سینمای جهان » نقد و بررسی1394/01/27


فیلم‌های روز جهان

نگاهی به فیلم «مسابقه‌های هانگر: ماكینگ‌جِی - قسمت اول»

مهرزاد دانش

 

مسابقههای هانگر: ماكینگجِی قسمت اول / The Hunger Games: Mockingjay – Part 1
كارگردان: فرانسیس لارِنس. فیلم
نامه: دَنی استرانگ، پیتر كرِیگ بر اساس رمان ماكینگجِی (از سهگانه‌ی «مسابقه‌های هانگر») اثر سوزان كالینز. مدیر فیلمبرداری: جو ویلِمز. موسیقی: جیمز نیوتن هاوارد. تدوین: آلن ادوارد بل، مارك یوشیكاوا. بازیگران: جنیفر لارِنس (كَتْنیس اِوِردین)، جاش هاچرسن (پیتا مِلارك)، لیام همزورث (گِیل هاوثورن)، وودی هارِلسن (هِیمیچ اَبِرنِیتی)، الیزابت بَنْكس (اِفی ترینكِت)، فیلیپ سیمور هافمن (پلوتارك هِوِنزبی)، جولین مور (پرزیدنت آلما كوین)، دانلد ساترلند (پرزیدنت كوریولانوس اسنو). محصول 2014 آمریكا، 123 دقیقه.

چنین می‌نماید كه هفتادوپنجمین دوره‌ی مسابقه‌های هانگر كه با طغیان عده‌ای از شركت‌كنندگان و بیش از همه كَتنیس اِوردین به آشوب كشیده شده، آخرین دوره‌ی این مسابقه‌ها باشد. در حالی كه محل برگزاری مسابقه در حال ویران شدن است كتنیس به اتفاق دو بازمانده‌ی دیگر مسابقه، بیتی و فینیك، توسط نیروهای شورشی نجات داده می‌شود و آن‌ها را به مكانی موسوم به منطقه‌ی سیزده می‌برند كه مقر اصلی شورشی‌ها در آن واقع است. كتنیس مادر و خواهرش پریم را در آن‌‌جا بازمی‌یابد و با رهبر شورشی‌ها، پرزیدنت آلما كوین، آشنا می‌شود. كتنیس باخبر می‌شود كه آن‌چه در میدان مسابقه انجام داده، باعث بروز شورش‌ها و اعتصاب‌هایی شده است. كوین از كتنیس می‌خواهد تا با پذیرفتن عنوان «ماكینگ‌جِی» رسماً به نماد شورش تبدیل شود. ماكینگ‌جی در واقع نام پرنده‌ای است دورگه كه در طول زمان به نشانه‌ی محبوب شورشیان تبدیل شده. اما كتنیس كه هم‌چنان بابت جا گذاشته شدن پیتا در میدان مسابقه خشمگین و آزرده است زیر بار پذیرفتن این نقش نمی‌رود. به پیشنهاد پلوتارك هِونزبی كه زیر پوشش برگزاركننده‌ی مسابقه‌های هانگر، در خدمت شورشیان بوده است، كتنیس را به تماشای زادگاه و خانه‌ی سابقش یعنی منطقه‌ی دوازده می‌برند كه توسط نیروهای حكومتی با خاك یكسان شده. كتنیس در نهایت پیشنهاد كوین را می‌پذیرد. حالا او ماكینگ‌جِی است؛ نماد شورش مردم ستم‌دیده و مایه‌ی امید آن‌‌ها...

درخشش تا افت

ستم، نارضایتی عمومی، قیام... این سه واژه، مراحلی است که داستان مسابقههای هانگر در سه قسمتی که سوزان کالینز، نویسنده رمان، برایش تدارک دیده در مسیر روایی‌اش به لحاظ درون‌مایه طی می‌کند. آن‌چه در سه قسمتی که تا کنون از روی کتاب مفصل کالینز در سینما بازتاب یافته، می‌تواند به عنوان نوعی روند از درخشش تا افت تعبیر شود. فیلم نخست به کارگردانی ‌گری راس، فضای ملتهب جاری در سرزمین‌های ستمزده را منعکس می‌کرد و موقعیت‌های پرتضادی مانند کشتن دیگری برای زنده نگه داشتن خویشتن و تنیده شدن عنصر عشق در میانه این التهاب، در روند دراماتیک اثر جا افتاده بود. در قسمت دوم (با کارگردانی فرانسیس لارنس) که زمینه‌سازی قبل از قیام عمومی علیه سیستم ستمگر حاکم است، با این‌که التهاب‌های ناشی از‌‌ همان تناقض دارد به جریان خود ادامه می‌دهد، تا حدی فضا دچار افت می‌شود و در ردیابی‌های اوضاع مشکوک جنگل، زیاده‌گویی و زیاده‌پردازی، بسیار دیده می‌شود و در نتیجه پتانسیل‌های ذاتی متن را تا حد قابل‌توجهی از قابلیت می‌اندازد. اما در قسمت سوم (با کارگردانی‌‌ همان فرانسیس لارنس) که شخصیت‌های اصلی وارد تعارض مستقیم با سیستم سیاسی حاکم می‌شوند و به جنگ چریکی و روانی با آن می‌پردازند، بستر مناسبی برای درام‌سازی در اختیار ندارد و در نتیجه، گرداگرد متن را رویه‌های تکرارشونده و خسته‌کننده تشکیل داده‌اند که اغلب سازه‌ها و نمود‌هایش، اطلاعات افزوده‌ای را در اختیار مخاطب نمی‌گذارد. با این‌که این قسمت لاجرم به خاطر درون‌مایه‌ی قیام علیه سیستم باید پویا‌تر از قسمت‌های قبل باشد، ولی عملاً این اتفاق نیفتاده است و ایستایی و رکود قابل‌توجهی سراسر فیلم را فراگرفته است.
شاید بتوان علت این افت را در چند عامل جست‌و‌جو کرد. نخست آن‌که فیلم در زمان زیادی از خود، به معرفی فضایی جدید، یعنی منطقه‌ی سیزده می‌پردازد که اینک مأمن مبارزان و چریک‌ها برای شورش علیه سیستم در لوکیشنی زیرزمینی شده است. این معرفی وقت زیادی از اثر را اشغال می‌کند، بی‌آن‌که در ابعاد این وقت‌گیری، سطح اطلاعات یا عمق تحلیل اثر را افزایش دهد. نکته‌هایی مانند ایجاد تعلیق به‌وسیله‌ی گربه‌ای که خواهر کتنیس را در آستانه‌ی مرگ قرار می‌دهد یا مکث‌هایی بدون شخصیت‌پردازی لازم بر روی شخصیت آلما کوین (رییس‌جمهور منطقه‌ی سیزده که اینک رهبری مبارزان علیه سیستم را بر عهده دارد) این نقص را بیش‌تر نمایان می‌سازند.
دوم آن‌که فیلم بسیار شعاری است. نمود‌ها و نمادهای ظریف در دو قسمت قبلی که ذهن مخاطب را به سمت ماجرای قیام سوق می‌داد، در قسمت سوم شکل علنی و مستقیم به خود گرفته است. در این قسمت کتنیس پی در پی روی خرابه‌های ناشی از اجحاف حکومت در حق مردم راه می‌رود و نفرین و لعن و تهدید به سوی عاملان جنایت نثار می‌کند. تعبیه‌ی گروه فیلم‌برداری در کنار کتنیس که دارند فضایی تبلیغی از مبارزه را ثبت و منعکس می‌کنند، این چارچوب شعاری را محکم‌تر کرده است.
سوم آن‌که فضای دراماتیک برای این درون‌مایه به قدر کافی در فیلم دیده نمی‌شود. تنها گره و چالشی که در فیلم جاری است، دغدغه‌ی کتنیس نسبت به پیتا است که اینک در دست حکومت جائر اسیر است و حکومت از زبان او سخنانی حکومت‌پسند در رسانه‌ها پخش می‌کند. این ایده شاید به لحاظ محتوایی قابل‌تأمل باشد، اما به لحاظ داستان‌پردازی، خرد‌تر از آن است که بتوان فیلمی دو‌ساعته و داستان‌گو را بر اساسش پایه‌ریزی کرد. کل فیلم شامل این شده که کتنیس با اطرفیانش سر این‌که پیتا حرف‌های حکومت‌پسند را به میل خودش می‌گوید یا بر اساس فشار سیستم، یا دارد علامت‌های مخفی و رمزی به انقلابی‌ها می‌دهد جروبحث می‌کند و افزون بر این، لایه‌های دراماتیک بیش‌تری که بتواند فضای اثر را پویا و پرتعلیق و زنده نگه دارد، تدارک دیده نشده است.
مسابقههای هانگر: ماكینگجِی قسمت اول اگرچه در زمینه‌ی دغدغه‌ها و پارادوکس‌ها و تعلیق‌های جاری در فضای مبارزه و قیام، نکته‌های تأمل‌پذیری در بر دارد، اما نتوانسته است این قابلیت‌ها را در تاروپود داستانی‌اش هم بتند و حاصل کار، کسالت‌بار‌تر از آن شده است که بتوان تأمل محتوایی را با تحمل داستانی‌اش پیوند داد. تنها نقطه‌ی امید، انتظار برای ساخته شدن و نمایش قسمت انتهایی این مجموعه است.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: