سینمای جهان » چشم‌انداز1393/12/19


آینده در گذشته

دوباره بنواز سام (۶7): بررسی حضور «گذشته» در آثار آلفرد هیچكاك

شاهپور عظیمی

 

متن زیر نگاهی است فشرده به نقش «گذشته» در سینمای هیچکاک. گذشته‌‌ای که به قول فاکنر حتی هنوز نگذشته است. نشانه‌هایی که در این متن به آن‌ها اشاره شده، ‌چنان مشهودند که به‌راحتی می‌‌تواند زمینه‌ی‌ تحقیق مفصلی درباره‌ نقش روان‌کاوانه و «مرضی» گذشته نسبت به زمان حال را در آثار بسیاری از سینماگران سینمای کلاسیک به نمایش بگذارد. اگر مایل بودید حتی می‌‌توانید این‌‌ مقدمه را به عنوان سندی در نظر بگیرید که نظریه‌ی‌ قدیمی سینما یعنی نظریه‌ی‌ مؤلف را بار دیگر برای دوست‌داران سینما زنده کرده است. انتخاب با شماست.

1- در روانی زمان حال اسیر گذشته می‌شود. نورمن بیتس به قالب مادرش فرو می‌رود كه در گذشته زندگی می‌كرده و در سرگیجه این گذشته است كه به‌تمامی زمان حال را در خود فرو برده است. كارلوتا والدز به زمان حال آمده و مادلین را تسخیر كرده است. اسكاتی هم در واقع دارد با گذشته‌ای كه با میج داشته وداع می‌كند. او به دلیل بیماری‌اش دارد از گذشته‌ی‌ خودش هم می‌گریزد. او آمده تا درمان شود و از شر گذشته خلاص شود اما گذشته چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد. همه باید تاوان گذشته را بدهند. وقتی چنین اتفاقی افتاد شاید بشود از دست گذشته خلاص شد. ماریون كرین هم دارد از گذشته‌اش فرار می‌كند. گذشته‌ی‌ او فقر و نداری است. شغلش است. خواهرش و آن‌چه كه مانع از این می‌شود تا با سام ازدواج كند. حتی زن سام كه هنوز طلاق نگرفته است.

2- در بیگانگان در ترن هم این زن گای است كه به گذشته تعلق دارد و مانع از این می‌شود كه گای بتواند در زمان حال («آن» مظهر زمان حال است) زندگی كند. كشتن گذشته هیچ فایده‌ای ندارد چون مردنی نیست. هزار سر دارد و از یك جای دیگر سر در‌می‌آورد. برونو كه گای در زمان حال او را می‌بیند، خودش به یك گذشته بدل می‌شود. او زن گای را كشته و حالا اعتقاد دارد كه گای باید به عهدی كه در «گذشته» با او بسته عمل كند. در طلسم شده هم چنین اتفاقی می‌افتد جان بالنتاین هم اسیر گذشته و مرگ برادرش در خردسالی است.

3- در حقالسكوت هم این گذشته است كه آلیس وایت را به دلیل قتلی كه در گذشته انجام داده تعقیب می‌كند و در پایان كه او و كارآگاه پلیس، فرانك وبر، به این نتیجه می‌رسند كه حرفی در مورد قاتل بودن آلیس نزنند، گذشته هم‌چنان آن‌ها را تعقیب می‌كند.

4- در سایه‌ یك شك هم چارلی و آن كارآگاه با هم قرار می‌گذارند كه حرفی در مورد قاتل بودن دایی چارلی نزنند. به عبارت دیگر، گذشته هم‌چنان به دنبال آن‌ها خواهد بود.

5- ربكا در فیلم ربكا نیز با این‌كه مربوط به جایی در گذشته‌ی‌ ماكسیم است، هم‌چنان در زمان حال حضور دارد و از طریق ندیمه‌ی‌ باوفایش، خانم دانورز، زمان حال را مورد تهدید قرار می‌دهد. سیلویا به دلیل مرگ فرزندش كه محصول زندگی گذشته‌ی‌ او و شوهرش است، كشته می‌شود ولی گذشته برای سیلویا نگذشته است تا این‌كه شوهرش را می‌كشد و در پایان بار دیگر كارآگاهی داریم كه راز قتل شوهر سیلویا را لاپوشانی كند. گذشته بار دیگر به زمان حال چنگ انداخته است.

6- در سوءظن بار دیگر این گذشته است كه زمان حال را تهدید می‌كند. لینا با مردی ازدواج كرده كه هر لحظه بیم آن می‌رود كه قصد جانش را بكند. این ازدواج محصول عشق گذشته‌ی‌ لینا به جانی است.

7- هر بلایی كه در بدنام بر سر آلیشیا هوبرمن می‌آید، به خاطر گذشته‌ی‌ او و پدرش است. او اكنون باید تاوان گذشته‌ی‌ خودش به عنوان زنی ولگرد را هم به سباستین بدهد كه دارد جاسوسی‌اش را برای آمریكایی‌ها می‌كند و هم باید تاوان عشقش به دولین را با مرگ تدریجی‌اش بدهد چرا كه دولین هم‌چنان او را با گذشته‌اش قضاوت می‌كند. وقتی آلیشیا به او می‌گوید كه حالا وقتش رسیده كه دولین بگوید یك زن و دوتا بچه‌ی‌ مامانی دارد و رابطه‌شان نمی‌تواند ادامه پیدا كند، دولین بر اساس آن‌چه كه كاپیتان پراسكات در مورد این زن گفته، قضاوت كرده و می‌گوید كه مطمئن است آلیشیا این جمله را از مردان فراوانی شنیده است.

8- قتلی كه دو دانشجوی روپرت كدل در طناب انجام می‌دهند ریشه در گفته‌های این استاد پیرامون كشتن آدم‌های ضعیف دارد. آن‌ها همكلاسی‌شان را كشته‌اند و جسدش را وسط پذیرایی گذاشته‌اند. زمان گذشته (قتل) در تمام مدت در میانه‌ی‌ زمان حال حضور دارد.

9- پدر لوگان در من اعتراف میكنم رازی در گذشته دارد كه نقطه‌ی‌ ضعف او در زمان حال است. او در گذشته عاشق روث گراندفورت بوده است.

10- در میم را به نشانه مرگ بگیر تونی وندیس برای كشتن همسرش از دوستی استفاده می‌كند كه در گذشته داشته است. او از گذشته می‌آید تا همسر او را بكشد اما خودش كشته می‌شود. آشنایی تونی با او (در گذشته) باعث گیر افتادن تونی می‌شود.

11- در پنجره‌ عقبی ال. بی جفریز از طریق پنجره‌های رو به حیاط خانه‌اش، گذشته، حال و آینده‌ی‌ دیگران (و در واقع خودش) را می‌بیند: مردی كه زنش را می‌كشد. عروس و دامادی كه تازه ازدواج كرده‌اند و پیر‌زن و پیر‌مردی كه سگ‌شان را از دست می‌دهند.

12- در دردسر هری جسد هری (یعنی آدمی كه در گذشته زندگی می‌كرده) برای زندگان یعنی آدم‌های زمان حال، دردسر درست می‌كند و باعث می‌شود هر یك فكر كنند كه خودش قاتل است. به‌نوعی با مرور شخصیت هری است كه گذشته‌ی‌ هر یك از این آدم‌ها كاویده می‌شود.

13- پرندگان با آمدن خود، زخم‌های گذشته را باز می‌كنند. آنی هیورث در پرندگان زنی است كه در گذشته عاشق میج برنر بوده ولی دوران او به انتها رسیده و جایش را ملانی دانیلز جوان گرفته است.

14- مارنی در تمام عمرش اسیر گذشته است. گذشته‌ای كه او را از زمان حال، از عشق و از دوست داشتن محروم كرده است و حالا باید این بار و یك بار برای همیشه با گذشته روبه‌رو شود.

15- این گذشته است كه سرانجام در توطئه‌ خانوادگی لوملی را لو می‌دهد. او وارث ثروتی است كه محصول گذشته‌ی‌ اوست. خواهر مادرش دربه‌در دنبال اوست. در واقع گذشته دربه‌در به دنبال او‌ست تا ثروتی را به او تحویل دهد كه حق اوست. اما دریغ كه او با پی گرفتن راه خلاف، خودش را نابود كرده است. آیا این گذشته نیست كه در نهایت لوملی را نابود می‌كند؟

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: