سینمای جهان » نقد و بررسی1398/03/23


چه فیلمی تماشا کنیم؟

چگونه فیلم ببینیم - 9

شاهپور عظیمی
جادوگر شهر آز

 

یک داستان خوب باور­پذیر است
برای این که بتوانیم به­‌طور کامل، درگیر یک داستان بشویم، معمولاً باید متقاعد شویم که این داستان می‌­تواند واقعی باشد. یک فیلم‌­ساز می‌­تواند با استفاده­ از روش‌­های گوناگونی توهم حقیقی بودن را ایجاد کند.

یک - حقایق قابل مشاهده‌ی بیرونی: رخداد­ها، آن‌­چنان که هستند. آشکارترین و رایج‌­ترین کیفیت حقیقی در یک فیلم داستانی، نزدیکی و شباهت آن به زندگی است. از عبارت ارسطو استفاده کرده و بگوییم که این داستان­‌ها «ممکن است اتفاق افتاده باشند و ظرفیت این را دارند که بر اساس قواعد احتمالات یا مقتضیات به وقوع بپیوندند.» چنین حقیقتی مبتنی بر به هم ریختن شواهدی است که در جهان اطراف ما رخ می­‌دهند. آن­‌هایی که ازدواج کرده‌­اند لزوماً همواره خوشبخت نیستند و رخداد­های تراژیک، بیماری‌های حاد و بدبختی‌­های بزرگی، اغلب برای کسانی اتفاق می­‌افتند که انتظار ندارند چنین بلایی سرشان بیاید. اما ما چنین حقایقی را می­‌پذیریم چون با تجاربی که از زندگی کسب کرده­‌ایم، همخوانی دارند. فیلم‌­هایی مانند کشتی­‌گیر (2008) یا گرینبرگ (2010) باور­پذیر هستد چون با آن‌­چه در زندگی تجربه کرده‌­ایم، مطابقت دارند.

آقای اسمیت به واشنگتن می­‌رود دو - حقایق درونی فطرت انسانی: آن­‌چه که قرار است بشود. دسته‌ی دیگری از حقایق هستند که به دلیل خواسته یا نیاز ماست که حقیقی به نظر می­‌رسند. برخی از بزرگ­‌ترین آثار سینمای کلاسیک، حتی وانمود نمی‌­کنند که بناست حقایق زندگی واقعی را نشان بدهند؛ بلکه به جای این کار یک افسانه‌ی پریان یا داستانی با پایان خوش را به ما نشان می­‌دهند. آدم‌های خوب همیشه پیروز می­‌شوند و عشق حقیقی بر همه چیز غلبه می­‌کند. اما چنین داستان­‌هایی به یک نوع خاصی باور­پذیر هم هستند یا دست‌کم طوری ساخته می­‌شوند که این‌گونه به نظر برسد، چون به چیزهایی می­‌پردازند که شاید بتوان نام حقایق درونی بر آن­‌ها گذاشت. حقایقی که عملاً قابل مشاهده نیستند اما انگار به چشم ما حقیقی به نظر می‌­رسند چون می­‌خواهیم یا لازم داریم که این گونه باشند. در واقع، مفهوم مجازات عادلانه (این که پرهیزگاری پاداشی دارد و بدی جزایی دارد) به نوعی نمونه‌­ای از یک چنین حقیقت درونی است. ما به ندرت در یک داستان به دنبال مجازات عادلانه هستیم چون بنا هست که چنین چیزی اتفاق بیفتد. بنابراین خیلی از فیلم‌­های داستانی به این دلیل متقاعد­کننده هستند چون با یک حقیقت درونی همخوانی دارند و قانع می­‌شویم که نیازهای بشری را بپذیریم. البته، چنین حقایقی به چشم آن‌هایی که نمی­‌خواهند مسائلی از این دست را پذیرفته یا باور کنند، این چیزها قلابی و غلط است. فیلم­‌هایی مانند آقای اسمیت به واشنگتن می­‌رود (1939) به کارگردانی فرانک کاپرا یا مناظره‌کننده­‌های بزرگ (2007) ساخته‌ی دنزل واشنگتن، تصاویر باور­پذیری از جهان ارائه می­‌کنند که شاید خیلی شبیه به جهان خود ما باشد.

سه - شباهت هنری به حقیقت: چیزهایی که هیچ‌وقت نبوده و هرگز وجود نخواهند داشت. فیلم­‌سازانی را سراغ داریم که نوع خاصی از حقیقت را به نمایش می­‌گذارند. آن‌­ها با استفاده از مهارت­‌های تکنیکی و هنری، می­‌توانند یک جهان خیالی را روی پرده‌ی سینما خلق کنند که انگار در تمام مدت نمایش فیلم کاملاً باورپذیر است. در چنین آثاری، حقایق مبتنی بر این هستند که چگونه تماشاگر قانع شود که محیطی عجیب و غریب یا فانتزی را بپذیرد و حس کند در زمان دیگری زندگی می­‌کند یا شخصیت­‌هایی با رفتارهای عجیب را باور کند. در این موارد ما به عنوان تماشاگر تصور می­‌کنیم که حال‌وهوا، فضاسازی و جانمایه‌ی سرتاسر فیلم را درک می­‌کنیم. اگر یک فیلم‌­ساز بتواند این نوع شباهت به حقیقت را با مهارت خلق کند، با کمال میل می‌­پذیریم که بر بی‌­اعتمادی و اعتقاد نداشتن خودمان به چنین حقایقی سرپوش بگذاریم و شکاکیت و قوای عقلی خود را پشت سر گذاشته و وارد جهان خیالی فیلم­‌ساز بشویم. اگر یک دنیای خیالی با موفقیت ایجاد شود، ممکن است به خودمان بگوییم «بله، در چنین موقعیتی، تقریباً‌ هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.» زمانی که بتوانیم با چنین محیط غیرعادی و نافذی ارتباط برقرار کنیم، بر اساس قواعدی دست به قضاوت می­‌زنیم که درواقع فیلم‌­سازان آن­‌ها را وضع کرده‌­اند. ادوارد دست­‌قیچی (1990) ساخته‌ی تیم برتن و انیمیشن راتاتویی (2007) به شکلی هنرمندانه دنیاهایی روی پرده‌ی سینما خلق می­‌کنند که دلمان می­‌خواهد شخصیت­‌ها، محیط داستان و رخدادهای آن­‌ها را بپذیریم. در واقع در طی دو ساعت یا کمی بیش­تر، داستان آثاری مانند تلقین (2010)، جادوگر شهر آز (1939) یا ئی.­تی. (1982) را به‌­طور کامل باور می­‌کنیم.

ادوارد دست­‌قیچی بنابراین باورپذیر بودن یک داستان به سه عامل بستگی دارد: (1) قواعد عینی، بیرونی و قابل مشاهده‌ی احتمالات و ضرورت­‌ها؛ (2) حقایق درونی عاطفی، ذهنی و غیرمنطقی فطرت بشری و (3) شباهت پیدا کردن به حقیقتی که یک فیلم­‌ساز با استفاده از هنر متقاعدسازی­‌اش انجام می‌­دهد. هرچند ممکن است تمام این حقایق در یک فیلم جمع شده باشند، اما معمولاً نوع خاصی در ساختار کلی یک فیلم ارجحیت پیدا می­‌کند و حقایق دیگر نقش چندانی نخواهند داشت.

یک داستان خوب جذاب است
جلب توجه و از دست نرفتن آن، نیاز اساسی یک داستان خوب است. برخی صرفاً به این دلیل مجذوب داستان یک فیلم می­‌شوند، چون ریتم سریعی دارد. برخی­‌ها وقتی داستان فیلمی، متکی به عشقی رمانتیک نباشد؛ حوصله­‌شان از آن فیلم سر می‌­رود. البته کسانی هم هستند که اگر فیلمی دارای نشانه­‌های عمیق فلسفی نباشد، اهمیتی به داستان آن نمی­‌دهند. صرف نظر از این که چه نوع داستانی را دوست داریم -سرگرم­کننده یا تفکربرانگیز- در این شکی نیست که به سینما نمی‌­رویم تا فیلمی را ببینیم که ما را خسته و کسل بکند. به نظر نمی­‌رسد کسی بتواند فیلم کسل­‌کننده‌­ای را تحمل کند: ممکن است فیلمی ما را شوکه کرده، نومید کند یا گیج‌مان کند اما هیچ وقت باعث نمی­‌شود حوصله‌­مان سر برود. پس ما کاملاً انتظار داریم که فیلم‌­ساز با دور شدن از جزییات نامربوط و چیزهایی که حواس ما را پرت می­‌کند؛ واقعیت موجود در فیلم را ارتقاء ببخشد. وقتی زندگی مفت و مجانی، امور عادی، یکنواخت و خسته­‌کننده را به ما نشان می‌­دهد، چرا باید بلیت بخریم و این­‌ها را روی پرده‌ی سینما تماشا کنیم؟

حتی کارگردان­‌های نئورئالیست ایتالیایی که در آثارشان بر زندگی زورمره تأکید داشتند و دوست نداشتند از خودشان داستانی بسازند، به این نکته اشاره کرده‌­اند که واقعیت روزمره کسل­‌کننده نیست چون پیچیدگی­‌ها و تأثیرات خاص خودش را بر جای می‌گذارد. همان‌­طور که چزاره زاواتینی خاطر نشان می­‌کند « هر حقیقتی را که دوست دارید به ما بدهید تا در آن کاوش کنیم و چیز با ارزشی از دلش دربیاوریم که ارزش تماشا کردن داشته باشد.» از نظر خیلی‌­ها «ارزش تماشا داشتن» و «جذاب بودن» مترادف هم هستند.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: