سینمای جهان » نقد و بررسی1392/02/31


در جست‌وجوی درك هستی

نگاهی دیگر به « زندگی پای»

شاهین شجری‌كهن

 

زندگی پای Life of Pi
کارگردان: آنگ لی. فیلم­نامه: دیوید مگی. بازیگران: سوراج شارما (پای نوجوان)، عرفان خان (پای بزرگ سال)، عادل حسین (سونتاش پاتل). محصول 2012، 127 دقیقه.
داستان زندگی پای پاتل از کودکی روایت می­شود. او در محیط زندگی­شان یعنی هندوستان با انواع ادیان و مذاهب روبه­روست. اما حادثه­ای که برایش پیش می­آید باعث می­شود مدت زیادی را در دریا سرگردان بماند و ایمانش به خداوند محک سختی بخورد.

فیلم بیش از آن‌كه دفاعیه‌ای مؤمنانه درباره‌ی مفهوم خداوند باشد، ستایشی عاشقانه است از عقاید و ادیان شرقی و به‌خصوص آیین‌ها و باورهای باستانی هندوها. در مقایسه‌ی آیین‌ها و باورهای مذهبی و ماورایی ساكنان سرزمین‌هایی كه در مجاورت آب‌وهوای متغیر و عوارض طبیعی سهمگین قرار دارند مشابهت‌های بنیادی و جالبی دیده می‌شود. سرخ‌پوست‌ها و هندی‌شمردگان آمریكایی كه تمام عمرشان را با طوفان‌های سهمگین و باران‌های سیل‌آسا و رعدوبرق‌های مهیب سروكار دارند همان سنت‌های مذهبی‌ای را نسل به نسل حفظ كرده‌اند كه هندی‌ها و ساكنان سرزمین‌های خشك و كویری آسیا به آن معتقدند؛ باورها و آموزه‌هایی از این قبیل كه «چه بسا خیر در لباس شر پنهان باشد و شر به شكل خیر درآید.» فیلسوفان و مرشدان معنوی با استناد به حكمت‌هایی از این قبیل، پدیده‌های سهمناك و درك‌ناپذیر طبیعی را برای توده‌های مردم توجیه و تبیین می‌كردند و البته این نوع آموزه‌ها و باورها با مشرب عرفانی مردم مشرق‌زمین هم سازگاری داشت و اقناع‌شان می‌كرد. مفهوم خداوند نیز نخستین بار به عنوان عامل نیروبخش و پنهانی كه باعث و بانی همه‌ی این اتفاق‌ها و پدیده‌های عظیم است تعریف شد؛ ناشناخته‌ی پرقدرتی كه آتشفشان و تندر نشانه‌ی خشمش بود و سیل و طوفان از انتقامش خبر می‌داد. با این حال هنوز بشر قادر به درك حكمت پدیده‌های هستی نبود و پرسش‌های بسیاری داشت كه اغلب بی‌پاسخ می‌ماند. در شرایطی كه علم و تجربه هنوز به مرحله‌ای از تكامل و بسط نرسیده بود كه بتواند قوانین حاكم بر جهان را برای ذهن ابتدایی انسان آن روزگار فهم‌پذیر كند و ناشناخته‌ها را توضیح دهد، دین و فلسفه با تبیین نوعی نظام فكری و عقیدتی، انسان را از پریشانی و وحشت نجات می‌داد. حكمت عامیانه هزاران سال پیش در نقاطی از زمین شكل گرفت و سعی كرد شیوه‌ی رویارویی با جهان را به انسان بیاموزد. تأثیرات این حكمت دینی/ فلسفی را هنوز هم می‌توان در ادبیات، فرهنگ، هنر و سینما به‌روشنی دید. نمونه‌های آشكارش در سینمای شرق آسیا فیلم‌هایی است كه با تلقی ویژه‌ای به جهان ارواح، تناسخ و بازگشت مردگان می‌پردازند و در سینمای هندوستان فیلم‌هایی كه موضوع‌های معنوی و عرفانی را با نگاهی تغزلی و شعرگونه روایت می‌كنند. مشابه همین نگاه لطیف و روادار و عرفانی را در تازه‌ترین ساخته‌ی آنگ لی هم می‌توان مشاهده كرد.
در زندگی پای آموزه‌ی حكمت‌آمیزی مطرح می‌شود كه همه‌ی تلاش فیلم برای تقدیس و تصدیق آن است؛ این‌كه انسان باید به خداوند اعتماد كند و در مواجهه با بازی‌ها و بلاهای سرنوشت، ایمانش به نیروی برتر را از دست ندهد. داستان مشهور حضرت ایوب پیامبر را كه به یاد دارید؛ مرد مقدسی كه در برابر رگبار مصیبت‌ها و مشكلات به حضور غیرمستقیم خداوند و نیروهای آسمانی در شكل دادن به همه ‌چیز معتقد بود و ایمانش را از دست نداد. آنگ لی این اسطوره‌ی مذهبی كهن را با الگوهای دینی دیگر از جمله حلول و تناسخ در هم آمیخته و درامی درباره‌ی حقیقت داشتن باورهای قدیمی مردم ساخته است.

از لحظه‌ای كه پای خانواده‌اش را از دست می‌دهد و در قایق نجات تنها می‌ماند، ببر درنده‌ای كه در باغ‌وحش پدر پای بزرگ شده با او همراه می‌شود. گویی این ببر و شمپانزه‌ی ماده‌ای كه همسفر اوست حامل روح پدر و مادر پای هستند و برای محافظت از این پسر تنها و سرگردان مأموریت دارند. اسم آدمیزادی ریچارد پاركر هم برای تأكید روی همین نكته برای ببر انتخاب شده و انگاره‌ی تناسخ را در نظر دارد. به این ترتیب محافظ پای موجودی است كه نامحتمل‌ترین گزینه برای حمایت از یك پسر ضعیف و كشتی‌شكسته در اقیانوس به نظر می‌رسد، اما عملاً همین موجود كه در ظاهر تهدیدی خطرناك برای زندگی پای است تبدیل می‌شود به حامی و محافظ او. حضور این ببر ترسناك در همسایگی پای باعث می‌شود او هوشیاری و استقامت و توانایی روحی و جسمی‌اش را به كار بگیرد و برای زنده ماندن تلاش كند. در فیلم هم به‌وضوح اشاره می‌شود كه اگر ریچارد پاركر نبود پای از بین می‌رفت. در همان ابتدای سرگردانی پای در اقیانوس صحنه‌ای وجود دارد كه ببر به آب می‌افتد و اگر پای می‌خواست می‌توانست او را رها كند تا غرق شود. اما پای انگار حس كرده باشد كه این ببر به‌ظاهر خطرناك در واقع دوست و محافظ اوست ببر را نجات می‌دهد و از آن پس رابطه‌ای عمیق میان آن دو شكل می‌گیرد. مبارزه‌ی ببر با كفتار مزاحمی كه درون قایق جا خوش كرده و نماد شرارت و آزاررسانی است نمود آشكار نقش ریچارد پاركر در پر كردن جای والدین پای است. در پایان هم پای پس از رسیدن به ساحل نجات، وقتی قصه‌اش را برای نمایندگان شركت دریانوردی تعریف می‌كند برای هر حیوانی كه همراهش بوده معادل‌هایی انسانی قرار می‌دهد و شمپانزه را به مادر و ببر را به خودش تشبیه می‌كند كه باز هم اشاره‌ای روشن به موضوع تناسخ است؛ گویی روح پای در قالب این ببر ترسناك حلول كرده و ریچارد پاركر در حقیقت تجسم حیوانی شخصیت خود اوست كه جای روح پدر را در قالب ببر گرفته است. كل فیلم بر این حكمت كهن متكی است كه خداوند تقدیر انسان‌ها را حكیمانه مدیریت می‌كند و نباید در قضاوت درباره‌ی تصمیم‌های آسمانی عجول بود. عقل ناچیز انسان شاید قادر به درك حكمت پنهان در رخدادها نباشد، اما اگر به خداوند ایمان داشته باشد می‌تواند در بزنگاه‌های مهم زندگی آرامش و قوای روحی خود را حفظ كند. (امتیاز: 6 از 10)

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: