به صرفه‌ترین سیم کارت

سینمای جهان » نقد و بررسی1398/06/13


دنیای یک بازیگر شورشی

نقد و بررسی مستند «به من گوش کن مارلون»

محمدسعید محصصی

 

به من گوش کن مارلون
نویسنده، تدوین­‌گر و کارگردان:  استوان ریلی. تهیه‌­کننده: جان بارلتسک، آر. جی. کاتلر، جورج چیگل. مدیر فیلم‌برداری: اوله برات بیرکلند. تهیه‌­کننده‌ی آرشیو ِ براندو اینترپرایز: آوستین ویلکین. پژوهش آرشیوی: هلنا لوییس، استر بنسادون. تهیه‌­شده در: ام. بی. فیلمز. محصول: پشن پیکچرز و یونیورسال، 102 دقیقه، سال 2015.

فیلم با این میان­‌نویس آغاز می‌­شود: «مارلون براندو در طول زندگی‌­اش صدها ساعت نوار خصوصی صوتی ضبط کرده است که تا به‌حال هیچ­‌کس آن­‌ها را نشنیده است.» پس از آن سخنان براندو را می­‌شنویم که می­‌گوید داده‌ام از سرم یک تصویر دیجیتالی درست کرده‌­اند. تا پایان فیلم مشخص نمی­‌شود این تصاویر که نخستین تصاویر فیلم‌­اند در زمان زندگی براندو تهیه شده یا پس از مرگ او. اما این تصاویر که گویی مجسمه­‌ای لرزان از براندو در اعماق اقیانوس را نشان می­‌دهد (اقیانوسی از خاطرات) در طول فیلم در مقاطع بین سکانس‌­ها، جا به جا دیده می‌­شود؛ چیزی هستند شبیه به سردیس‌­هایی از شخصیت‌­های مشهور که از قدیم‌­الایام مرسوم بوده از سر آن شخصیت‌­ها بلافاصله پس از مرگ­‌شان تهیه می­‌شده است. گویی این روح براندو است که در طول فیلم با ما صحبت می‌­کند.

اما به من گوش کن مارلون کلاً یک مستند پرتره از براندو است و مراحل زندگی شخصی و هنر او را در سکانس‌­های گوناگون، شکل داده و مرور می­‌کند. اساس این پرتره همان نوار صوتی سخنان مارلون است که بسیار هم مفصل و همه‌­جانبه است در مورد زندگی شخص براندو، که البته توسط کارگردان، تقطیع شده است. این تقطیع بر اساس همان نوار صوتی پیش می­‌رود، اما کارگردان کوشیده مقطع‌­هایی را بیابد که بر اساس آن­‌ها سکانس‌­های خود را بچیند؛ مقطع‌­هایی مثل کودکی، مادر، بازیگری، پدر، زن (همسر، زنان و معشوقه‌­ها)، نگاه به عدالت و مانند این­‌ها. با توجه به این مقطع­‌ها گوشه‌­هایی از زندگی براندو فراخوانی می‌شود. در طی این فراخوانی­‌ها بسته به نیاز و امکانات موجود یا از عکس‌­ها و گاه از راش‌­هایی از زندگی خود براندو استفاده می‌­شود و گاه (بیش‌­تر اوقات) از فیلم­‌های مشهوری که براندو در آن‌­ها بازی داشته است. اما روند این فراخوانی‌­ها گاه چندان مقید به قاعده نیست، مثلاً در بخش تعلیمات استلا آدلر که استاد بازی­گرفتن از براندو بود، با مثالی که براندو از طبیعت مقوله‌ی بازیگری می‌­زند پرتاب می­‌شویم به رابطه‌ی او با مادرش که در زندگی­‌اش تأثیر بسیار داشته و هنوز هم یادش با اوست.

فیلم پر است از اعترافات شخصی براندو و نظرات گاه بسیار صریح و تندی مثلاً در مورد پدرش که چنان­‌که می‌گوید بسیار تأثیر منفی­‌ای بر شخصیت براندو داشته است: مردی دعوایی که انضباطی آهنین در خانه داشت، دست ِ بزن داشت (نسبت به همسرش و بقیه) و به‌­رغم عدم تمایل مارلون، او را در عنفوان جوانی مجبور کرد به تحصیل در دانشکده‌ی افسری و الی آخر. براندو البته بسیاری از مشکلاتی را که در زندگی داشته (ازجمله عدم پای­بندی­ به همسرش) را به خاطر تأثیر ویران­‌کننده‌ی شخصیت پدرش می‌­داند که نگذاشته اهمیت محبت در زندگی را بچشد، مردی خشن که برای خود براندو منبع الهام او برای خلق شخصیت­‌هایی مثل استانلی ِ تراموایی به نام هوس بود.

اما این فراخوانی‌­های خاطره خیلی نظم وقایع‌­نگارانه ندارد و بیش‌­تر تابعی از مراحل رشد شخصیت براندو است. مثلاً برای ورود به مبحث عشق او به هفت‌­سال­گی‌­اش به خاطرات­‌اش از اِرمی برمی‌­گردد، کسی که معلم سرخانه‌اش بود که مادر براندو استخدام کرده بود. براندو او را نخستین معلم مفهوم عشق می­‌داند و از آن پس می­‌رویم به سراغ رابطه‌ی مارلون با همسرش (که زندگی مشترک بسیار کوتاهی داشتند) و زن‌­ها و انواع این­‌گونه روابط.

با خواهرش ژاکلین (۱۹۴۸)چه در این سکانس‌­ها و چه در سکانس‌­های بعدی، مواد آرشیوی از عکس‌­های شخصی براندو گرفته تا پشت صحنه‌ی فیلم‌­های او و گاه راش­‌هایی که اتفاقی از زندگی براندو گرفته شده، مهم‌­ترین مواد استنادی فیلم را به دست می‌­دهند و گاه که همین مواد هم چندان به بیان موضوع راه نمی­‌دهند، برخی عکس‌­ها مثلاً، به­‌نحو مناسب برش شده یا روی آن‌­ها کارهای فتوشاپی صورت می­‌گیرد، تا از لحاظ سبک بیانی هم یک­دستی فیلم برهم نخورد.

گرایش براندو به عدالت و موضع­گیری‌­های سیاسی و فعالیت در این مسیر، بخشی مهم از زندگی او را به خود اختصاص داده است. ما براندو را در تظاهرات، در کنار مارتین لوترکینگ و جاهای مختلفی می‌­بینیم. اما فیلم‌­ساز آگاه هست که این بخش را هویتی جداگانه نبخشد و همین مقوله را نیز هم­چون دیگر مقولات فیلم واکاوی کند. در همین ارتباط براندو از اجبار پدرش به او در اعزام به دانشکده‌ی افسری می­‌گوید «این بی‌­رحمانه­‌ترین تنبیه برای من بود» که ظاهراً یک عامل مهم در سوق یافتن او به مبارزه با بی‌­عدالتی است. این بحث مبارزه با بی‌عدالتی سویه­‌های گوناگونی دارد، از توجه او به مردم تاهیتی در اقیانوس آرام تا موضوع سرخ­پوست­‌ها و قتل‌عام‌­های صورت­‌گرفته علیه آنان (براندو دومین جایزه‌ی اسکار خود را نپذیرفت و درعوض از یک دختر سرخ‌پوست خواست بیانیه‌ی اعتراضی او را در مراسم قرائت کند) و نگاه او به یکی از فیلم‌­های مهم‌­اش و محصول همکاری او با فرانسیس فورد کاپولا یعنی اینک آخرالزمان. در همین بخش آخر یعنی در مورد مراحل ساخت این فیلم براندو از چالشی که با فورد کاپولا داشته و توصیه­‌هایی که برای تغییرات ضروری در فیلم‌­نامه‌­اش به او داشته می­‌گوید و مشخص می‌­کند چه نگاه عمیقی به مقوله‌ی عدالت دارد و چه هنرمند فرهیخته و کتاب­‌خوانده‌ای است. می­­‌دانیم که این فیلم ملهم از کتاب قلب تاریکی اثر جوزف کنراد است، اما از قرار معلوم کاپولا آن درک براندو از شخصیت کورتز (که خود براندو نقش‌­اش را بازی کرده) ندارد. ظاهراً و بر اساس صحبت­‌های براندو، سر این فیلم اختلافات شدیدی بین او و کارگردان پیدا شده بود.

به من گوش کن مارلون یک فیلم درون­‌نگرانه است که می­‌شود گفت معمار اصلی آن خود براندوی فقید و بزرگ بوده است. انتهای فیلم هم پس از نماهایی از مرگ دون کورلئونه در پدرخوانده با این جمله‌ی براندو تمام می­‌شود: «حالا تا دیداری دوباره، بخواب!» یادآور همان احساسی که از دیدن تصاویر دیجیتالی از سر ِ براندو به بیننده دست می­‌دهد.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

گروه خدمات گردشگری آهیل
جشنواره مردمی عمار
جشنواره انا من حسین
آموزشگاه دارالفنون
سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: