سینمای جهان » چشم‌انداز1392/12/01


پلی میان هنر و سرگرمی

10 درسی كه صنعت فیلم‌سازی می‌تواند از كریستوفر نولان بیاموزد

الكس لیدبیتر/ ترجمه‌ی رضا حسینی
كریستوفر نولان سر صحنه‌ی «تلقين»


كریستوفر نولان یكی از بهترین كارگردان‌هایی‌ست كه در نظام فیلم‌سازی هالیوود مشغول به كار است؛ كسی كه در طول یك دهه‌ی گذشته كاملاً این صنعت را متحول و دگرگون كرده است. او با سه‌گانه‌ی بتمن كه مورد توجه اغلب منتقدان در سراسر جهان قرار گرفت، نگرش تیره‌وتار و ترس‌آور اما واقع‌گرایانه‌ای برای فیلم‌های پرهزینه استودیویی به ارمغان آورد كه پس از آن به یك استاندارد تبدیل شد؛ البته جدا از فیلم خاصی مثل انتقام‌جویان كه در این بحث جای نمی‌گیرد. از این رو، راز موفقیت نولان در یكی‌دو عامل ظاهری و سوءتفاهم‌برانگیز كه به فیلم‌هایش نسبت می‌دهند خلاصه نمی‌شود. به عنوان مثال دلیل موفقیت شوالیه‌ی سیاه فقط این نبود كه یك فیلم جدی بود، یا علت موفقیت تلقین فقط به خاطر متفاوت بودنش نبود، چون این یكی از اقتضاهای ژانر علمی‌خیالی است؛ عاملی كه در فیلم‌های لوپر (رایان جانسن)، كد منبع (دانكن جونز) و تا حد كم‌تری دایره‌ی مقدرات (جرج نولفی) هم دیده می‌شود. بنابراین استودیوها فرصتی را به دست آورده‌اند كه می‌توانند با استفاده از استعداد و توانایی منحصربه‌فرد نولان، به الگو و چارچوب مشخصی برای بهتر شدن نظام تولیدشان دست یابند. پس در این‌جا به ده درسی اشاره می‌كنم كه هالیوود امروزی می‌تواند از نولان یاد بگیرد و حركت رو به جلویی را تجربه كند.

1 - اكشن و داستان می‌توانند در كنار هم باشند
وقتی كارگردان تحسین‌شده‌ای مثل گی‌یرمو دل ‌تورو پس از مدتی سراغ ساخت یك بلاك‌باستر مناسب می‌رود تقریباً می‌توانید انتظار یك فیلم خوب را داشته باشید. شیفتگی دوران كودكی دل ‌تورو به فیلم‌های «كایجو» خودش را در طراحی موجودات فیلمش نشان می‌دهد. حوزه‌ی اقیانوس آرام از بسیاری جهات یك فیلم خوب است ولی اكشن به فیلم ضربه زده است. نبرد هنگ‌كنگ به قدری طولانی است كه شاید بعضی از تماشاگران را از ادامه‌ی فیلم بازدارد. در طول این بخش از فیلم بر خلاف فصل‌های افتتاحیه و پایان‌بندی، داستان پیش نمی‌رود و تماشاگر در این بیست دقیقه فقط اكشن می‌بیند. تلقین نولان نمونه‌ی خوبی برای مقایسه است چون نیمه‌ی دومش یك فصل اكشن طولانی است. اما در نیمه‌ی دوم هم داستان فیلم با همان سرعت نیمه‌ی اول پیش می‌رود و هرگز متوقف نمی‌شود. وقتی نولان یك فصل اكشن را برای تماشاگر در نظر می‌گیرد به عنوان آنتراكت به آن نگاه نمی‌كند بلكه آن را شیوه‌ی متفاوتی از داستان‌گویی تلقی می‌كند. هر بار كه شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد وارد یك فصل نبرد می‌شود كار خط داستانی آسان می‌شود و علاوه بر آن تماشاگری به هیجان می‌آید كه احساسات درونی و واقعی‌اش در كانون توجه قرار گرفته است. در نقطه‌ی مقابل نولان، مایكل بی قرار می‌گیرد كه در فیلم‌های سراسر اكشن خود، از جمله تغییرشكل‌دهنده‌ها هرگز از فصل‌های اكشن برای پیش‌برد داستان بهره نمی‌برد و تنها به اكشن پرزرق‌وبرق و باشكوه اتكا می‌كند. هالیوود و صنعت فیلم‌سازی باید به كریستوفر نولان گوش كند: كیفیت فیلم‌ها را بالا ببرید و فیلم‌های مشابه نسازید. مطمئن باشید كه پول هم از راه می‌رسد.

2 - یك كارگردان مناسب و كاربلد انتخاب كنید
یكی از مضمون‌های فیلم‌های نولان، گذشته‌ی قهرمان‌های داستان است. همه‌ی قهرمان‌های او در شرایط روانی مشابهی به سر می‌برند و در سوگ عزیز ازدست‌رفته‌ا‌ی نشسته‌اند. این موضوعی نیست كه از بتمن شروع شده باشد و در فیلم‌های قبلی نولان یعنی یادآوری/ ممنتو و بی‌خوابی هم وجود دارد. پس احتمالاً كمپانی دی‌سی این مضمون فراگیر را در آثار نولان دیده و خواستار رویكرد مشابهی برای بتمن كاملاً جدیدش بوده است. سرآغاز بتمن به خاطر پرداختن به شخصیت بروس وین به عنوان انسانی با احساسات واقعی مورد توجه و تحسین قرار گرفت؛ همان كاری كه نولان تقریباً با شخصیت مبتلا به فراموشی و پریشان آل پاچینو در بی‌خوابی كرده بود. جالب است كه اكثر استودیوها به این عامل كلیدی در موفقیت سه‌گانه‌ی بتمن توجهی نمی‌كنند. كمپانی مارول در سال‌های اخیر نشان داده كه انتخاب درست كارگردان برایش اهمیت ویژه‌ای دارد. البته طبیعی است كه نتیجه‌ی كار همیشه فوق‌العاده نخواهد شد.

3 - روی زمان حال تمركز كنید
در حال حاضر كدام فیلم كمپانی مارول برای شما كنجكاوی‌برانگیزتر است؟ احتمالاً جواب تور: دنیای تاریك است. طی دو سال آینده هم پروژه‌های نگهبان‌های كهكشان و انتقام‌جویان: عصر آلترون توجه تماشاگران را جلب خواهند كرد. وقتی یك كمپانی بزرگ دو فیلم جدید برای نمایش در یك سال دارد تقریباً غیرممكن است كه بتواند فقط روی فیلم اول تمركز كند و روی آن مانور بدهد. پس این خطر وجود دارد كه هنگام نمایش فیلم دوم اخبار و تبلیغات، قدیمی و كم‌اهمیت به نظر برسند. نولان هرگز درباره‌ی چیزی غیر از پروژه‌ای كه در دست دارد گفت‌وگو نمی‌كند. وقتی هنگام نمایش عمومی تلقین از نولان در خصوص بازگشت به گاتهم‌سیتی سؤال شد او به‌ طور باورنكردنی ساكت ماند و چیزی نگفت. این برخورد از دو جنبه اهمیت دارد: اول این‌كه نولان با تمركز روی فیلمی كه در دست دارد این موضوع را می‌رساند كه فیلم حاضر چیزی كم ندارد و بهترین فیلمی است كه او می‌توانسته بسازد؛ و دوم این‌كه توجه اولیه و اصلی تماشاگر معطوف فیلمی می‌‌شود كه خیلی زود می‌تواند آن را تماشا كند چون به نوعی متوجه می‌شود كه با یك فیلم «اضافی» روبه‌رو نیست. كمپانی پیكسار هم دیگر نمونه‌ای است كه در این خصوص می‌توان از آن نام برد. این كمپانی هم هرگز پیش از اكران فیلمی كه در دست دارد، تریلر یا تبلیغی مهم و جدی از فیلم آینده‌اش را پخش نمی‌كند.

4 - عموم تماشاگران از كیفیت استقبال می‌كنند
شوالیه‌ی سیاه
(2008) در سالی به موفقیت چشم‌گیرش دست یافت كه ایندیانا جونز و جیمز باند هم با آخرین و احتمالاً بدترین فیلم‌های مجموعه‌شان به سینماها آمده بودند. شوالیه‌ی سیاه موفق شد چون یك فیلم واقعاً سرگرم‌كننده و تماشایی بود. در سال 2010 فقط دو فانتزی بزرگِ آلیس در سرزمین عجایب و قسمت هفتم هری پاتر (كه چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفتند) در گیشه بهتر از تلقین بودند. شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد هم پس از اسكای‌فال و انتقام‌جویان (دوتا از محبوب‌ترین فیلم‌های تماشاگران در دهه‌ی اخیر) در جایگاه سوم پرفروش‌ترین فیلم‌های سال قرار گرفت. فیلم‌های نولان مورد توجه تماشاگران قرار می‌گیرند چون باكیفیت هستند. تماشاگران پس از موفقیت مهم شوالیه‌ی سیاه هر وقت نام نولان را می‌بینند به‌ طور خودكار می‌فهمند به تماشای فیلمی می‌روند كه هم مناسب آن‌ها است و هم به شعورشان احترام می‌گذارد. نولان خودش به یك فرنچایز (مجموعه‌ی دنباله‌دار محبوب و پرفروش سینمایی) تبدیل شده است، درست مثل كوئنتین تارانتینو یا تیم برتن. البته بر خلاف این دو، تماشاگران نه‌فقط برای محتوای فیلم بلكه تقریباً برای كیفیت تضمین‌شده‌ی آن وارد سالن‌های سینما می‌شوند.

5 - به كارگردان اجازه‌ی نفس كشیدن بدهید!
وجه اشتراك مارك وب، جیمز كامرون و فرانسیس لارنس چیست؟ همه‌ی آن‌ها مجبورند سه قسمت از یك فرنچایز بزرگ (به‌ترتیب مرد عنكبوتی شگفت‌انگیز، آواتار و مسابقه‌های هانگر) را در یك بازه‌ی زمانی نسبتاً كوتاه بسازند. این موضوع دست‌وپای آن‌ها را نمی‌بندد؟ بیش‌تر كارگردان‌هایی كه در نظام استودیویی كار می‌كنند برای رسیدن به تعادل و توازن، در میان بلاك‌باسترهای قراردادی دست به كارگردانی یك فیلم شخصی درخور توجه می‌زنند. این كار معمولاً آن‌ها را از قید محدودیت‌های معمول در ساخت یك فیلم استودیویی رها می‌كند و اجازه می‌دهد تا در سبك شخصی‌شان سیاحتی كنند. نولان نه‌فقط از این شیوه پیروی می‌كند (و حیثیت و پروژه‌ی مدت‌ها آماده‌ی تلقین را در میان فیلم‌های بتمن كارگردانی كرد) بلكه فیلم‌هایی كه تولید می‌كند نیز درخشان هستند و هم از لحاظ مالی و هم از نظر كیفیت درخور توجه‌اند. از این رو استودیوها باید درس بگیرند و بیش‌تر دست كارگردان‌های بزرگ را باز بگذارند.

6 - حتی اگر می‌توانید فیلم‌تان را سه‌بعدی بسازید، قیدش را بزنید و از شر آن خلاص شوید!
هالیوود (و البته سینماهایی كه هزینه‌ی سنگین فناوری سه‌بعدی را پرداخت كرده‌اند) به نظر نمی‌رسد كه علاقه‌ای به كاهش تولید فیلم‌های سه‌بعدی داشته باشند؛ فناوری‌ای كه امروز تقریباً هر بلاك‌باستر و انیمیشنی را شامل می‌شود و اغلب در مرحله‌ی پس از تولید به فیلم اضافه می‌شود تا هزینه‌ها كم‌تر شود. اما به نظر می‌رسد كه آن‌ها درگیر نبردی هستند كه شكست‌شان حتمی است. آمار و ارقام خبر از كاهش سریع فروش بلیت‌های نسخه‌ی سه‌بعدی یك فیلم در مقایسه با بلیت‌های نسخه‌ی دو‌بعدی آن می‌دهد. به عنوان مثال 72 درصد از تماشاگران آواتار آن را به ‌صورت سه‌بعدی تماشا كردند ولی فروش بلیت‌های نسخه‌ی سه‌بعدی گتسبی بزرگ كه اوایل امسال روانه‌ی سینماها شد، فقط 33 درصد بود. فیلم‌های خوب هنوز می‌توانند بدون این فناوری به فروش بالای یك میلیارد دلار دست یابند. با این‌كه جی. جی. آبرامز، استیون اسپیلبرگ و گی‌یرمو دل‌ تورو تسلیم فناوری سه‌بعدی شده‌اند، نولان هم‌چنان به كارش ادامه می‌دهد و با قدرت پیش می‌رود. از او خواسته شد تا تلقین را سه‌بعدی بسازد و حتی می‌خواستند استفاده از این فناوری را برای تولید شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد به او تحمیل كنند ولی او در برابر استرئوسكوپی (همان فرایند برجسته‌نمایی كه حاصلش فیلم سه‌بعدی است؛ و البته تصاویر را تیره و به نوعی مات می‌كند) تسلیم نشد و در عوض تهیه‌ی نسخه‌ی «وضوح بالا»ی آیمكس را خواستار شد.

7 - بیش از حد روی جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای حساب باز نكنید
حتی یادآوری كامل (پل وِرهوفن) با جشنواره‌ی خون و خون‌ریزی كه آرنولد شوارتزنگر به راه می‌اندازد، واقعی‌تر از اغلب فیلم‌های علمی‌خیالی دو دهه‌ی اخیر است. دلیل این موضوع ساده است. همه‌ی دكورها و جلوه‌های یادآوری كامل واقعی است و با استفاده از اندام‌های مصنوعی، ماكت‌ها و وسایل كاملاً واقعی ساخته شده است. استفاده از جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای واقعاً اشتباه نیست چون ابزاری قدرتمند است كه در خدمت كارگردان‌های زیادی قرار گرفته است و موجب شده آن‌ها افكار و تصوراتی را بر پرده‌ی نقره‌ای به تصویر بكشند كه در گذشته كاملاً غیرممكن بود. مشكل فقط استفاده‌ی بیش از حد از این ابزار است. به‌ طوری كه آن‌ قدر به جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای اتكا می‌شود كه فیلم‌ها واقعاً تصنعی به نظر می‌رسند. ما در دنیای واقعی زندگی می‌كنیم و به ‌طور طبیعی می‌توانیم بافت و نورپردازی نادرست را تشخیص بدهیم. چگونگی استفاده از جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای در اغلب فیلم‌های سال‌های اخیر به این می‌ماند كه كسی بخواهد خانه‌ای را با یك بیل بسازد! اما نولان بر خلاف بیش‌تر كریستوفر نولان سر صحنه‌ی «بی‌خوابی»هم‌دوره‌هایش (و حتی نسل پیش از انقلاب رایانه‌ای) اغلب ترجیح می‌دهد از ابزارهای واقعی استفاده كند و از جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای فقط برای ارتقای كیفیت آن‌چه موجود است بهره ببرد. به عنوان مثال او برای نمایش تخریب و انهدام بیمارستان دژمانند فیلم تلقین نه‌فقط از یك ماكت كوچك استفاده كرد بلكه ساختمان واقعی را هم ویران كرد! طبیعی است كه استفاده از جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای ساده‌تر است اما نتیجه واقعاً قابل‌مقایسه نیست.

8 - فیلم‌های هوشمندانه هم می‌توانند پرفروش باشند
اتفاق نظر عمومی بر این است كه تماشاگران به سینما می‌روند تا تفریح كنند. از این رو است كه عمده‌ی فیلم‌های بلاك‌باستر آثاری ساده و سهل‌الوصول (و حتی آبكی) هستند كه با هدف جذب اكثریت تماشاگران از گروه‌های سنی مختلف ساخته می‌شوند. در این شرایط بود كه تلقین اثر هوشمندانه‌ی نولان به نمایش درآمد و با استقبال گرم و گسترده‌ی تماشاگرانی مواجه شد كه اغلب محكوم به تماشای فیلم‌های متوسط بودند. اما برای تماشای تلقین كم‌تر كسی دیر وارد سالن سینما می‌شد و كسی هم مجبور نبود وقتش را با خوردن پاپ‌كورن تلف كند. در نتیجه تلقین به فروش فوق‌العاده‌ی 825 میلیون دلاری در جهان دست یافت و ثابت كرد كه با بودجه‌ی كافی و بازاریابی مناسب، یك فیلم هوشمندانه هم می‌تواند در گیشه موفق باشد.

9 -  گاهی یك «پایان جمع‌وجور» لازم است
وقتی هر یك از فیلم‌های یك فرنچایز مهم به فروشی بیش از پانصد میلیون دلار دست می‌یابد، طبیعی است كه پایان دادن به تولید آن می‌تواند غم‌انگیز باشد! شاید به همین خاطر است كه وقتی تماشاگران به یك فرنچایز توجه نشان می‌دهند تولید یكی‌دو فیلم «اضافی» هم در دستور كار قرار می‌گیرد! از این رو است كه دوقسمتی شدن آخرین فیلم یك مجموعه‌ی طولانی هر روز طبیعی‌تر از قبل به نظر می‌رسد. هری پاتر، افسانه‌ی گرگ‌ومیش و در حال حاضر مسابقه‌های هانگر آخرین فیلم از مجموعه‌شان را در دو قسمت ارائه می‌دهند تا تماشاگران را یك بار دیگر هم به سالن سینما بكشانند. در این موارد میزان خلاقیت فیلمی كه دوقسمتی شده، كاملاً مشخص است. تماشاگر با دو فیلم متوسط روبه‌رو است كه اولی درجا می‌زند و فقط پایه‌های داستان و درام را بنا می‌كند و قسمت دوم فقط ملغمه‌ای از صحنه‌ها و فصل‌های باشكوه است. بنابراین تمام كردن آبرومندانه‌ی یك فرنچایز اصلاً كار بدی نیست! نولان كه هرگز قصد نداشت بتمن را به یك سه‌گانه تبدیل كند، وقتی با این موضوع مواجه شد از همان ابتدا اعلام كرد كه شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد آخرین قسمت این مجموعه است. تماشاگران هم خیلی خوب از آن استقبال كردند و فیلم بیش از یك میلیارد دلار فروخت.

10 - لازم نیست كارگردان طرف‌دار پروپاقرص منبع اقتباس فیلمش باشد
اگر نگاهی به گفت‌وگوی كارگردان‌های مختلفِ فرنچایز‌ها بیندازید متوجه می‌شوید كه همه‌ی آن‌ها به این موضوع اشاره می‌كنند كه طرف‌دار پروپاقرص منبع اقتباس فیلم‌شان هستند. این موضوع هرچند در نگاه اول نویدبخش است و باعث شادمانی طرف‌داران می‌شود ولی در نهایت می‌تواند ناخوشایند باشد چون به هر حال تماشاگران با ترجیح و اولویت كارگردان در مواجهه با منبع اقتباس روبه‌رو هستند. كریستوفر نولان پیش از بازتعریف شخصیت بتمن، فقط یك بار داستان‌های مصور این ابرقهرمان را خوانده بود. این موضوع كمك كرد تا او فیلمی بسازد كه هم در حد معمول خواسته‌های طرف‌داران را برآورده كند و هم برای خود یك اثر مستقل باشد. ظاهراً دیوید اس. گویر به این علت وارد پروژه شد كه جنبه‌های مورد توجه طرف‌داران را به سه‌گانه‌ی بتمن بیفزاید. البته منظور این نیست كه بی‌علاقگی یا ناآشنایی یك كارگردان همیشه عامل مؤثری است چون همین موضوع نقطه‌ضعف رنجر تنها (گور وربینسكی، 2013) است كه هیچ نشانی از رنجر برنامه‌ی رادیویی دهه‌ی 1930 یا برنامه‌ی تلویزیونی دهه‌ی 1950 ندارد.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: