سینمای جهان » نقد و بررسی1392/08/12


سه فیلم علمی‌خیالی جدید:

نگاهی به «حوزه‌ی اقیانوس آرام»، «بی‌خبری» و «تصفیه»

هومن داودی

 

حوزه‌ی اقیانوس آرام  Pacific Rim
كارگردان: گی‌یرمو دل تورو. فیلم‌نامه: تراویس بیچام، گ. دل تورو. بازیگران: چارلی هانَم (رِیلی بَكِت)، ادریس آلبا (استاكر)، رینكو كیوكوچی (ماكو)، چارلی دِی (دكتر گِیزلر). محصول 2013، 131 دقیقه.
هیولاهایی بیگانه كه در اقیانوس آرام رخنه كرده بودند، به سطح زمین آمده‌اند و كمر به انقراض نسل بشر و نابودی كره‌ی زمین بسته‌اند. انسان‌ها هم برای مبارزه با این هیولاهای عظیم‌الجثه راهی جز خلق هیولاهایی به همان عظمت و قدرت ندارند.

كنجكاوی و سرخوردگی

حوزه‌ی اقیانوس آرام مسلماً یك سر و گردن از مجموعه‌ی نازلی كه بی‌درنگ با آن مقایسه می‌شود یعنی ترانسفورمرها بالاتر می‌ایستد. فیلم تخیل و عظمت افسارگسیخته‌ای دارد كه قطعاً در قاب‌های كوچكی كه در دسترس ما هست، قسمت عمده‌ای از آن از كف می‌رود. اما چاره‌ای نیست. ما مجبوریم فیلم را به همین شكلی كه می‌توانیم ببینیم و با آن ارتباط بگیریم و احتمالاً ارزش‌گذاری‌اش كنیم. متأسفانه در شكل فعلی، عظمت و تردستی‌های تكنیكی و تصویری حوزه‌ی اقیانوس آرام پس از مدتی رنگ‌وبوی تكرار به خود می‌گیرند و انتظار برای فرا چنگ آوردن چیزی بیش از شعبده‌های تكنیكی از فیلمی از گی‌یرمو دل‌تورو در نطفه خفه می‌شود. از طرف دیگر،‌ دل‌تورو آشكارا می‌خواهد فیلمش را از حد یك بلاك‌باستر صرفاً سرگرم‌كننده‌ی متكی به جلوه‌های ویژه بالاتر بكشد. ورود او به حیطه‌هایی هم‌چون مسأله ادغام ذهن‌ها یا از بین رفتن مرزهای ذهنی و عینی یا شكل‌دهی به رابطه‌ی عاشقانه‌ی دو شخصیت اصلی از جمله این تلاش‌هاست. اما متأسفانه این پیرنگ‌های فرعی در حدی سطحی و ابتر باقی می‌مانند و جایگاه بایسته و نظرگیری در جهان‌بینی فیلم پیدا نمی‌كنند؛ اصلاً اگر بشود از خلال این همه اكشن و زدوخورد جهان‌بینی خاصی را استخراج كرد. در مجموع، تماشای پیشرفت چشم‌گیر جلوه‌های ویژه در سینما همراه با گوش سپردن به موسیقی فیلمِ شنیدنی رامین جوادی عواملی هستند كه نمی‌شود از آن‌ها گذشت؛ اما باید سرخوردگی ناشی از به هدر رفتن این همه استعداد و تخیل را هم به جان خرید. (امتیاز: 5 از 10) 

 

بی‌خبری Oblivion
كارگردان: جوزف كوزینسكی. فیلم‌نامه:‌ كارل گَجوسِك، مایكل آرنت. بازیگران: تام كروز (جك)، مورگان فریمن (بیچ)، الگا كاریلنكو (جولیا)، ملیسا لئو (سالی). محصول 2013، 124 دقیقه.
زمانی در آینده. وظیفه‌ی یك مأمور كهنه‌كار به نام جك خارج كردن منابع باقی‌مانده انرژی از كره‌ی زمینی است كه در آن نشانی از تمدن و زندگی باقی نمانده است. اما جك كم‌كم به هدف مأموریتش و هویت واقعی خودش شك می‌كند...

وابستگی و ناپیوستگی

بی‌خبری تركیبی از وال. ای (اندرو استنتن، 2008)، ماتریس (اندی و لانا واچاوسكی، 1999)، آفتاب ابدی یك ذهن بی‌آلایش (میشل گوندری، 2004)، ترمیناتور2 (جیمز كامرون، 1991) و ماه (دانكن جونز، 2009) است، بدون آن‌كه مانند هیچ‌كدام از منابع الهامش واجد هویت و اندیشه‌ای مستقل باشد. چون فیلم به صورت اریژینال چیز دندان‌گیری برای عرضه ندارد، برای نوشتن درباره‌اش هم گریزی جز روی آوردن به مقایسه و برشمردن مشابهت‌ها نیست. ایده‌ی استثمار بدن و ذهن انسان به دست ربات‌های پیشرفته از ماتریس آمده (به‌ویژه آن‌كه مورگان فریمن در هیبتی مورفیوس‌وار نقش مراد معنوی قهرمان قصه را بازی می‌كند و خود قهرمان هم معادل نعل به نعلی برای «بی‌همتا» در دنیای ماتریس است)، سر و شكل ربات‌ها، تضاد برهوت و نابودی با سبزی و حیات گیاهان و ایده‌ی سكونت انسان‌ها در سیاره‌ای دوردست را پیش‌تر در وال. ای دیده بودیم (هرچند كه شیمی رابطه‌ی وال. ای و ایو بسی كارآمدتر و پذیرفتنی‌تر از رابطه‌ی عاشقانه‌ی تام كروز و اُلگا كاریلِنكو است)، پاك كردن حافظه و خاطرات عاشقانه‌ی یك انسان و مقاومت او در برابر این فرایند، به بهترین شكل در آفتاب ابدی... به تصویر كشیده شده است، تكثیر چندگانه‌ی یك انسان و تهی شدن تدریجی او از ویژگی‌های انسانی ماه را به یاد می‌آورد و در نهایت، كم‌رنگ شدن یا از بین رفتن مرز بین انسان و ربات دست‌مایه‌ی ترمیناتور2 بوده است.
اگر می‌شود امتیازی هرچند اندك برای بی‌خبری قائل شد، وام گرفتنش از فیلم‌های درجه‌ی یك تاریخ سینماست. فیلم‌برداری، جلوه‌های ویژه و موسیقی فیلم هم بی‌نقص هستند اما اثری از «آن»ی كه یك فیلم را برتر و والاتر از انبوه فیلم‌های دیگر می‌نشاند نیست. بی‌خبری، چه در زمینه‌ی اندیشه و مضمون و چه در زمینه‌ی فرم و زیبایی‌های بصری، چیز جدید و هیجان‌انگیزی برای سینماروهای حرفه‌ای ندارد و بزرگ‌ترین ایرادش هم همین فقدان انسجام و هویت منحصربه‌فرد است. از طرف دیگر، فیلم جایی نزدیكی‌های پایان‌بندی فعلی‌اش به انتهایی نسبتاً مناسب می‌رسد، اما فیلم‌ساز بیهوده حدود بیست دقیقه اثرش را ادامه می‌دهد تا به پایانی قطعی و بی‌گفت‌وگو برسد. متأسفانه كوزینسكی با به تصویر كشیدن نادیده‌ها و قطعیت دادن به همه چیز، اندك رمزوراز بی‌خبری را هم از آن می‌گیرد و جایی برای كشف كردن و تخیلات تماشاگران باقی نمی‌گذارد. (امتیاز: 4 از 10)

 

تصفیه The Purge
نویسنده و كارگردان: جیمز دوموناكو. بازیگران: ایتن هاوك (جیمز سَندین)، لنا هِدی (مری سندین)، مكس بارك‌هولدر (چارلی سندین). محصول ۲۰۱۳، ۸۵
دقیقه.
یك دوره‌ی دوازده ساعته در سال برای انجام هر گونه جرم و جنایت آزاد اعلام شده است. یك خانواده به دلیل همین قانون توسط یك گروه جنایتكار به گروگان گرفته شده است. اما پدر و مادر خانواده به خشونت‌ورزی و مقابله به مثل با مهماجمان معتقد نیستند...

كمی طولانی‌تر لطفاً!

فیلم‌های اندكی وجود دارند كه با فرض قریب به یقین این‌كه همه‌ی قصه‌های ممكن تا به حال گفته شده، ایده و قصه‌ای نو و اریژینال داشته باشند و از آن اندك‌تر، فیلم‌هایی‌اند كه مقهور ایده‌ی بكر و ناآزموده‌شان نشوند و آن را به‌تمامی بسط دهند و به كمال برسانند. تصفیه جایی بینابین این دو سوی متفاوت بام پیدا می‌كند. ایده‌ی اصلی‌اش چنان جذاب است و چنان به زاویه‌ها و اندیشه‌های مختلف راه می‌دهد كه تا پایان آن را تماشایی نگه می‌دارد و از طرف دیگر، این فیلم جمع‌وجور 80 دقیقه‌ای، برآیند و محصول هنری شایسته‌ای برای چنین ایده‌ی بزرگ و بحث‌برانگیزی نیست. درست است كه فیلم‌ساز تا می‌توانسته قصه را فشرده كرده و ضرباهنگ پرشتابی به اثرش داده كه از آغاز تا پایان حفظ می‌شود، اما این شتاب به قیمت گسترش نیافتن و بار ننشستن تمام‌و‌كمال ایده و اندیشه‌ای تمام شده كه آن قدر ظرفیت‌های بالقوه دارد كه می‌تواند دست‌مایه‌ی یك سریال جذاب هم باشد؛ چه برسد به فیلمی طولانی‌تر و قابل‌تأمل‌تر. در مجموع، تصفیه در برابر ایده‌ی عالی‌اش، حقیر و كوچك به نظر می‌رسد.
واژه‌ی «فردیت» كه از فرط دستمالی شدن و استفاده‌ی نابه‌جا این روزها تهی از معنا شده، در تحلیل و بررسی تصفیه بسیار كارآمد به نظر می‌رسد. اندیشه‌ای كه در لایه‌های زیرین فیلم دیده می‌شود، فردیت آدم‌ها را در تضاد با اجتماع قرار می‌دهد و درباره‌ی از دست رفتن فردیت انسان‌ها، به قیمت شكوفایی و امنیت كلیتی به نام «جامعه» چون‌وچرا می‌كند. نكته‌ی مثبت این‌جاست كه فیلم‌ساز (جز در مواردی قابل‌چشم‌پوشی كه طرف «فردیت» را می‌گیرد)، از موضع‌گیری آشكار در این زمینه پرهیز كرده و به نمایش بی‌كم‌وكاست هسته‌ی اصلی و چالش‌برانگیز درام و به تبع آن جهان‌بینی فیلمش بسنده كرده است. با این‌كه تصفیه فیلم بزرگی نیست، اما ایده‌ی بزرگی دارد كه شاید بعدها شاهد گسترش و شكوفایی همه‌جانبه‌اش باشیم. (امتیاز: 6 از 10)

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: