سینمای جهان » چشم‌انداز1394/11/26


تصویری از یک کابوس

سینمای لبنان در پیچ‌وخم مشكلات

كیكاوس زیاری

 

آفتاب كور/ خورشید پنهان (Blind Sun) اولین اثر فیلم‌سازی لبنانی با نام جویس ناشاواتی، چهره و تصویر تازه‌ای را از این كشور دچار بحران و صنعت سینمای نه‌چندان سرپای آن ارائه نمی‌دهد. در حقیقت داستان این فیلم که محصول مشترك فرانسه و یونان است، ارتباط مستقیمی با لبنان ندارد. در شرایطی كه جنگ داخلی، تجاوز رژیم اسراییل و مشكلات مربوط به فلسطینی‌ها از لبنان یك كشور خبرساز سیاسی ساخته است، این فیلم حال‌وهوایی دلهره‌آور و كابوس‌گونه و دور از این مسائل دارد. این در حالی است كه تصور عمومی، ارائه‌ی فیلم‌های سیاسی از سوی سینماگران لبنانی است. اما ناشاواتی میان‌سال عقیده دارد در پس‌زمینه این درام روان‌كاوانه و پرتنش، مسائل اجتماعی و سیاسی جهان عرب هم بررسی می‌شوند. به این ترتیب، ناشاواتی اتهام بی‌توجهی فیلمش به مسائل سیاسی و اجتماعی را قاطعانه رد می‌كند.
ناشاواتی درباره این اولین تجربه‌ی سینمایی‌اش می‌گوید: «می‌خواستم فیلمی پررمزوراز بسازم كه در یك روز و در نزدیكی دریای مدیترانه اتفاق می‌افتد. فكر ساخت فیلم در یك روز بسیار گرم تابستان در نزدیكی شهر آتن به ذهنم رسید و بلافاصله ذهنم را درگیر خودش كرد. آسمان را رنگ نارنجی خاصی پوشانده بود و انگار خاكستر بر سرمان می‌بارید. یك‌جورهایی احساس می‌كردم دنیا به آخر رسیده است و این پایان زیبایی وحشتناكی را در خودش داشت.»
داستان آفتاب كور در یك منطقه‌ی دورافتاده از یونان رخ می‌دهد و مهاجری به نام اشرف (با بازی زیاد بكری، فیلم‌ساز و بازیگر فلسطینی) راهنمای یك خانواده‌ی فرانسوی است كه در ویلایی ساكن‌اند. زمانی كه گردشگران فرانسوی دور از خانه هستند، یك مأمور پلیس به اشرف گیر می‌دهد و اوراق شناسایی‌اش را بازرسی می‌كند. كابوس از این‌جا آغاز می‌شود و فیلم به شرح مسائلی می‌پردازد كه برای این مهاجر عرب (كه معلوم نمی‌شود متعلق به كدام كشور عربی است) پدید می‌آید. کارگردان عقیده دارد به بهانه‌ی این داستان، سراغ بیان موضوع‌هایی رفته است كه امروز اروپا با آن‌ها دست به گریبان است. او می‌گوید: «ایده‌ی اصلی‌ام این بود كه انگار با دنیایی در آستانه‌ی آخرالزمان روبه‌رو هستیم. توازنی بین امروز و یك آینده‌ی نزدیك را در ذهن داشتم؛ مثل این‌كه بخش‌هایی از واقعیت را زیر ذره‌بین قرار داده و بزرگ كنیم تا بتوانیم آن‌ها را بهتر نمایش دهیم. از این رو تلاش كردم دنیایی را بنا كنم که حسی از كابوس را در ذهن و دل تماشاچی ایجاد كند؛ كابوسی که به عنوان بخش ارگانیك خلق تعلیق عمل می‌كند. وقتی كار نوشتن فیلم‌نامه را شروع كردم، هنوز رسانه‌های گروهی، بحران یونان را پررنگ نكرده بودند و هنوز خبری از هجوم بی‌سابقه‌ی پناهجویان به این كشور نبود. در آن زمان بسیاری از كسانی كه شبیه شخصیت اصلی این فیلم هستند، در این‌جا و آن‌جای پاریس و به عنوان بی‌خانمان روزگار می‌گذراندند.»
ناشاواتی هم مثل بسیاری از فیلم‌سازان خاورمیانه به اهمیت جشنواره‌های منطقه‌ای و بین‌المللی اشاره می‌كند و از آن‌ها به عنوان محلی برای نمایش فیلم‌های كوتاه جوان‌ترها و یافتن سرمایه‌گذاران خارجی نام می‌برد. خود او هم در یكی از همین جشنواره‌ها با توزیع‌كنندگان فرانسوی فیلم‌هایش آشنا شد: «توزیع‌كننده‌ی فرانسوی فیلم من برایش خیلی جذاب بود كه درباره اشرف و منطقه‌ی عرب صحبت كنم. او فیلم مرا یك فیلم «عربی» می‌دانست. اما «عربی» كلمه‌ای است كه به منظورهای متفاوتی استفاده می‌شود. در كل خیلی مهم است كه جهان عرب این امكان را یافته است که به اشكال و شیوه‌های متنوع درباره خودش فكر كند و با تعریف داستان‌های مختلف به بهترین شکل خودش را بیان کند. این تنوع بیانی برای ما اهمیت بسیار زیادی دارد و مجبور نیستیم خودمان را فقط محدود به درام‌های واقع‌گرایانه كنیم.»
ناشاواتی روزگار كودكی و نوجوانی‌اش را در بیروت، آكرا، كویت و آتن گذرانده است و ضمن تأیید هویت عربی‌اش، از خودش به عنوان هنرمندی بین‌المللی و بدون مرز اسم می‌برد. این خانم فیلم‌ساز، فعالیت سینمایی‌اش را از سال 2008 با فیلم‌های كوتاه شروع كرد. وجه اشتراک هر سه فیلم كوتاه او، پر رمز و راز بودن‌شان است. این نكته سبك خاصی به كارهای او داده است و به‌نوعی وی را از دیگر همكاران عربش جدا می‌كند. حتی گروهی از منتقدان از حساسیت‌های شاعرانه‌ی او می‌گویند و فیلم‌هایش را با آن دسته از فیلم‌سازان اروپایی مقایسه می‌كنند كه شاعر سینما لقب گرفته‌اند.
ناشاواتی می‌گوید زندگی در خاورمیانه به او یاد داده است كه در فیلم‌هایش از مسائل و مشكلاتی غافل نباشد كه مردم عادی با آن‌ها روبه‌رو هستند. وی دید كلی‌اش درباره سینما را این طور بیان می‌كند: «فیلمی را دوست دارم كه حس یك رؤیا یا كابوس را داشته باشد. برای همین، دیالوگ آن قدر اهمیت ندارد و در واقع، صحنه‌آرایی، صدا، طراحی لباس و موقعیت‌های دوربین مهم‌ترند. كار كردن با تعلیق، تنش و رمز و راز را دوست دارم. به‌علاوه در آثارم گرایش به پارانویا وجود دارد، به گونه‌ای كه انگار واقعیت چیزی نیست كه بتوانی به آن اعتماد كنی. چه‌طور كسی می‌تواند از هر چیزی مطمئن باشد؟»
سینمای لبنان در دهه‌های مختلف با فرازونشیب‌های زیادی روبه‌رو بوده است. سینمای این كشور پس از استقلال از فرانسه، سریع رشد کرد و گسترش یافت. با شكوفایی اقتصادی این كشور، بخش‌های مختلف هم از این وضعیت تأثیر گرفتند. فیلم‌سازان با مراجعه به داستان‌های فولكلور سراغ مضامین بومی رفتند و در آثار دهه‌های سی تا هفتاد میلادی، اختلافات فرهنگی جامعه‌ی لبنان مورد توجه فیلم سازان قرار گرفت. در تمام این سال‌ها، از یک سو رقابت سختی بین سینمای لبنان و مصر وجود داشت و از سوی دیگر، همكاری‌های مشترك زیادی بین هنرمندان آن‌ها صورت گرفت. صنعت سینمای مصر كه حرف اول را در جهان عرب می‌زد، به صورت پایگاه فیلم‌سازان عرب و لبنان درآمد. محمد سلمان معروف‌ترین كارگردان این دوران سینمای لبنان، تحصیل‌كرده‌ی مصر بود و طی 25 سال فعالیت هنری‌اش حدود سی فیلم سینمایی ساخت. در همین ایام، لبنان كه لقب عروس خاورمیانه را گرفته بود، به لوكیشن تعداد زیادی از محصولات بین‌المللی تبدیل شد.
با وجود شروع جنگ داخلی در دهه‌ی 1970، نسل تازه‌ای از فیلم‌سازان موج نو از راه رسیدند و مستندسازی اهمیت ویژه‌ای پیدا كرد که مارون بغدادی مهم‌ترین فیلم‌ساز این دوران است. در پایان جنگ داخلی، تلویزیون جایگاه مهمی در لبنان پیدا كرد و سینما، تلاش وسیعی را آغاز كرد تا دوباره خودش را بازسازی و احیا كند. بازگشایی مدارس جدید سینمایی، یكی از این تلاش‌ها بود. تولیدات داخلی هم به‌سختی نیازمند پول و سرمایه‌ی خارجی بودند. به گفته‌ی منتقدان سینمایی، سینمای لبنان سال‌هاست كه برای رسیدن به یك وضعیت مطلوب و دستیابی به جایگاه خوب گذشته‌اش در تقلاست. این در حالی است كه تعداد قابل‌توجهی از هنرمندان كشور، در اروپا و به‌ویژه فرانسه، كار فیلم‌سازی را ادامه می‌دهند. منتقدان لبنانی می‌گویند فیلم‌سازانی مثل ناشاواتی باید فیلم‌های‌شان را در داخل كشور خود و با مضامین بومی بسازند و نه در كشوری مثل فرانسه.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: