سینمای جهان » نقد و بررسی1391/12/20


رؤیای ازدست‌رفته

دو نقد بر «پرواز» رابرت زمكیس

كارگردان: رابرت زمكیس، فیلم‌نامه‌نویس: جان گِیتینز، بازیگران: دنزل واشنگتن (ویپ ویتاكر)، جان گودمن (مارلینگ مِیز)،‌ دان چیدل (هیو لَنگ)، بروس گرین‌وود (چارلی اندرسن). محصول 2012، 138 دقیقه.
یك خلبان كهنه‌كار هواپیماهای مسافربری، هواپیمایی را كه دچار نقص فنی شده، به شكلی حیرت‌انگیز و با دردسر زیاد به زمین می‌نشاند كه تلفاتی بسیار كم‌تر از آن‌چه انتظار می‌رود به بار می‌آید. اما با تحقیقات بیش‌تری كه روی پرونده صورت می‌گیرد نشانه‌هایی از وجود الكل در خون خلبان كشف می‌شود كه كل فعالیت های او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد...

نیما عباس‌پور: پرواز فیلمی است كه رابرت زمكیس با آن به بلوغ رسیده. دیگر این‌جا خبری از قصه‌های فانتزی، كمدی، علمی‌خیالی یا حداقل ماجراجویانة‌ شیرینی كه تمام این سال‌ها عادت كرده‌ بودیم از او ببینیم نیست. پرواز فیلم تلخی است، البته كشتی‌شكسته هم فیلم تلخی بود، اما امید به زندگی و خوش‌بینی‌ و شیرینی‌ای در آن بود كه پیش و پس از آن در تمام آثار زمكیس دیده می‌شد و آن را از گزنده بودن نجات می‌داد. ولی در این فیلم با پیروی از تمام درام‌های خوبی كه در زیرژانر اعتیاد به الكل و مخدر قرار می‌گیرند - مانند روزهای شراب و گل سرخ (بلیك ادواردز)، ترك لاس وگاس (مایك فیگیس)، تعطیلی ازدست‌رفته (بیلی وایلدر)، شبای كوچك، بازگرد (دانیل مان) و... - با ضدقهرمانی (با بازی بسیار خوب دنزل واشنگتن) طرف هستیم كه تا جایی كه ممكن است به خودویرانگری ادامه می‌دهد و به همین دلیل همه چیزش را از دست می‌دهد: از مقام و جایگاهش گرفته تا دوست و خانواده و از همه مهم‌تر رؤیایش را كه همان رؤیای دیرین انسان است؛ یعنی پرواز.
پایان فیلم كه در آن شخصیت كاپیتان ویپ ویتاكر در گردهمایی معتادان و دائم‌الخمرهای داخل زندان برای زندانی‌ها سخن می‌گوید و از كارهایش ابراز پشیمانی می‌كند، هم نقطه‌ضعف اصلی فیلم است و هم در عین حال جالب است. نقطه‌ضعف است چرا كه فیلم بیهوده و درست جایی كه نباید لحنی شعاری پیدا می‌كند. ظاهراً زمكیس تحمل نكرده فیلمش را با شكست مطلق و تباهی شخصیتش تمام كند و ترجیح داده كورسویی از امید برای او باقی بگذارد؛ اما جالب هم هست زیرا مشخص می‌شود هرآن‌چه از ابتدا دیده‌ایم روایتی است كه ویپ برای زندانی‌ها تعریف می‌كرده و بدین ترتیب شاهد فلاش‌بكی طولانی بوده‌ایم. به هر حال این‌كه فیلم‌ساز همیشه جوان و پرشور سه دهة اخیر كه در كنار استیون اسپیلبرگ سازندة شیرین‌ترین و رؤیایی‌ترین لحظه‌های زندگی ما بوده‌ در سال ٢٠۱٢ آن هم در شصت سالگی تصمیم گرفته فیلمی جدی و متمایز از دیگر آثارش بسازد‌ جذاب و قابل‌بررسی است. (امتیاز: ٧ از ۱٠)

دروغ‌های اعتیادآور

هومن داودی: خوشایندترین اتفاقی که در پرواز افتاده بازگشت موفقیت‌آمیز و شورانگیز کارگردانی‌ست که فیلم‌های درجه‌یکی مثل فارست گامپ و کشتی شکسته را به سینمادوستان هدیه داده است. رابرت زمكیس كه دهة اول قرن 21 را صرف پیشرفت تكنیكی سینمای انیمیشن كرد و انصافاً در این زمینه به دستاوردهای بزرگی هم رسید، نتوانسته بود كیفیت هنری انیمیشن‌هایش را هم‌چون وجه تكنیكی‌شان برجسته كند. اما بهترین و ماندگارترین آثار او از آن دسته فیلم‌هایی هستند که برای پردة بزرگ سینما ساخته شده‌اند و تماشاگری که از تماشای‌شان فارغ می‌شود تجربه‌ای جذاب از انواع و اقسام تراژدی، کمدی، درام و تریلر را از سر می‌گذارد. این فیلم‌ها نشان از این دارند كه سازنده‌شان یك قصه‌گوی كلاسیك كبیر است. پرواز هم درست به همین شکل مجموعة کمیابی است از مرگ و زندگی، ایمان و کفر، تلخی و شیرینی و سقوط و صعود. طیفی متنوع از روحیات انسانی در آخرین فیلم زمکیس متبلور شده که بی‌شک جذاب‌ترینش روند رو به اضمحلال و خودویرانگرانة شخصیت اصلی با بازی درخشان دنزل واشنگتن است. بعید است که فیلم‌ساز به واشنگتن گفته باشد كه تا این حد جزییات یک الکلی حاد را به نمایش بگذارد و مثلاً موقع نشستن کنار کمک‌خلبانش در بیمارستان عصایش را چند بار به زمین بکوبد یا به آن شكل عجیب‌وغریب پسرش را بر خلاف خواستة خود او ببوسد.
زمکیس با هوشمندی دست‌مایة تلخ اصلی‌اش را با شخصیت‌های جانبی بامزه و جذابی هم‌چون هارلینگ (با بازی هم‌چون همیشه دوست‌داشتنی جان گودمن) یا آن جوان سرطانی سیگاری تعدیل کرده. این از هنرمندی اوست که سکانس درخشان وسوسة نهایی ویپ در شب پیش از دادگاه برای مصرف دوبارة الکل را طوری میزانسن داده که یادآور فیلم‌های ترسناک است و از اعتیاد به الكل چنان تصویر هولناكی شكل می‌گیرد. از طرف دیگر، معرفی نیکول و ارتباط گرفتن او با ویپ هستة عاطفی قدرتمندی در فیلم ایجاد کرده تا طیف گسترده‌تری از ابعاد انسانی برای شخصیت اصلی تعریف شود. البته این‌جا هم درست مثل دو فیلم مورد اشاره، رستگاری شخصیت اصلی با فراغ عاشقانه‌اش پیوند خورده نه وصال؛ و معشوق شخصیت اصلی فیلم زمكیس نمی‌تواند هم‌پای او تا آخر خط بیاید. یك سكانس عالی و هیجان‌انگیز از سقوط هواپیما هم در ابتدای پرواز هست كه درست مثل سكانس مشابهش در ابتدای كشتی‌شكسته، به دلیل جذابیت و اهمیت آن‌چه پس از آن می‌آید، به احتمال زیاد كم‌تر از آن‌چه لایقش است قدر خواهد دید.
اما می‌شود از زاویة دیگری هم به فیلم نگریست. اعتیاد ویرانگری که تمام زندگی شخصی و خانوادگی ویپ را از هم پاشیده نه به مواد مخدر یا مشروبات الکلی که به «دروغ» است. به همین دلیل است که ویپ نمی‌تواند جلسة الکلی‌ها را تاب بیاورد، چون سخنران دارد دقیقاً، به شكلی اعتراف‌گونه، از مضرات دروغ می‌گوید و احساس بدی که از دروغ گفتن به دیگران پیدا می‌کرده است. همین انباشت دروغ‌های کل زندگی ویپ است که در دادگاه نهایی به تصمیم بزرگ و سرنوشت‌ساز زندگی‌اش منجر می‌شود.
از همان ابتدا و برخورد بال هواپیما به بالاترین جای كلیسا مشخص می‌شود كه شخصیت اصلی فیلم با مذهب و خدا درگیری دارد و خواهد داشت. این درگیری، درست مثل همین آغاز ظریف، در زیرمتن اثر ادامه پیدا می‌كند و در نهایت به جملة كلیدی ویپ پیش از اعترافش در دادگاه ختم می‌شود: «خدایا به دادم برس.» در مجموع، تماشای پرواز با درام قدرتمند، شخصیت‌های به‌خوبی پرداخت‌شده، تنگناهای اخلاقی درگیرکننده و بازی‌های درجه‌یک بازیگرانش به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل شده است. (امتیاز: 8 از 10)

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: