت به‌خصوصی به آن­‌ها ربط پیدا کند. البته، خیلی اوقات ایده یا فکر اصلی فیلم به شکل ماهرانه‌­ای در دل فیلم مطرح می‌شود که ما را به چالش می­‌کشد و باید تلاش کنیم تا تعبیری را بیابیم که از نظر ما کاملاً با چهارچوب فیلم هماهنگی دارد. این رویکرد غیرمستقیم باعث می‌شود تا تعابیر متنوعی نسبت به فیلم ایجاد شود که البته نباید با چهارچوب ایده یا فکر اصلی فیلم در تضاد باشند.

رستگاری در شاوشنگ به احتمال نخستین گام برای شناخت ایده‌ی هر فیلمی آن است که بتوانیم موضوع فیلم را در یک جمله یا یک عبارت به زبان بیاوریم، مثلاً حسادت، بی‌عدالتی، پیش‌داوری. یادمان باشد که شناسایی موضوع حقیقی فیلم، نخستین گام ارزشمند برای تجزیه و تحلیل یک فیلم به شمار می­‌آید. اگر توانستیم موضوع فیلم را در یک عبارت یا یک جمله خلاصه کنیم، احتمالاً با یکی از موارد زیر روبه‌رو هستیم:

1-مفاهیم اخلاقی: فیلم‌­هایی که جمله‌­های اخلاقی در آن‌­ها شنیده می­‌شود، قصدشان آن است که از ابتدا ما را با استدلالی عقلی یا یک قاعده‌ی اخلاقی به‌خصوص متقاعد کنند تا ترغیب شویم که چنین قاعده­‌ای را در زندگی خودمان به کار بگیریم. قواعدی از این دست اغلب به شکل کلمات قصار هستند «عشق به پول ریشه‌ی همه‌ی بدی­‌هاست.» البته فیلم­‌های امروزی به مفاهیم اخلاقی مهمی می‌­پردازند و کم‌­تر پیش می‌­آید بر روی یک نکته تأکید کنند و ما هم باید مراقب باشیم که یک مفهوم اخلاقی را با یک جمله‌ی قصار اشتباه نگیریم. فیلم‌هایی مانند تاوان (جو رایت، ۲۰۰۷) یا بازدید کننده (2007) ساخته‌ی تام مک‌کارتی ما را وادار می­‌کنند تا با دقت به نتایج تصمیم‌های اخلاقی خودمان فکر کنیم.

2-حقیقت ماهیت بشری: این فیلم­‌ها اساساً با آثاری که بر روی شخصیتی خاص تأکید می­‌کنند؛ تفاوت دارند. شخصیت‌­ها این نوع فیلم­‌ها به چیز­هایی ورای خودشان فکر می­‌کنند. آن‌­ها نماینده‌ی همه‌ی بشریت­‌اند و برای ترسیم حقایقی جهانی پیرامون ماهیت انسان و انسانیت از آن‌­ها به عنوان ابزاری سینمایی استفاده می­‌شود.  درفیلمی مانند جایی برای پیرمرد­ها نیست (2007)، شخصیتی که خاویر باردم نقش او را بازی می­‌کند و یا فیلیپ سیمور هافمن فقید در سینکداکی نیویورک (2008) ساخته‌ی چارلی کافمن، تجسمی از لایه­‌های کم‌­شمار تمدن بشری­‌اند یا نمادی از واقعیت زندگی هستند که از زندگی آدم­‌های متمدن طرد شده‌­اند.

3- معضلات اجتماعی: فیلم­‌سازان مدرن، بارها دل‌مشغولی خود نسبت به معضلات اجتماعی را نشان داده‌­اند و در آثارشان به فساد و بی‌خردی در جامعه می­‌پردازند یا نهاد­های اجتماعی را نقد می‌­کنند. اگرچه هدف اصلی آن­‌ها اصلاح اجتماعی است اما به ندرت به روش­‌های به‌خصوصی برای اصلاحات اشاره می­‌کنند و معمولاً تمرکز این فیلم­‌ها بر روی مشخص کردن معضلات و تأکید بر اهمیت آن­‌ها است. یک فیلم اجتماعی ممکن است به شکلی کمیک، ملایم و یا هجو­آمیز به یک معضل اجتماعی اشاره کند یا حتی چنین موضوعی را به شکلی خشونت­‌بار، ‌بی‌رحمانه یا وحشیانه‌­ای نشان دهد. فیلم‌­هایی مانند گران تورینو (2008) ساخته‌ی کلینت ایستوود به غرض‌­ورزی نسبت به مهاجران می­‌پردازد یا دور از او (2006) به کارگردانی سارا پولی بازیگر مجموعه‌ی تلویزیونی قصه‌­های جزیره؛ تحول خانوادگی در برابر بیماری آلزایمر را نشان می­‌دهد.

4- تلاش برای کسب شأن انسانی: بسیاری از فیلم‌­های جدی به تضاد بنیانی یا تنش بین دو وجه متضادی از وجود انسان می‌پردازند. یکی میل به تسلیم شدن در برابر غرایز حیوانی دارد و در میان لجن ضعف­‌ها، بزدلی­‌ها، حماقت­‌ها و شهوت­‌های انسانی بشری دست‌و‌پا می­‌زند و وجه دیگری وجود دارد که تلاش می­‌کند تا از جایش برخیزد و شجاعت، حساسیت، هوش، وجوه اخلاقی و معنوی و فرد­گرایی قدرتمندانه‌­اش را به نمایش بگذارد. چنین تقلا و تلاشی را زمانی می­‌توان به بهترین نحو نشان داد که شخصیت‌­های اصلی در شرایط نامساعدی قرار بگیرند و به نوعی با بدبیاری دست و پنجه نرم کنند و چاره‌­ای ندارند جز این که از این شرایط در بیایند. چنین تضادی ممکن است بیرونی باشد و شخصیت اصلی فیلم با نظام‌­ها، نهاد­ها، نگرش‌­ها یا فشار‌های غیرانسانی درگیر شود یا شاید تضاد درونی باشد و شخصیت اصلی باید شأن و کرامت انسانی­‌اش را از تار و پود ضعف‌های شخصیتی خودش بیرون بکشد. در رستگاری در شاوشنگ (فرانک درابونت، ۱۹۹۴) هر دو وجه بیرونی و درونی را شاهد هستیم. اندی، شخصیت اصلی به تدریج بر ضعف شخصیتی خودش غلبه می‌­کند و چندین سال استقامت و پایداری می­‌کند و سرانجام با فرارش از زندان، بر بی‌گناهی­‌اش صحه می­‌گذارد. در جنگوی زنجیرگسسته (2012) شخصیت اصلی سرانجام موفق می‌­شود عشقش را از دست برده­‌دارها رها ساخته و آزادی او را نیز به دست بیاورد. سیلوستر استالونه در راکی (1976) شخصیتی را انتخاب می‌­کند که نه آینده­ای ندارد و نه برای خودش کسی است اما با تلاش­‌های فردی بر ضعف‌هایش غلبه کرده و سرانجام پیروز می‌­شود. در مرد سیندرلایی (2005) راسل کروو با تلاش و استقامتش در شرایط بد اقتصادی کشور امریکا، سرانجام قهرمان بوکس سنگین وزن جهان می‌­شود.

5- پیچیدگی روابط انسانی: برخی از فیلم‌­ها روابط انسانی، شادی‌­ها، غم­‌ها، معضلات آن را مورد توجه قرار می­‌دهند: به عشق، دوستی، ازدواج، طلاق و کنش‌­های متقابل در خانواده می‌­پردازند. در فیلم درس‌آموزی (لونه شرفینگ، 2009) با دختری جوان روبرو می­‌شویم که دلبسته‌ی مردی می­‌شود که سن و سالش خیلی از او بیش­‌تر است. در برخی از فیلم‌­هایی که به این گروه تعلق دارند معضلات زندگی خانوادگی در فرایندی تلخ به نمایش در می­‌آید. کریمر علیه کریمر (1979) از هم پاشیدن خانواده‌­ای را به ما نشان می­‌دهد. مرد خانواده که اصلاً انتظار چنین برخوردی از همسرش را نداشته، اکنون باید دست تنها هم به پسرش رسیدگی کند و هم سر کار برود. در بهتر از این نمی­‌شه (جیمز بروکس، 1997) جک نیکلسن نویسنده‌­ای سرشناس است اما نه عشق را می­‌شناسد و نه آن را باور کرده است اما سرانجام در دام عشق زنی گرفتار می‌­شود که حتی در خواب هم نمی‌دید هر روز در رستورانی برایش نهار می‌­آورد.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: