سینمای جهان » نقد و بررسی1392/04/16


فیلم‌های روز جهان

نگاهی به سه فیلم:« شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد»، « زنگار و استخوان» و« شیوع»

حسین جوانی

 

شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد  The Dark Knight Rises
كارگردان: كریستوفر نولان. فیلم‌نامه: جاناتان نولان، ك. نولان. بازیگران: كریستین بیل (بروس وین)، گری اولدمن (كمیسر گوردن)، تام هاردی (بِین)، جوزف گوردن-لویت (بلیك)، آن هاتاوی (سلینا)، ماریون كوتیار (میراندا). محصول 2012، 165 دقیقه.
هشت سال پس از رخدادهای شوالیه‌ی سیاه. بروس وین ردای بتمن را كنار گذاشته و از لحاظ جسمی و روحی اوضاع به‌سامانی ندارد، اما شهر در آرامش است. ولی كم‌كم مشخص می‌شود كه در پس این ظاهر آرام، شخصیت بدجنس و بی‌رحمی به نام بین با تشكیل دادن یك ارتش زیرزمینی می‌خواهد قدرت را به دست بگیرد...

از چاله به چاه

آنارشی دوست‌داشتنی شوالیه‌ی سیاه که با دموکراسی قلابی اما متمدن‌نمایی پوشیده شده بود و جهانی را تصویر می‌کرد که پیش‌بینی‌ناپذیر و یگانه بود، در شوالیه‌ی سیاه برمی‌خیزد به پوپولیسم عدالت‌خواهانه‌ی مضحکی تبدیل شده که تحمل‌ناپذیر است. اخوان نولان خودشان خوب می‌دانسته‌اند ماده‌ی خام اولیه‌شان چه کمبود‌های غیرقابل‌قبول و جبرانی دارد و رندانه سر داستان‌شان را به سمت شخصیت‌هایی برده‌اند که در قسمت‌های آتی بتوان از آن‌ها بهره برد و دانسته بخشی از زمان فیلم را صرف شخصیت‌پردازی آن‌ها و در نتیجه پُر کردن زمان فیلم کرده‌اند. اما یادشان رفته تمام اعتباری که خودشان برای بتمن ساخته بودند مدیون شخصیت‌پردازی نامتعادل میان قهرمان و ضدقهرمان بوده. این‌ گونه می‌شود که فیلم تبدیل به مجموعه‌ای از کاراکترهای توخالی و بادکنکی می‌شود و سه‌گانه‌ای که به زحمت کوشیده بود خود را از منطق کارتونی کمیک‌استریپ‌ها جدا کند، دوباره به همان بلای سری‌های قبلی بتمن دچار می‌شود. (امتیاز: 1 از 10)

 

زنگار و استخوان  De Rouille et d'os/ Rust and Bone
كارگردان: ژاك اودیار. فیلم‌نامه: ژاك اودیار، توماس بیدگَن،‌ بازیگران: ماریون كوتیار (استفانی)، ماتیاس شونَرتس (آلن)، آرمان وِردور (سام). محصول 2012، 120 دقیقه.
آلن كه سرپرستی پسرش را هم به عهده دارد، برای زندگی با خواهرش و شوهرخواهرش بلژیك را ترك می‌كند تا خانواد‌ه‌ی جدیدی تشكیل بدهد. او با استفانی كه شغلش آموزش دادن به وال‌هاست پیوندی عاطفی برقرار می‌كند كه رفته‌رفته عمیق‌تر می‌شود...

نیمه‌ی تاریک رنگین‌کمان

برای آن‌ها که اودیار را با یک‌ پیامبر و دنیای مردانه‌اش شناخته‌اند، زنگار و استخوان فیلم معمولی‌ای جلوه خواهد کرد اما برای آن‌ها که او را با از روی لب‌هایم بخوان درک کرده‌اند، زنگار و استخوان فیلمی کامل و دوست‌داشتنی‌ست. درون‌مایه‌های تکرارشونده‌ی آثار اودیار از تک‌افتادگی و تنهایی تا اجتماع‌های انسانی و سبعیت، همگی در این‌جا نیز حضور دارند و این بار جلوه‌ی مدرن این درون‌مایه‌ها بیش‌تر به چشم می‌آید. نقطه‌ی قوت زنگار و استخوان، عریانی موقعیت‌ها و روابط است به گونه‌ای که روابط انسانی مثل درگیری‌های خیابانی خطرناک و آسیب‌زننده جلوه می‌کنند یا احتمال زخم خوردن از عزیزان بسیار محتمل‌تر از دیگران است. اودیار در مرز ساختن یک ملودرام آبکی، با سَبک ویژه‌ی بصری‌اش و خست در انتخاب نمایش بخشی از یک موقعیت، از زنگار و استخوان فیلمی تأثیرگذار بیرون کشیده است؛ فیلمی که بر اساس دو داستان مجزا ساخته شده، چنان در تار و پود به‌هم گره خورده که کشف معنای کلمه‌ی «زنگار»، یکی از لذت‌های تماشای فیلم است. با این حال با فیلم بی‌نقصی هم مواجه نیستیم. کُندی روند شكل‌گیری رابطه‌ی بین علی و استفانی و بی‌قیدی اودیار در مستحکم کردن علت و معلول این رابطه، پیچیدگی‌ای به فیلم بخشیده که جنس چنین فیلمی نیست و ناخودآگاه خارج از فرم فیلم قرار می‌گیرد؛ هرچند که باید این کار را بخشی از ذوق‌ورزی‌های اودیار در بازی با ژانرها و مضمون‌ها دانست. (امتیاز: 7 از 10)


شیوع  Contagion
كارگردان: استیون سودربرگ. فیلم‌نامه: اسكات ز. بِرنز. بازیگران: مت دیمن (میچ)، كیت وینسلت (اِرین)، ماریون كوتیار (لئونورا)، جود لا (آلن)، لارنس فیشبرن (اِلیس). گوینت پالترو (بث). محصول 2011، 106 دقیقه.
ویروسی مر‌گ‌بار از راهی ناشناخته در سطح بین‌المللی پخش شده و لحظه به لحظه بر ابعاد فاجعه افزوده می‌شود. گروهی از پزشكان متخصص در صدد هستند تا پیش از آن‌كه دیر شود، راهی برای مقابله با این ویروس ناشناخته پیدا كنند.

فرایند معکوس و مکانیکی مرگ

با فیلمی مواجهیم که نه از وجه مثبتش، بلکه به دلیل خشک و مکانیکی بودنش شبیه به شطرنج است. هیچ بازیگری نقش ویژه‌ای ندارد و هر کس دیگری را می‌توان جای‌گزینش کرد. اما در ساختمان فیلم همه دقیقاً سر جای خودشان هستند. فیلم به لحاظ فنی تقریباً بی‌نقص است، همه چیز استاندارد بالایی دارد و هر پلانی از فیلم نشان‌دهنده‌ی حرفه‌ای بودن سازندگانش است. یک جور کیفیت  اعصاب‌خردکن! آدم دلش می‌خواهد شیوع مثل فیلم‌های سفارشی باشد که حتماً چندتا سوراخ فیلم‌نامه‌ای و چند صحنه‌ی دراماتیک گل‌درشت دارد. اما نمی‌شود از شیوع ایراد به‌خصوصی گرفت و همین شاید بدترین ایراد فیلم باشد؛ چرا که بار احساسی فیلم پایین آمده و محدوده‌ی تأثیرگذاری‌اش همان چند لحظه است. فیلمی مثل حس کامل (دیوید مکنزی، 2011) با داستانی مشابه در مورد شیوع یک بیماری ناشناخته، از این ور بام می‌افتد و شیوع هم با نگاه بوروکراتیک‌اش به همه چیز از آن ور بام. سینماست دیگر. (امتیاز: 5 از 10)

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: