سینمای جهان » چشم‌انداز1393/06/15


بربریت مدرن

درباره مستند «ماهی سیاه» (Blackfish)

رضا حسینی

 

كارگردان: گابریلا كوپرت‌ویت، فیلم‌نامه و تدوین: كوپرت‌ویت و  اِلی بی. دِسپرِس، تصویربرداران: جاناتان اینگالز و كریس توئی، موسیقی: جف بیل، ۸۳ دقیقه. محصول ۲۰۱۳، ژانر: مستند.
این مستند روی وال قاتلی با نام تیلیكام تمركز می‌كند كه در یك پارك آبی تفریحی به نام «دنیای آبی» (SeaWorld) به اسارت كشیده شده و تا امروز مسبب مرگ سه نفر بوده است.

1- نظر: افتتاحیه‌ی یك‌دقیقه‌ای ماهی سیاه (تا قبل از این‌كه عنوان فیلم بر صحنه نقش ببندد) با ساختار و تدوینی كاملاً سنجیده، یكی از بهترین، تأثیرگذارترین و البته كوتاه‌ترین فصل‌های افتتاحیه‌ی سینمایی سال 2013 است؛ فصلی كه ساختارش به كل فیلم سرایت می‌كند و تقابلی از واقعیت هراس‌انگیز پشت پرده و ظاهر مفرح و موجه سرگرمی‌های انسان مدرن را در برابر هم قرار می‌دهد تا شاید ما به عنوان تماشاگر در رفتارهای‌مان تأمل كنیم و تغییری در شیوه‌های اشتباه امرارمعاش و در كل زندگی‌مان به وجود آوریم. فیلم با تصاویر گرفته‌ای از دنیای زیر آب (دنیای واقعی پشت پرده) آغاز می‌شود و موسیقی تهدیدآمیزی آن‌ها را همراهی می‌كند. روی این تصاویر صدای تماس‌هایی را می‌شنویم كه یا با مركز آتش‌نشانی برقرار شده و از افتادن مربیان در استخر نگهداری وال‌های قاتل (اوركاها) خبر می‌دهند یا خبر خورده شدن مربیان توسط وال‌ها را به كلانتری گزارش می‌كنند. ما در تصاویر نصفه‌ونیمه‌ای (كه همه به سیاهی فید یا كات می‌شوند) می‌بینیم كه آدم‌هایی در آب هستند و اوركاها به آن‌ها نزدیك می‌شوند. اولین تصویری كه پس از برخورد وال قاتل با یك انسان قطع نمی‌شود، به تصویر هنرنمایی همان فرد (كه مربی وال‌هاست) كات می‌خورد كه به همراه اوركای مورد نظر در هوا به پرواز درمی‌آیند و مورد تشویق حضار پارك آبی قرار می‌گیرند؛ یعنی ما پس از یك آشنایی كوتاه با دنیای زیر آب و آگاهی از خطرات احتمالی كه مربیان را تهدید می‌كنند (به‌واسطه‌ی شنیدن تماس‌هایی كه از وقوع فجایعی دل‌خراش خبر می‌دهند) به دنیای مفرح و هیجان‌انگیز روی آب می‌آییم و بخش ظاهری ماجرا و در واقع این سرگرمی هیجان‌انگیز انسان مدرن را می‌بینیم. عنوان فیلم بر صحنه ظاهر می‌شود و پس از آن، به صورت متناوب فصل‌هایی را می‌بینیم كه از یك سو جذابیت‌های ظاهری این سرگرمی و رؤیاپردازی‌های جاری در تبلیغات تلویزیونی را نشان می‌دهند و از سوی دیگر واقعیت‌های هراس‌انگیزی از زندگی اوركاها در اسارت و تأثیر روحی و روانی آن بر این حیوانات باهوش به تصویر كشیده می‌شود، و تماشاگر می‌بیند كه چه‌طور این حیوانات بی‌آزار (كه طبق اطلاعات علمی منتشرشده هرگز در طبیعت به انسانی حمله نكرده‌اند) دیوانه می‌شوند؛ و در نتیجه، یا با هم در استخرهای كوچك محل نگهداری‌شان می‌جنگند یا مربیان دوست‌داشتنی‌شان را می‌خورند! و همه‌ی این‌ها به خاطر همان منفعت‌طلبی و سودجویی انسان امروزی است كه بدون توجه به پیرامونش می‌خواهد از همه چیز پول درآورد تا خودش زندگی بهتری داشته باشد. آیا بربریت چیزی غیر از این بود؟ (امتیاز: 10 از 10)

بازتاب‌ها: «یكی از بهترین مستندهای سال 2013»
ماهی سیاه
یكی از تحسین‌شده‌ترین مستندهای سال گذشته‌ی میلادی است كه در سایت «راتن تومیتوز» 98 درصد از 94 نقدی كه بر فیلم نوشته شده، مثبت است. در سایت «متاكریتیك» هم امتیاز میانگین 83 از صد بر اساس 33 نقد برای این فیلم به دست آمده است. از میان منتقدان مطرح جاستین چنگ از «ورایتی» به این مستند امتیاز كامل داده و در ستایش آن نوشته است: «یك تریلر مسحوركننده و روان‌شناختی كه حتی از مستند خلیج (The Cove) كه سال ۲۰۰۸ برنده‌ی اسكار شد هم فراتر می‌رود. ماهی‌سیاه به استثنای زمختی و زنندگی تصاویر آرشیوی، با مهارت و استادی فیلم‌برداری و تدوین شده است؛ و موسیقی متنِ جف بیل هم توأمان اضطرار شوم و شگفتی طبیعی تصاویر را تلقین می‌كند.» پیتر تراورس منتقد سرشناس «رولینگ استون» هم در وصف تأثیرگذاری فوق‌العاده‌ی این فیلم نوشته: «فیلم ترسناك فوق‌العاده‌ی احضار را فراموش كنید. ماهی سیاه احتمالاً ترسناك‌ترین فیلمی است كه این روزها دست‌تان می‌آید.» اما جدا تعاریف و تحسین‌های منتقدان، بخش سرگرمی «دنیای آبی» كه از مشاركت در تولید فیلم سر باز زده بود، آن را اثری نادرست و غیرموثق خوانده و این بیانیه را منتشر كرده است: «ماهی سیاه فیلم معتبری نیست و گمراه‌كننده است. مایه‌ی تأسف است كه این فیلم از یك تراژدی سوءاستفاده كرده و تصویر نادرست و تحریف‌شده‌ای از "دنیای آبی" ارائه می‌دهد؛ از جمله در این مورد كه اشاره‌ای به سرمایه‌گذاری میلیون‌دلاری سالانه‌ی ما در بخش تحقیقات علمی نمی‌شود و از فعالیت‌های ما در خصوص نجات، توان‌بخشی و بازگرداندن صدها حیوان وحشی به دامان طبیعت حرفی به میان نمی‌آید.» اما از سوی دیگر نهادهای حمایتی غیرانتفاعی محیط‌زیست، به طرف‌داری از فیلم پرداختند و بحث‌ها بالا گرفت. «دنیای آبی» حتی در سایت خودش بخشی را با عنوان «حقیقت درباره‌ی مستند ماهی سیاه» راه‌اندازی كرد كه گابریلا كوپرت‌ویت كارگردان به آن واكنش نشان داد و مسئولان این مجموعه را به مناظره عمومی و علنی دعوت كرد؛ كه البته آن‌ها درست مثل آن‌چه در فیلم می‌بینید رفتار كردند و از این مناظره طفره رفتند.

چگونگی تأثیرگذاری یك مستند خوب
- جان لَسِتِر و اندرو استانتن بعد از تماشای این فیلم و گفت‌وگو با گابریلا كوپرت‌ویت كارگردان، در پایان‌بندی انیمیشن جدیدشان با عنوان در جست‌وجوی دوری تجدید نظر كردند. ظاهراً تصویر ارائه‌شده از یك پارك آبی در فیلم دست‌خوش تغییر شده است.
- این مستند باعث شد تا گروه‌ها و خواننده‌های مختلفی از جمله «هارت»، «برنیكد لیدیز»، «ویلی نلسن»، «مارتینا مك‌براید»، «پت بناتار»، «تریس ادكینز»، «د بیچ بویز» و... كنسرت‌های‌شان در رویداد «Bands, Brew & BBQ» - كه قرار بود در سال 2014 در «دنیای آبی اورلاندو» و «بوش گاردنز تامپا» برگزار شود - را لغو كنند.
- چندی پیش اعلام شد كه «دنیای آبی» یك ضرر و زیان تقریباً شانزده میلیون دلاری دیده است؛ البته مدیرعامل این مجموعه بخشی از این وضعیت را به بالا رفتن بهای بلیت و شرایط جوی نامساعد نسبت داد.
- در نُه ماه اول سال 2013 استقبال از پارك‌های آبی و مجموعه‌های تفریحی مشابه، با یك افت پنج درصدی مواجه شد؛ البته مشخص نیست كه این وضعیت واقعاً به خاطر تأثیرگذاری فیلم باشد. با این وجود «دنیای آبی» ادعا كرد كه استقبال از مجموعه‌های تفریحی‌شان، در سه ماه پایانی سال 2013 چیزی نزدیك به ركوردهای این مجموعه بوده است.
- سناتور گرگ بال در واكنش به این فیلم، قانونی را در نیویورك وضع كرد كه نگهداری اوركاها در پارك‌های آبی را ممنون كرد. در ماه مارس 2014 هم ریچارد بلوم كه عضو مجلس است از بررسی قانون «رفاه و امنیت اوركا» خبر داد؛ لایحه‌ای كه می‌تواند اسارت وال‌های قاتل با هدف سرگرمی‌سازی را ممنوع كند و به آزادی همه‌ی وال‌های اسیر بینجامد.

گابریلا كوپرت‌ویتحرف‌های كارگردان گابریلا كوپرت‌ویت
- در اخبار از این حادثه‌ی تلخ باخبر شدم و بعدش مقاله‌ای را از تیم زیمرمان در مجله‌ی «آوت‌ساید» خواندم. شوكه شدم. ساختن این فیلم را شروع كردم چون می‌خواستم این سؤال را پاسخ دهم: چرا یك مربی مجرب توسط چنین حیوان باهوشی كشته می‌شود كه احتمالاً با او رابطه‌ی احساسی خوبی هم داشته است؟
- ابتدا به خاطر مرگ دان برانچو روی تیلیكام تمركز كردم و چیزی از گذشته و رفتار این وال قاتل نمی‌دانستم. اما بعداً معلوم شد كه داستان این حیوان غول‌پیكر منحصربه‌فرد و بسیار تكان‌دهنده است. چرا چنین حیوان فوق‌العاده احساسی و باهوشی، دست كسی را گاز می‌گیرد كه به او غذا می‌دهد؟ خیلی عجیب و نامعقول بود. واقعاً هراس‌انگیز بود. وقتی كار را شروع كردم فهمیدم كه تمركز روی این وال نقطه‌ی شروع بی‌نظیری است كه مرا به داستان به‌مراتب بزرگ‌تر و تلخ‌تری می‌رساند.
- وقتی كار را شروع كردم اطلاعات زیادی درباره‌ی وال‌ها نداشتم و این موارد را نمی‌توانستم باور كنم: آن‌ها تا صد سال می‌توانند زندگی كنند؛ وال‌های نر تمام زندگی‌شان را كنار مادرهای‌شان سپری می‌كنند؛ آن‌ها به زبان‌های مختلف با هم ارتباط برقرار می‌كنند؛ و شگفت‌انگیزتر از همه این‌كه مغز آن‌ها شامل بخشی می‌شود كه مغز ما آن را ندارد؛ بخشی كه حتی هویتش برای ما نامعلوم است! همه‌ی این‌ها گویای این است كه احساس و فهم آن‌ها به‌مراتب بیش‌تر از ماست. در ضمن می‌دانیم كه وال‌های قاتل یا اوركاها در حیات‌وحش هرگز انسانی را نكشته‌اند و این موضوع فقط در اسارت‌شان اتفاق افتاده است.
- من پیش از ساختن این فیلم بچه‌هایم را به «دنیای آبی» برده بودم ولی این فیلم مرا تغییر داد. البته این تغییر دست من نبود. من فقط داستانی را روایت كردم كه قبل از هر كس روی خودم تأثیر گذاشت. فقط می‌توانم امیدوار باشم كه خانواده‌ها پس از دیدن این فیلم، منفعل نباشند و یك تصمیم جدی بگیرند چون آن‌ها حالا كه از این فجایع آگاه شده‌اند نباید با یك تبلیغ مفرح وسوسه شوند. آن‌ها حالا مصرف‌كننده‌هایی هستند كه از حقیقت باخبرند و باید در مورد تصمیم‌های‌شان فكر كنند.

برگرفته از گفت‌وگوی دیوید كربی از نشریه‌ی «TakePart»؛ كربی یك روزنامه‌نگار حرفه‌ای كهنه‌كار است كه سومین كتابش با عنوان مرگ در دنیای آبی در سال 2012 منتشر شد.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: