سینمای جهان » چشم‌انداز1392/08/13


به جهان سحر‌انگیز خیال خوش آمدید!

بررسی چند نما از «زندگی پای» ساخته‌ی آنگ لی

رضا حسینی


زندگی پای
یكی از بهترین فیلم‌های فانتزی سال‌های اخیر سینما است كه به‌حق مورد ستایش گسترده‌ی منتقدان داخلی و خارجی قرار گرفت و اسكار بهترین كارگردانی را برای آنگ لی به ارمغان آورد. این فیلم شاید در نگاه اول پیچیده به نظر نرسد اما واقعیت امر چیز دیگری است؛ و در واقع می‌شود از ابعاد مختلفی به بحث و بررسی این فیلم پرداخت. به عنوان مثال اگر زندگی پای به عنوان یك فیلم فانتزی با آثار مشابه این گونۀ سینمایی مقایسه شود آن‌ وقت خطری كه لی در ساخت آن به جان خریده است بیش‌تر به چشم می‌آید و دستاورد چشم‌گیر او بهتر رخ می‌نماید. در اغلب آثار فانتزی مشابه، قهرمان داستان یك كودك یا نوجوان یتیم است كه خواسته یا ناخواسته پا به یك دنیای مسحوركننده‌ی خیالی می‌گذارد و راهی سفری حیرت‌انگیز می‌شود تا به نوعی از «بلوغ» برسد، از جمله دوروتی در جادوگر شهر آز، آلیس در آلیس در سرزمین عجایب، هری پاتر در مجموعه فیلم‌های هری پاتر و نمونه‌های فراوان دیگر. از این رو در فیلم‌های فانتزی همیشه دو دنیای متفاوت وجود دارد: یك دنیای «واقعی» كه معمولاً تیره‌وتار، ملال‌آور و آزاردهنده است و یك جهان «خیالی» كه در نقطه‌ی مقابل دنیای واقعی قرار می‌گیرد و رنگارنگ، جذاب و الهام‌بخش است. قهرمان‌های آثار فانتزی كه نام‌شان رفت، با تجربه‌ی یك اتفاق خاص پا به دنیای خیالی می‌گذارند. دوروتی به خاطر ضربه‌ای كه به سرش می‌خورد بی‌هوش می‌شود و وقتی چشم باز می‌كند كه گردباد خانه‌شان را به آسمان و سرزمینی دیگر برده است؛ آلیس در لانه‌ی یك خرگوش سقوط می‌كند و هری پاتر از وسط دیواری در ایستگاه راه‌آهن عبور می‌كند. اما قهرمان زندگی پای خیلی «واقعی»‌تر وارد دنیای سحرآمیز «خیال» می‌شود. در واقع دستاورد قابل‌توجه لی، محو كردن مرز میان این دو دنیا است. در این‌جا با تكیه بر نماهای خاصی از فیلم به این موضوع می‌پردازیم كه كارگردان چه‌طور از همان اولین نما و فصل فیلمش در پی زمینه‌چینی و آماده كردن تماشاگر برای ورود به یك دنیای خیالی كاملاً باورپذیر بوده است. این دستاورد لی از این لحاظ درخور توجه است كه معمولاً آثار فانتزی به خاطر دنیاهای متفاوت ‌و عجیب‌شان و به‌اصطلاح فاصله گرفتن از واقعیت، مورد توجه تماشاگران بزرگ‌سال قرار نمی‌گیرند.

 

1 - فیلم از باغ‌وحش شروع می‌شود و تماشاگر از همین فصل عنوان‌بندی، تصاویر شگفت‌انگیزی را می‌بیند كه با تأمل و دقت، گرفته و انتخاب شده‌اند؛ تصاویری كه احتمالاً تماشاگران فیلم در دنیای واقعی و در تجربه‌های شخصی‌شان از رفتن به باغ‌وحش، به‌ندرت دیده‌اند. از این رو آنگ لی لوكیشن‌ها و در مجموع شمایل بصری دنیای واقعی فیلمش را هم به‌ گونه‌ای سر و شكل داده كه علاوه بر «واقعی بودن» چندان هم دور از اعجاب و شگفتی نباشند.

2 - دیوارهای نقاشی‌شدۀ باغ‌وحش، عنوان‌بندی فانتزی و حاشیه‌ی صوتی این فصل هم در ورود ما به جهان فیلم نقش تعیین‌كننده‌ای را بازی می‌كنند. از همین نمای سوم فیلم می‌توان به مضمون سفری پرماجرا و خیالی رسید. فقط كافی است كمی دقیق‌تر به این تصویر نگاه كنیم. فیلی كه در بدنش آدم‌هایی زندگی می‌كنند و چشمش با الاغی مشترك است كه انگار مرد كمان‌گیر روی آن نشسته و نه گردن فیل! خرطوم فیل هم كه انگار روی آب می‌دود، از دم زیبای طاوس درست شده است. بی‌تردید همه‌ی این موارد در نگاه اول به‌ گونه‌ای خودآگاه دیده نمی‌شوند اما از سوی دیگر نمی‌توان منكر تأثیر ناخودآگاه زیبایی و تركیب جادویی تصویر بر تماشاگر شد. اگر نقش افسانه، اسطوره و جادو را در فیلم‌های فانتزی در نظر بگیریم و سفر دریایی پای با چند حیوان را به عنوان یك افسانه تصور كنیم، آن‌ وقت می‌توان پا را فراتر گذاشت و درباره‌ی نسبت و نقش حیوانات در اغلب افسانه‌ها به بحث پرداخت و شروع فیلم از باغ‌وحش را به‌ گونه‌ای جذاب‌تر بررسی كرد. شخصیت نویسنده در جایی از فیلم به این موضوع اشاره می‌كند كه «بزرگ شدن در یك باغ‌وحش سحرآمیز و جادویی است»؛ درست مثل دنیای افسانه‌ها.

3 - تقابل دنیای «واقعی» و جهان «خیالی» همواره در فیلم دیده می‌شود و حتی نسبت عینیت و ذهنیت آن‌ها هم به‌درستی رعایت شده است. در این نما كه طنز ظریفی هم در آن جاری است، نویسنده در حین شنیدن داستان حیرت‌انگیز پای (ذهنیت او) سبزی پاك می‌كند (عینیت نویسنده و حتی تماشاگر). این تقابل در فصلی از فیلم كه پای، داستان سفرش را برای نماینده‌های شركت كشتی‌سازی ژاپنی تعریف می‌كند به اوج می‌رسد و حتی به نوعی به بیانیه‌ی فیلم‌ساز در تحسین فیلم‌های خیال‌انگیز (از جمله فانتزی‌ها) در قیاس با فیلم‌های به‌اصطلاح «واقع‌گرا» تبدیل می‌شود (توضیح بیش‌تر این موضوع زیر عكس شماره‌ی 7 آمده است).

4 - لی علاوه بر دقت وسواس‌گونه به شمایل بصری فیلمش، از لحاظ روایی هم زمینه را برای ورود به جهان خیال‌انگیز فیلم آماده می‌كند. از این رو است كه شكل‌ و شمایل ماماجی (عموی افتخاری پای!) با آن سینه‌های ستبر و شرح شكل‌گیری چنین اندامی هنگام تولد، نام‌گذاری «پای» از روی یك استخر عمومی در پاریس (در واقع زیباترین استخر دنیا كه می‌شود از آب تمیزش قهوه درست كرد!) و... را می‌توان به عنوان نوعی زمینه‌چینی گفتاری برای باورپذیر كردن سفر حیرت‌انگیز پای در نظر گرفت. در این‌جا یك تصویر تلفیقی دیدنی، حاصل دیزالو دو صحنه‌ی متوالی را می‌بینیم. اول این‌كه شنای ماماجی در زیباترین استخر دنیا به‌ گونه‌ای است كه انگار او مثل یك ابرقهرمان در آسمان پرواز می‌كند (این تصویر به‌خوبی مكمل داستان تولد اعجاب‌آور او می‌شود). دوم این‌كه تصویر پای بارها با ترفندهای مختلف به آب دیزالو می‌شود تا حداقل از دو جنبه او را معرفی كند؛ هم از ادامه‌ی داستان و سفر دریایی او خبر می‌دهد و هم گویای شخصیتی است كه با پاكی و زلالی آب قابل‌تعریف است. به‌علاوه تركیب بصری این تصویرِ تلفیقی دوباره نسبتی میان واقعیت و خیال برقرار می‌كند.

5 - اولین بار كه پای را در مدرسه می‌بینیم، در حال خواندن كتابی از ژول ورن با عنوان «جزیره‌ی اسرار‌آمیز» است. روی جلد كتاب هم تصویر یك مرد و یك ببر دیده می‌شود كه به نوعی با هم در نزاع هستند. پای جنگیدن را از همین دوران مدرسه می‌آموزد (برای اصلاح نامش كه بارها مورد تمسخر بچه‌ها قرار می‌گیرد، نبرد سخت و نامتعارفی را به جان می‌خرد) و به نوعی برای آینده آماده می‌شود. به هر حال همان‌ طور كه از عنوان فیلم برمی‌آید این «زندگی» پای است كه با فرازونشیب‌هایش موجبات شكل‌گیری پرسونا و بینش شخصیت زلال او را فراهم می‌آورد (زندگی در سینما بارها در قالب سفر تصویر شده). در این‌جا می‌توان به بحث مذهب - كه در فیلم به‌ گونه‌ی پررنگی مطرح می‌شود – پرداخت و نقش و نسبت آن با زندگی و شخصیت پای را مورد بررسی قرار داد.

 

6 - در این تصویر هم با یك تمهید ساده در مرحله‌ی تدوین، شخصیت‌ها از دنیای واقعی و زمان حال جدا می‌شوند و پا به دنیای خیالی و ذهن شخصیت پای می‌گذارند تا او ادامه‌ی داستانش را برای نویسنده تعریف كند. این تصویر در حالت معمولی چندان مهم به نظر نمی‌رسد اما وقتی به عنوان مرحله و جزئی از هدف فیلم (محو كردن مرز دنیای واقعی و جهان فانتزی) دیده می‌شود، اهمیتی دو چندان و حتی آموزنده پیدا می‌كند.

7 - نماینده‌های شركت ژاپنی داستان سفر خیال‌انگیز پای را «باور» نمی‌كنند و از او می‌خواهند داستانی ساده‌تر و «باورپذیر» برای‌شان تعریف كند تا آن‌ها بتوانند آن را به عنوان گزارش به مافوق‌شان ارائه دهند. لی این فصل از فیلم را به شكل كاملاً ساده‌ای اجرا كرده ولی جالب است كه داستان «واقع‌گرایانة» پای، هم بلافاصله نماینده‌ها را مجاب می‌كند و هم تأثیر عجیبی روی نویسنده دارد كه می‌توان آن را در واكنش بامزه‌اش دید. در این فصل تفاوت و ملزومات روایت «یك داستان واقعی» (آن‌چه پای به عنوان داستان دوم سفرش تعریف می‌كند) با روایت «یك داستان فانتزی» به‌سادگی آشكار می‌شود. انگار روایت یك داستان واقعی از بی‌رحمی و تنازع بقای آدمی به چیزی بیش‌تر از یك راوی در بسترنشسته نیاز ندارد اما در طول فیلم دیدیم كه به تصویر كشیدن جهانی مملو از شگفتی و خیال با همان مضامینِ تلخ، كار دشواری است كه لی با فیلمش به‌خوبی از عهده‌ی آن برمی‌آید. داستان ساده و واقعی نماینده‌های ژاپنی (كه حداقل به خاطر ملیت‌شان می‌توان آن‌ها را نماینده‌ی عقلانیت و خردگرایی تلقی كرد) در روزنامه چاپ می‌شود و به خاطر ماهیت رسانه‌اش حتماً خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شود اما داستان فانتزی و افسانه‌ای پای در قالب یك كتاب منتشر می‌شود و جاودانه می‌شود؛ شاید مثل «جزیره‌ی اسرارآمیز» ژول ورن.


8 و 9 - در نمای پایانی زندگی پای رنگ‌ولعاب و عمق تصویر از بین می‌رود و تصویری تخت و بی‌رنگ به جا می‌ماند. آنگ لی كه مرز ورود به جهان حیرت‌انگیز فانتزی‌اش را از بین برده بود، در این‌جا با یك تمهید ساده ما را از دنیای فیلم بیرون می‌كشد و به جهان واقعی و بی‌رنگ‌ولعاب روزمره برمی‌گرداند؛ جایی كه ما تا پیش از آغاز فیلم در آن حضور داشتیم.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: