سینمای جهان » نقد و بررسی1398/06/12


دو‌های یك

همچون در یک آینه (۴۰): درباره‌ی بازی‌های لورل و هاردی

شاهپور عظیمی

 

هر بار كه بخواهیم درباره‌ی آن‌ها حرف بزنیم یا چیزی بنویسیم، قطعاً باید نام هر دو را بیاوریم و امكان ندارد همزمان درباره‌ی هر دوی‌شان ننوشت. استن لورل و الیور هاردی یكی از بادوام‌ترین زوج‌های سینمایی محسوب می‌شوند. آن‌ها سی سالی در كنار هم به بازیگری پرداختند و در تمام این سال‌ها هرگز از سوی جایزه‌دهندگان سینمایی مورد توجه قرار نگرفتند (به جز یك استثنا: فیلم جعبه‌ی موسیقی (1932) برند‌ه‌ی شدن اسكار بهترین فیلم كوتاه شد) اما در میان طرفداران سینمای كمدی همواره طرفداران خاص خود را داشتند.

درواقع آن­‌چه باعث می­‌شود كه این زوج كمدین نتوانند در تقابل با بزرگان سینمای كمدی مانند باستر كیتن، چاپلین و حتی هارولد لوید قرار بگیرند آن است كه آن­‌ها اصولاً دارای سبك بازیگری كمیك نیستند. مثلاً كافی بود چاپلین، ناگهان در نخستین نمای فیلمی ظاهر شود. ما در مقام تماشاگر تقریباً شكی نداشتیم كه قرار است آتشی بسوزاند و عده­ای را به دردسر بیندازد و در این میانه از كلاه‌­های بی‌شماری برای خودش نمد‌ها بسازد یا وقتی باستر كیتن را در فیلمی می‌­دیدیم تقریباً یقین داشتیم كه چه خطرهایی در آن میان قرار است از بیخ گوش او بگذرد تا موفق شود به كار یا هدفی كه در نظر دارد، دست پیدا كند. حضور هارولد لوید نوید این را می­‌داد كه این جوان عینكی و خوش‌تیپ خودش را به دردسر خواهد انداخت و در این میان دختری را ملاقات خواهد كرد و در پایان حتماً به وصال او می‌­رسید.

جعبه‌ی موسیقی اما در مورد لورل و هاردی اوضاع متفاوت بود.  این دو همراه با زوج بود­آبوت و لوكاستلو به نوعی روی دیگر سكه‌ی كمدی‌های موقعیت بودند كه خلاقیت‌آن‌ها به خودشان باز نمی‌گشت و درواقع باید نویسندگانی وجود می­‌داشتند كه موقعیت­‌‌هایی كمیك برای‌شان خلق كنند. البته هر دوی آن‌ها كم‌و‌بیش خصایصی داشتند كه منحصر به خودشان بود اما این برای یك فیلم سینمایی بلند كفایت نمی‌‌كرد (این مسأله در فیلم‌های كوتاه این دو نیز تا حد زیادی مصداق دارد).در این جمع دونفره و پریشان، هاردی به نوعی «رییس» محسوب می‌شد. هر جا كه می‌خواستند وارد بشوند این هاردی بود كه به لورل گوشزد می­‌كرد كه ابتدا او باید وارد شود كه همین «میزانسن» در جاهایی باعث ایجاد شوخی‌هایی نیز می‌­شد. هاردی وانمود می‌كرد كه عقل كل است و چه در ظاهر و چه در باطن اعتقاد داشت كه لورل همواره دست به حماقت می‌زند كه این میزانسن نیز همواره شوخی‌هایی به وجود می‌آورد. از سوی دیگر رفتار لورل بر خلاف ظاهرش نشان می‌داد كه نه تنها خنگ نیست بلكه عقلش از هاردی بیش‌تر كار می‌كند. او گاهی شگردهایی نیز رو می‌­كرد از جمله این كه می‌توانست انگشت شستش را مانند یك فندك به كار بگیرد و گاهی یادش برود كه انگشتش روشن است و باعث سوختگی دستش می­‌شد! تبسم حماقت­‌آمیزی كه بر لب داشت گاهی به عنوان شناسنامه‌اش در برخورد با دیگران عمل می‌كرد. وقتی هاردی دعوایش می‌كرد فوراً مثل بچه‌ها می‌زد زیر گریه و همزمان توضیح می‌داد كه او مقصر نبوده است و در كسری از ثانیه گریه‌اش را می‌خورد و دوباره دنباله‌ی حوادث را پی می‌گرفت. یا وقتی عصبانی می‌شد گوش‌هایش ناگهان به طرز عجیبی شروع به تكان خوردن می‌كردند.

درواقع كلیشه‌ی همیشگی این زوج در موقعیت‌های كمیكی كه برایشان نوشته می‌شد، ضربه‌خوردن‌های هاردی و درب و داغان شدن‌هایش بود كه به نوعی جزای رفتاری بود كه با لورل داشت. كمدی زوج لورل و هاردی وابستگی شدیدی به اشتباهات فیزیكی و كمدی­‌های بكوب‌بكوب داشت. مثلاً واپسین همكاری این دو را با استودیوی هال روچ در نظر بگیریم: احمق‌ها در دریا (1940) كه هاردی به دلیل كار در محیط كارگاه تولید بوق تعادل روانی‌اش را از دست داده و باید كنار دریا استراحت كند و شیر تازه‌ی بز بنوشد. آن‌ها قایقی كرایه می‌كنند اما حضور یك تبهكار كه برای فرارش نیاز به قایق آن‌ها دارد نقشه‌های این دو را بر هم می‌زند. طبق معمول داستان به همان كلیشه‌های همیشگی این زوج باز می‌گردد. هاردی با قیافه‌ای حق به جانب، استراحت را حق مسلم خودش می‌داند اما خنگ‌بازی‌های لورل مانع او می‌شود. حساسیت هاردی نسبت به سر و صدای بوق در لحظه‌های حساس داستان باعث نجات این دو می‌شود و سرانجام ماجراها به خوبی و خوشی به اتمام می­‌رسند. هاردی این‌نیز از یكی از شگرد‌های نسبتاً قدیمی خودش استفاده می‌كند كه همان نگاه كردن توی لنز دوربین است. البته این شگرد را در آثار قدیمی‌تر چارلی چاپلین به یاد داریم كه گاهی و در مقاطعی خیلی كوتاه به دوربین نگاه می‌كرد. هاردی این شگرد را از آثار دوران صامت خودش و لورل به كار گرفت كه می‌توانست واجد معناهای فرداستانی نیز باشد اما تقریباً به جز استفاده‌ی طنزآمیز برای احمق نشان دادن لورل استفاده‌ی دیگری از آن نشده است. شاید یكی از دلایل ماندگار نبودن بازی‌های این زوج كمیك در برابر دیگر بزرگان سینمای كمدی آن باشد كه برخی از مایه‌های كمیك آثار این دو با گذشت زمان دیگر ظرفیت‌های خنده‌دار بودنشان را از دست داده‌اند. شیوه‌ی بازی لورل و هاردی اصطلا‌حاً بازی رو به دوربین است. این میزانسن نمی‌تواند به تمامی ظرفیت‌های بازیگران- در این‌جا بازیگران كمیك- را به تماشاگر منتقل سازد. این در حالی است كه مثلاً بزرگانی مانند برادران ماركس- خصوصاً گروچو- از ظرفیت‌هایی دیگر مانند دیالوگ و میزانسن‌‌های شلوغ به خوبی بهره می‌گیرند و تماشاگران را با خود همراه می‌سازند.

درواقع اگر از وضعیت دوبله‌ی آثار این زوج كمدین سخنی نگوییم احتمالاً حق مطلب را درباره‌شان ادا نكرده‌ایم. در هوشمندی مدیران قدیمی دوبلاژ سینما و تلویزیون همین بس كه آن‌ها می‌توانستند با دوبله‌های درخشان، حتی از فیلم‌های بی رمق  و آبكی شبه‌كمیك، آثاری به عمل بیاورند كه تماشاگر را روی صندلی بنشانند و چنین فیلم‌هایی را نجات بدهند كه نمونه‌ی دقیق چنین آثاری كمدی‌های انگلیسی نورمن ویزدوم هستند.البته كمدی­‌های لورل و هاردی آن‌چنان كم‌مایه نبودند با این حال درصد زیادی از موفقیت‌شان نزد مخاطبان این­ سوی آب مرهون دوبله‌های فارسی است. زنجموره‌های الكی لورل و شل ول حرف زدن‌هایش با صدای مرحوم حسن عباسی و هن‌و‌هن‌ كردن‌های هاردی و صدای توگلویی مرحوم مقبلی كه به نوعی حال و هوایی خنگول به این شخصیت می­‌داد در نوع خودش بی‌­نظیر است. برای همین می­‌بینیم كه بعد از درگذشت مرحوم عباسی و سال‌ها بعد درگذشت مرحوم مقبلی با آن‌كه شماری از بهترین‌ها وظیفه‌ی گویندگی این زوج را برعهده گرفتند اما هیچ‌گاه نتوانسته‌اند به استاندارد‌های صداپیشگی مقبلی/عباسی نزدیك بشوند. واپسین نكته اما آن است كه برخی از تماشاگران سینما و تلویزیون- از جمله نسل سنی نگارنده- شماری از مهم‌ترین خاطرات سینمایی‌شان را از بزرگانی مانند لورل و هاردی دارند، همان دو‌های یكی كه در حافظه‌ی ماها جا خوش كرده‌اند.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: