سینمای جهان » نقد و بررسی1393/01/20


فيلم‌های روز جهان

ده فيلم برتر سال 2013

مهرزاد دانش
نبراسكا


یك. جاذبه
Gravity

آسمان بار امانت نتوانست كشید...

فناوری شگفت‌انگیز و هوش‌ربای فیلم، تنها یك بعد از جذابیت آن است. كوآرون در معبر جلوه‌های ویژه و فیلم‌برداری و صدای فوق‌العاده‌ی فیلمش، به مقصدی ارزشمندتر نائل آمده است كه یادآور قصه‌ی اعطای خلافت الهی خداوند به بشر است. اگر كوبریك كبیر در ادیسه‌ی سترگش، انسان را از زمین حیوانی به آن سوی كهكشان‌ها سوق داد تا نطفه‌ی ابرمرد از درونش منعقد شود، اكنون كوآرون انسان را از خلأ آسمان به زمین استوار هدایت كرده است تا اسطورگی خداگونه‌اش را متولد سازد. او در فرزندان انسان (بنی‌آدم) فرجام موعودی بشر را ترسیم كرد و حالا در جاذبه، طلیعه‌اش را در گرفتن بار امانت جانشینی روایت كرده است.

دو. نبراسكا Nebraska

نشان از پدر...

یكی از دل‌چسب‌ترین حكایت‌های پدر و پسری در عرصه‌ی سینما كه با مدد گرفتن از لحن جاده‌ای، ذره‌ذره در جایگاه‌های مختلف مسیر سفر، قطعات پیدا و پنهان پازل موقعیتی یك خانواده را بازیابی می‌كند و به هم متصل می‌سازد. پدر سرگشته‌ی داستان كه به دنبال وعده‌ای موهوم در برنده شدن یك قرعه‌كشی سركاری است، در واقع و چه بسا ناخواسته گم‌گشته‌ها و خلأهای زندگی‌اش را می‌خواهد جست‌وجو كند و پسر كوچكش، با درك تدریجی این روند، ضمن همراهی هم‌دلانه با پیرمرد، به پاره‌ای از مقاطع نامعلوم گذشته نیز وقوف می‌یابد. این مسیر بدون توسل به احساسات‌گرایی‌های متداول و پیام‌زدگی‌های مستعمل، با هوشمندی به پایانی درخشان منتهی می‌شود.

سه. این آخرشه This Is the End

اخلاق و ابتذال

اثری سهل و ممتنع كه با ظاهری خل‌مشنگی، روایتگر چالش‌های مبتذل تعدادی هنرپیشه‌ی معروف سینما در عرصه‌ای ملتهب است. لحن هجوآمیز فیلم در تمسخر برخی از مؤلفه‌ها و نمودهای سینمایی آخرالزمانی و فاجعه و ژانر وحشت، اگرچه فی‌نفسه خنده‌آور است، اما به‌تمامی بیانگر كل قابلیت‌های این فیلم نیست. این آخرشه، بر خلاف ظاهر دیالوگ‌ها و موقعیت‌هایش، روندی اخلاقی دارد كه با گفتمانی لقمان‌گونه، بحث خیر و شر و هنجار و ناهنجار را مطرح می‌سازد. فیلم بی‌آن‌كه خود در وادی ابتذال بیفتد، ابتذال‌های روزمره‌ی زندگی‌مان را ولو در پشت شمایل موجه ستارگی و اعتبار هنری و رسانه‌ای، به رخ می‌كشد و طنزی گزنده را تا پایان داستانش ادامه می‌دهد.

چهار. جاسمین غمگین Blue Jasmine

تلخی بی‌فرجام

شاید فقط وودی آلن ممكن بتواند از نمایش‌نامه‌ی منتقدانه‌ی تراموایی به نام هوس و مربوط به دوران ملتهب چندین دهه‌ی قبل آمریكا، روایتی چنین سرخوش و به‌روز اقتباس كند و جنبه‌های به‌شدت اجتماعی و طبقاتی و جنسیتی متن اصلی را با تعدیل به سمت فردیت آدم اصلی داستان، شكل و شمایلی معاصرتر ببخشد. در این فضای كنونی، ناامنی محیط پیرامون اتفاقاً گستره‌ای فراتر از اقتضاهای ایدئولوژیك پیدا كرده است و انگار به شكلی اگزیستانسیالیستی، در وجود آدمی نهادینه شده است. فیلم در عبور متوالی از زمان حال و یادآوری زمان‌های گذشته، ناكامی‌ها و آرزوهای فروخفته و حسرت‌های مكرر و انتظارات موهوم را بازیابی می‌كند و در قالب ظاهری سرخوشانه، به عمق تلخی بی‌فرجام شخصیت اصلی داستان نقبی هنرمندانه می‌زند.

پنج. زندانی‌ها Prisoners

گریز از دایره‌های بسته

سرنوشت محتوم و بدفرجام آدم‌های داستان این فیلم، فضایی به‌شدت تلخ را پرورش می‌دهد كه انگار هیچ راه گریزی از دوایر تودرتوی بسته‌اش وجود ندارد. این روند نشان می‌دهد كه فیلم، عمقی تأمل‌بارتر از ژانر ظاهری‌اش كه یك تریلر جنایی است دارد و به بهانه‌ی یك كودك‌ربایی، فضای اخلاقی و ایمانی حاكم بر عقاید آدم‌های قصه را به چالش می‌كشد و از این رو تماشای آن، برای دغدغه‌مندان مناسبات انسانی فرایندی لذت‌بخش خواهد بود. فیلم با این‌كه رهیافتی مذهبی/ اخلاقی را دنبال می‌كند، اما نگاه ارتدوكسی به این زمینه‌ها را به نقد می‌كشد و از زاویه‌ی دید انسانی با همه‌ی محدودیت‌ها و تردیدها و یأس‌ها بدان می‌نگرد.

شش. خون Blood

جنایت و مكافات

خانواده... جنایت... قانون... اخلاق.... وجدان... . این مفاهیم، سرفصل‌های اساسی فیلم خون را تشكیل می‌دهد و با بازخوانی هنرمندانه‌ای نسبت به آثار مكتوبی هم‌چون جنایت و مكافات و آثاری سینمایی هم‌چون بی‌خوابی، سعی شده است كه مسئولیت اخلاقی معطوف به جلوگیری از بزهكاری، در بزنگاه‌های پیچیده و غیرقطب‌بندی‌شده‌ای تبیین شود. جنایت هولناكی (تعدی و قتل دختری نوجوان) رخ می‌دهد و دو پلیس برادر در تعقیب پرونده‌ی آن، خود مرتكب اشتباه هولناك دیگری می‌شوند كه منجر به روندی پرپیچ‌وخم در مناسبات كاری و خانوادگی و شخصیتی‌شان می‌شود. پایان این ماجرا به نوعی سرگشتگی منتهی می‌شود كه انگار قرار است ماجرایی دیگر در پیچ‌وخمی جدید از دلش بیرون بیاید.

هفت. Her

 ماهیت وجود

فیلم جدید اسپایك جونز ظاهری شبیه به همه‌ی فیلم‌های فوتوریستی‌ای دارد كه در مواجهه‌ی بین انسان و ماشین، فرجام ماجرا را در فقدان كاركرد مفید ماشین و لزوم اتكای انسان‌ها به یكدیگر تعریف كرده‌اند. اما به نظر می‌رسد اختصاص چنین ویژگی‌ای برای فیلم Her به منزله‌ی كوچك شمردن این اثر باشد. جونز در این فیلم مروری دوباره دارد بر فلسفه‌ی عشق و ماهیت وجود و ارتباط فلسفی‌ای كه بین این انگاره موجود است و از بطن آن، نكات پیچیده‌تر و مهم‌تری مانند ارتباط بین زایش هنری و پالایش اخلاقی را جست‌و‌جو می‌كند. در عین حال توانایی پیش‌برد درام با مكالمات بین یك مرد و صدای زنانه‌ی منسوب به یك سیستم عامل رایانه‌ای، از جمله دیگر امتیازات بارز این فیلم است.

هشت. مسابقات هانگر:‌ گرفتن آتش The Hunger Games: Catching Fire

طغیان

فیلم، فیلم زمانه‌اش است. در فراگرد گسست‌های طبقاتی و معیشتی جهان معاصر كه نمودهایی هم‌چون جنبش وال استریت یا بهار عربی را در پی داشته است، اثری هم‌چون مسابقات هانگر تبلور دراماتیك و سینمایی هوشمندانه‌ای از خشم تدریجی منتهی به طغیانی است كه جویای عدالت و مساوات است. در قسمت قبلی معرفی زمینه‌ها و آدم‌ها و اقتضاهای اولیه‌ی درام، متن اثر را تشكیل می‌داد و حالا در قسمت دوم، برداشت مناسب از كاشته‌های داستانی پیشین به عمل آمده است. تنگ‌تر شدن زمینه‌ی مواجهه‌ی محرومان و حاكمان در یك فضای داستانی مهیج و پرشتاب، انتظار را برای تعقیب روند ماجراهای فیلم دوچندان كرده است و تعلیق برای تماشای قسمت سوم فیلم را افزون می‌كند.

 

نه. مرد یخی The Iceman

سویه‌های متناقض

داستانی متفاوت درباره‌ی یك قاتل زنجیره‌ای كه در عین پای‌بندی شدید به اصول خانواده، افزون بر دویست مورد قتل خشونت‌آمیز انجام می‌دهد. مهارت كارگردان در نمایش این دو سویه‌ی متناقض درونی و بیرونی، به خلق فیلمی منجر شده است كه در آن اصول بنیادینی هم‌چون اخلاق و مذهب در فراگرد جنایت و خشونت بازخوانی می‌شوند و رفتارهای متضاد و پیچیده‌ی یك جانی مورد تبیین قرار می‌گیرد. بدین ترتیب فیلم قبل از آن‌كه تریلری جنایی باشد، درامی روان‌شناسانه است كه بر اساس ماجرایی واقعی، تحلیل دقیقی از شكل‌گیری و تداوم بزه‌های اجتماعی در طبقاتی از مردم محروم ارائه می‌دهد.

ده. كشتی‌ربایی A Hijacking

خارج از محاسبه

این فیلم نروژی، ماجرای آشنای ربودن و به گروگان گرفتن تعدادی از كاركنان یك كشتی را بر خلاف روال معمول روایت می‌كند و بیش‌ترین تمركز و تعلیق خود را بیش از آن‌كه بر نحوه‌ی كنش دراماتیك استوار كند، به نمایش واكنش داستانی اختصاص داده است. اساسی‌ترین گره‌های داستان زمانی شكل می‌گیرد كه گروه مذاكره‌كننده (با مدیریت رییس شركت صاحب كشتی) در روند چانه‌زنی با گروه سارقان قرار می‌گیرد و فضایی ملتهب و پرتعلیق بابت چگونگی فرجام مذاكرات پدید می‌آید. نقطه‌ی شوك‌آور فیلم، چند سكانس نهایی آن است كه رویداددهایی پیش‌پاافتاده و خارج از كنترل، محاسبات معطوف به اراده و توانمندی مدیران هر دو گروه را به هم می‌زند و سرنوشتی غیرمنتظره را رقم می‌زند.

دو نكته:

1 - برخی از فیلم‌های مهم سال را ندیده‌ام؛ مانند ماهی‌سیاه، ماه اوت: اوسیج كانتی، باشگاه مشتریان دالاس، داستان‌هایی كه می‌گوییم، فرانسیس‌ ها و چند عنوان دیگر.

2 - برخی از فیلم‌های خوب مانند گرگ وال استریت و پیش از نیمه‌شب بنا به دلایلی مانند زیرنویس نامناسب نسخه‌ی در دسترس و یا لزوم به تماشای مجدد در این فهرست نیامده‌اند.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: