سینمای جهان » چشم‌انداز1392/09/19


ابرقهرمان مخفی

دوباره بنواز سام (14): گزیده‌ی نقدهای راجرت ایبرت و پالین كیل بر «سوپرمن»های كلاسیك

گردآوری و ترجمه: رضا حسینی


با به نمایش درآمدن آخرین نسخه‌ی محبوب‌ترین ابرقهرمان تاریخ سينما یعنی مرد پولادین، زمان را مناسب دیدیم تا نقبی بزنیم به سوپرمن‌های سینمایی كلاسیك كه مشهورترین و معتبرترین‌شان قسمت‌های اول و دوم سوپرمنهایی است كه ریچارد دانر و ریچارد لستر در اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی ساختند. در این‌جا گزیده‌ی نقدهای دو منتقد فقید، راجر ایبرت و پالین كیل را از نظر خواهید گذراند. با توجه به این‌كه نظر آن‌ها درباره‌ی این دو فیلم تقریباً مخالف یكدیگر است، خواندن دیدگاه‌های آن‌ها خالی از لطف نیست.

گزیده‌ی نقد راجر ایبرت بر سوپرمن (1978)

تماشای فیلم سوپرمن یك لذت خالص و تمام‌عیار است. فیلم آمیزه‌ای شگفت‌انگیز از تمام چیزهای ازمدافتاده‌ای است كه هرگز از آن‌ها خسته و سیر نمی‌شویم: حادثه و رمانس، قهرمان‌ها و آدم‌بدها،‌ جلوه‌های وی‍ژه‌ی تكان‌دهنده و البته شوخ‌طبعی. شوخ‌طبعی فیلم بیش‌تر از هر چیز دیگری مرا غافل‌گیر كرد. واقعاً برایم عجیب بود كه این حماسه‌ی پرهزینه كه نیم دهه طول كشید بر پرده‌ی نقره‌ای پدیدار شود، در نهایت دارای چنین حس شوخ‌طبعی هوشمندانه‌ای نسبت به خودش باشد.
شوخی‌های فیلم به‌تدریج شروع می‌شود. فصل افتتاحیه،‌ جلوه‌های ویژه‌ی كهكشانی خیره‌كننده‌ای را با بازی‌ها و گفت‌و‌گوهایی وزین در هم می‌آمیزد كه سهم عمده‌ی آن‌ها از آن مارلون براندو است. ظاهراً براندو برای این نقش كوتاه سه میلیون دلار دستمزد گرفته است. فیلم توانایی شگفت‌انگیزی در شوخی كردن با جلوه‌های ویژه‌اش دارد. این توانایی غافل‌گیركننده است چون جلوه‌های ویژه‌ای در این مقیاس عظیم (هواپیماهای مسافربری در حال سقوط،‌ قطارهای مسافری كه از ریل خارج می‌شوند،‌ شكاف‌های زمین،‌ فوران‌های آتشفشانی و سدهایی كه درهم می‌شكنند) به ‌قدری پرهزینه هستند و اجرای آن‌ها دشوار، كه واقعاً شهامت خاصی لازم است تا بتوان با آن‌ها شوخی كرد. فیلم‌ساز به‌ جای این رویكرد می‌توانست جلوه‌های ویژه را با حیرت و هیبت درآمیزد، درست مثل فیلم جدی و حتی احمقانه‌ی زلزله.
تماشاگران سوپرمن به گونه‌ی خوشایندی غافل‌گیر می‌شوند. فیلم به نوعی مثل كتاب‌های مصور (كه كودكان را بسیار هیجان‌زده می‌كند) دارای هیجانی توصیف‌ناپذیر است اما در عین حال، تجربه‌ای شیطنت‌آمیز به شمار می‌رود كه با نگاهی طنزآمیز به دست‌مایه‌اش می‌پردازد و به همین خاطر بدل به یك كمدی نامتعارف اما فرح‌بخش و روح‌انگیز می‌شود.
بیش‌تر شوخی‌های فیلم روی شخصیت سوپرمن متمركز است كه‌ یكی از شمایل‌های اصلی و مهم فرهنگ عامه‌ی آمریكا به شمار می‌رود. سازندگان فیلم برای یافتن بازیگر مناسب نقش سوپرمن و یافتن یك استعداد واقعی،‌ جست‌و‌جویی جهانی را آغاز كردند. البته معمولاً چنین جست‌و‌جوهایی برای یافتن یك استعداد واقعی «یاوه‌گویی» است ولی این دفعه واقعاً بازیگر مناسبی پیدا شد. كریستوفر ریو شبیه سوپرمن كتاب‌های مصور است. او بازیگری جذاب است كه از یك‌ سو در صحنۀ عاطفی‌ چشم‌گیرش با لوییز لین،‌ بی‌شیله‌پیله، بامزه و تماشایی است‌ و از سوی دیگر در مواجهه با آدم بد و خبیثی چون لِكس لوثر،‌ پرابهت و هراس‌انگیز. انتخاب اشتباه بازیگر نقش سوپرمن به‌راحتی می‌توانست فیلم را به ورطه‌ی نابودی بكشد.
كاملاً مشهود است كه زمان نوشتن فیلم‌نامه كوچك‌ترین نگرانی پیرامون هزینه‌ی بالای تولید وجود نداشته است. به عنوان مثال پس از این‌كه كلارك كنت كارش را برای روزنامه‌ی «دیلی پلنت» آغاز می‌كند،‌ ما با مجموعه‌ای بی‌وقفه از حوادث و فجایع روبه‌رو می‌شویم كه فقط برای شروع است. برگ برنده‌ی فیلم این است كه تقریباً همه‌ی تماشاگران از نوجوانی با حماسۀ سوپرمن آشنا هستند. بنابراین توضیح چندانی لازم نیست. سوپرمن نشانۀ پیروزی خلاقیت بر مشكلات فنی و محدودیت‌های مالی است.

گزیده‌ی نقد پالین كیل بر سوپرمن (1978)

كریستوفر ریو، بازیگر جوانی كه برای ایفای نقش اصلی انتخاب شد، بهترین دلیل برای تماشای این فیلم است. او با آن چهره‌ی صادق و بی‌ریا و قیافه‌ی خشك و بی‌روحی كه برای این قهرمان كاملاً مناسب است، واقعاً دوست‌داشتنی است. فیلم دوست‌داشتنی اما ناامیدكننده است. سوپرمن این احساس را تلقین می‌كند كه انگار با بیم و هراس ساخته شده است؛ ترس از این‌كه سبك یا «بیش از حد بودن» عناصر خیالی از جذابیت فیلم در نگاه تماشاگران فاقد تخیل و واقع‌گرا بكاهد.
با این‌كه سوپرمن یكی از دو یا سه فیلم پرهزینه‌ی دوران خودش بوده است ولی شكل و شمایل تصنعی و بدی دارد و پیرنگش آن‌ قدر بر اساس اتفاق و تصادف بنا شده كه انگار داستان هرگز شروع نمی‌شود. جلوه‌های ویژه‌ی فیلم به هیچ عنوان مسحوركننده نیست و تدوین اغلب شتاب‌زده و نامنظم به نظر می‌رسد. فیلم كه توسط ریچارد دانر كارگردانی شده فاقد انسجام است و این‌ طور به نظر می‌رسد كه هر فصل از فیلم را یك كارگردان ساخته و فرایند تصحیح رنگ هم در لابراتور متفاوتی انجام شده است (می‌گویند ریچارد لستر روی بخش‌هایی از فیلم كار كرده است). با این وجود فیلم گروه بزرگی از بازیگران را در خود جای داده است؛ مارلون براندو،‌ جین هكمن،‌ مارگت كیدر،‌ ولری پراین، ند بیتی، گلن فورد، ترنس استمپ، سوزانا یورك، ترور هاوارد، هری اندروز، ماریا شل و جكی كوپر.

گزیده‌ی نقد راجر ایبرت بر سوپرمن2 (1980)

 سوپرمن2 از وسط یك داستان آغاز می‌شود و هرگز نگاهی به عقب نمی‌اندازد (جز مرور كوتاهی بر فیلم اول). فیلم از بسیاری جهات، تكرار نود دقیقه‌ی پایانی فیلم اول است و همان شخصیت‌های كلیدی از جمله لِكس لوثر خبیث. صرف ‌نظر از رابطه‌ی عجیب لوییز و كلارك كنت، داستان عاشقانه‌ی لوییز و سوپرمن هم ادامه می‌یابد. فیلم بازگشت سه شرور كریپتُنی را نشان می‌دهد كه آخرین بار در سیاره‌ای به دام افتاده بودند. این فیلم هم جلوه‌های ویژه‌ی چشم‌گیری دارد.
سوپرمن از اولین روزهای حضورش در كتاب‌های مصور همیشه یك قهرمان شهری بوده است. او در دنیایی زندگی می‌كند كه با عناوین درشت بنرهای تبلیغاتی و ژست و نمایش تعریف می‌شود؛ و سوپرمن2 با استفاده از لندمارك‌های مشهوری نظیر برج ایفل، ساختمان اِمپایر اِستیت، آبشار نیاگارا و نشان كوكاكولا در میدان تایم، به‌خوبی به چنین حال‌وهوای شهری‌ای دست می‌یابد. سوپرمن قهرمانی مردمی در دنیایی مردمی است و مثل میكی موس و علامت تجاری كوكاكولا بدل به علامتی شده كه بلافاصله از سوی هر فردی شناسایی می‌شود. به همین خاطر جلوه‌های ویژه در هر دو فیلم سوپرمن نقش مهم و چشم‌گیری داشته است. طبیعی است كه به تصویر كشیدن فضاپیمایی خارج از جو زمین، به‌مراتب آسان‌تر از نشان دادن بازی هیولاهای شرور كریپتنی با اتوبوسی در آسمان منهتن است. اما حال‌وهوای واقع‌گرایانۀ قهرمان‌بازی‌های سوپرمن باعث می‌شود تا هنرنمایی‌هایش سرگرم‌كننده‌تر جلوه كنند. فیلم از نمایش واكنش مردم خیابان‌ها به هنرنمایی‌های سوپرمن ‌لذت می‌برد و درست مثل كتاب‌های مصور این ‌طور به نظر می‌رسد كه شهروندان معمولی روزهای‌شان را در حالی سپری می‌كنند كه به دو طرف پیاده‌رو‌ها چسبیده‌اند و خیره به آسمان، جمله‌هایی مثل «سوپرمن مرده!» یا «سوپرمن دنیا را نجات داد!» را به زبان می‌آورند. ماجراجویی‌های سوپرمن، شور و هیجان را برای زندگی روزمره‌ی ما به ارمغان می‌آورد. او در این فیلم مناطق بزرگی از دنیا را نجات می‌دهد ولی چیزی كه بیش از همه از آن محافظت می‌كند جوهر انسانیت درونش است.
تصمیم اساسی و مهم فیلم‌های سوپرمن بخشیدن احساسات انسانی بیش‌تر به سوپرمن و دیگر شخصیتش، كلارك كنت است. از این رو سوپرمن2 به‌واسطه‌ی پرداختن به رابطه‌ی دوطرفه‌ی عجیب سوپرمن با لوییز لین، حاوی لحظه‌های كمدی و سرگرم‌كننده‌ی زیادی است. رابطه‌ی عاطفی لوییز و سوپرمن تقریباً از همان ابتدا محرز بود اما در این‌جا لوییز و كلارك كنت هم شرایط بالقوه‌ای را تجربه می‌كنند. یكی از صحنه‌های تماشایی فیلم جایی است كه لوییز دوباره كلارك كنت را در معرض یكی از آخرین آزمون‌های همیشگی‌اش قرار می‌دهد تا او اعتراف كند كه سوپرمن واقعی است. لوییز این بار روی زندگی‌اش شرط‌بندی می‌كند و خودش را از بالای آبشار نیاگارا به پایین پرتاب می‌كند. آیا كلارك می‌تواند به سوپرمن تبدیل می‌شود و او را نجات می‌دهد یا این‌كه او سقوط می‌كند. چه اتفاقی می‌افتد؟ فقط می‌توانم بگویم كلارك به سوپرمن تبدیل نمی‌شود. این صحنه سرشار از شوخ‌طبعی است. سوپرمن2 خنده‌دارتر از قسمت اول است. شاید این موضوع به خاطر تغییر كارگردان است. ریچارد دانر فیلم اول را كارگردانی كرد و به‌واسطه‌ی كار درخشانش، الگوی تمام‌عیاری برای دیگر قسمت‌ها شكل گرفت و باقی ماند. در این‌جا كارگردانی بر عهده‌ی ریچارد لستر بوده كه فیلم‌هایی نظیر شبِ یك روز سخت و سه تفنگ‌دار را در كارنامه دارد. بی‌تردید سوپرمن2 یكی از آثار برجسته و شاخص این كارگردان است. لستر اجازه داده است تا كمدی و هجو خیلی راحت‌تر به فیلمش راه یابند. او با استفاده از جین هكمن در نقش لكس لوثر خودپرست و هم‌چنان در حال توطئه‌چینی، لحظه‌های خنده‌دار و سرگرم‌كننده‌ای را خلق كرده و به كریستوفر ریو هم بیش‌تر میدان داده است. بازی او در نقش سوپرمن دیدنی است.
خیره‌كننده‌ترین مفهوم و بینش حاكم بر فیلم این است كه تغییر قیافه‌ی سوپرمن به كلارك كنت، به اندازه‌ای كه یك مسأله‌ و نگرش ذهنی است، عینی و ظاهری نیست. تغییر قیافه‌ی كلارك نه با عینك بلكه به‌واسطه‌ی «عادی بودن» و «قرار گرفتن در بطن روزمرگی» محقق می‌شود. زیر ظاهر آرام و افتاده‌ی او، یك ابرقهرمان مخفی شده است. فیلم با زیركی به این نكته اشاره می‌كند،‌ آیا این موضوع درباره‌ی همه‌ی ما صدق نمی‌كند؟

گزیده‌ی نقد پالین كیل بر سوپرمن 2 (1980)

سوپرمن2 جذاب و سرشار از لحظه‌های سرگرم‌كننده‌ی عجیب‌و‌غریب است. ریچارد لستر كه این دنباله را بر قسمت اول كارگردانی كرده، فیلمی باروح و سرزنده ساخته است. ای‌كاش فیلم قبلی هم این‌ چنین بود. كریستوفر ریو به شخصیت سوپرمن (كه اهل كریپتن است) عمق و بعدی احساسی بخشیده و او را به تنها انسان و آدم واقعی فیلم تبدیل كرده است. در پایان فیلم او دیگر همان شخصیت صاف‌وساده نیست، او تحقیر می‌شود، سختی می‌كشد و در نهایت به بلوغ می‌رسد؛ و شما هم بعد از تماشای فیلم درباره‌ی احساسات او فكر می‌كنید.
ریو در این‌جا به مردی چرب‌زبان تبدیل شده و تغییر قیافه‌اش از كلارك كنت به سوپرمن و برعكس، لحن و روال كمدی ویژه‌ای پیدا كرده است. جین هكمن هم در نقش لكس لوثرِ دلقكِ كچلِ بی‌وجدان، بازی پرآب‌و‌تابی ارائه داده است. فیلم هرچه پیش می‌رود بهتر و عجیب‌و‌غریب‌تر می‌شود. كیفیت جلوه‌های ویژه به‌شدت ناپایدار است. كشیدن فیلم از 35 میلی‌متری روی 70 میلی‌متری به‌ منظور نمایش در سالن‌های بزرگ باعث شده تا رنگ‌و‌رورفته و دانه‌دانه شود.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: