سینمای جهان » گفت‌وگو1393/08/29


باید حمایت می‌شدم

گپی با حسین امینی به بهانه‌ی كارگردانی اولین فیلمش «دو چهره‌ی جانیوری»

ترجمه‌ی رضا حسینی

 

حسین امینی فیلم‌نامه‌نویس مطرح ایرانی (متولد 1966 كه در یازده سالگی با خانواده‌اش به انگلیس مهاجرت كرد) با نگارش فیلم‌نامه‌ی جود (مایكل وینترباتم، 1996) استعدادش را نشان داد و بعد از نوشتن چند فیلم‌نامه‌ی دیگر در سال 2011 با فیلم رانندگی (نیكلاس ویندینگ رفن) به شهرتی چشم‌گیر رسید. البته او پس از آن فیلم‌نامه‌های آثار نه‌چندان موفق سفیدبرفی و شكارچی (روپرت سندرز، 2012) و 47رونین (كارل رینش، 2013) را نوشت تا این‌كه اولین فیلمش را با عنوان دو چهره‌ی جانیوری كارگردانی كند. امینی فیلم‌نامه را بر اساس رمانی از پاتریشا هایسْمیت نوشته است كه داستان یك زوج آمریكایی جذاب، چستر مك‌فارلند (با بازی ویگو مورتنسن) و همسر جوانش كولت (كریستن دانست) را بازگو می‌كند كه از طریق كانال كرینت با قایق وارد آتن می‌شوند. آن‌ها با آمریكایی دیگری با نام رایدل كه در آتن راهنمای گردشگران است آشنا می‌شوند و با وقوع اتفاق‌های تازه‌ای مسیر زندگی هر سه نفرشان عوض می‌شود. در گفت‌وگوی كوتاهی كه پیش رو دارید، امینی درباره‌ی دلیل اقتباس از رمان پاتریشا هایسْمیت، این‌كه چرا سال‌ها قصد ساختن آن را داشته و چه‌طور آن را سینمایی‌تر كرده، صحبت كرده است. او هم‌چنین از اولین تجربه‌اش در مقام كارگردان و فرصت همكاری با چنین بازیگران برجسته‌ای گفته است. این حرف‌ها توسط جیسن پامر از یك نشست خبری در انگلیس برداشته شده و در قالب گفت‌وگو برای سایت «ایندی‌لاندن» تنظیم شده است.
ظاهراً اولین بار در زمان دانشجوییرمان پاتریشا هایسْمیت را خواندید و پس از آن تا زمان ساخت این فیلم فكروذكر شما را مشغول خودش كرده بود؟ چرا این رمان تا این حد مورد توجه‌تان قرار گرفت؟
تریلرهای جنایی را دوست دارم اما این یكی درباره‌ی سه شخصیت كاملاً معمولی است كه می‌توانیم نمونه‌های‌شان را دوروبرمان پیدا كنیم و اصلاً آن‌ها خیلی شبیه ما هستند. این آدم‌ها به ورطه‌ی یك دنیای جنایی پرتاب می‌شوند و خودشان به خودشان آسیب می‌رسانند. در واقع هیچ نیروی بیرونی مثل پلیس یا جنایتكاران یا هر عامل دیگری نیست كه به آن‌ها آسیب می‌زند. به نظرم این مثلث صمیمی و پویایی‌اش دست‌مایه‌ی كاملاً جذابی برای ساختن یك فیلم بود. بیست سال را با این شخصیت‌ها گذراندم. بارها این رمان را خواندم و این شخصیت‌ها را به صورت‌های مختلف تصور كردم. در این میان درباره‌ی شكل و شمایل شخصیت‌ها هم با خودم به نتایجی می‌رسیدم و مثلاً چستر را به عنوان آدم خوش‌تیپی با كت‌وشلوار سفید تجسم می‌كردم. البته در كتاب او شخصیت كاملاً متفاوتی است. در واقع بهتر است بگویم این فیلم تلفیقی از آن‌چه در ذهنم، در طول این سال‌ها، نقش بسته بود و آن چیزی است كه در كتاب آمده.
با این وجود چه‌طور توانستید تا این حد به كتاب وفادار باقی بمانید و توأمان با آراستن آن، این قدر آن را سینمایی كنید؟
فكر نمی‌كنم به عنوان فیلم‌نامه‌نویس بتوانید از عهده‌ی این كار بربیاییدمگر این‌كه سه شخصیت فوق‌العاده در اختیار داشته باشید. به نظرم این همان موضوعی است كه هایسْمیت در آن توانمند و شگفت‌انگیز است. فكر می‌كنم او ژانر جنایی را ارتقا بخشیده است. البته این رمان یكی از بهترین آثار او به شمار نمی‌رود ولی به نظرم او شخصیت‌های فوق‌العاده‌ای خلق كرده است. البته در این پروژه یكی از بزرگ‌ترین امتیازهای من این بود كه پیش از ساخت فیلم به اندازه كافی با بازیگرانم دیدار كردم و با هم درباره‌ی فیلم‌نامه صحبت و آن را دورخوانی كردیم. این موضوع به همكاری تمام‌عیارمان ختم شد و به جایی رسیدیم كه بازیگرانم پیشنهادهای خوبی دادند. من به عنوان فیلم‌نامه‌نویس فكر می‌كنم همكاری با بازیگران بسیار ارزشمند است. بعضی از كارگردان‌ها مانند نیكلاس ویندینگ رفن – همان طور كه می‌دانید در رانندگی با او همكاری كردم – فوق‌العاده‌اند چون آن قدر اعتمادبه‌نفس دارند كه فیلم‌نامه‌نویس را كاملاً در جریان تولید فیلم دخالت می‌دهند. در رانندگی بود كه با بازیگران روی فیلم‌نامه همكاری كردم و به این نتیجه رسیدم كه آن‌ها اغلب بهترین همكاران در ارتقا و بهبود فیلم‌نامه هستند. می‌دانم كه در فیلم‌نامه‌نویسی بهتر از گذشته شده‌ام ولی در این پروژه با صرف زمان قابل‌توجهی با بازیگران و صحبت كردن با آن‌ها، نتیجه‌ی كار به‌مراتب بهتر هم شد.
اصلاً وسوسه نشدید كه نام فیلم را تغییر بدهید؟
نه.اصلاًبه این دلیل آن را دوست دارم كه «جانیوری»یا «جانوس» در اسطوره‌های یونان یك دارگونه‌ی دو سر است؛و این واقعیت كه این سرها به هم چسبیده‌اند اما دو صورت در دو جهت مختلف و پشت به یكدیگر دارند. فكر كردم این موضوع به طور نمادین كاملاً درباره‌ی چستر و رایدل صدق می‌كند؛ آن‌ها از هم متنفرند و سر كولت با هم پیكار می‌كنند اما به‌نوعی به خاطر كولت كنار هم قرار گرفته‌اند و نمی‌توانند از یكدیگر بگریزند. موضوع دیگری كه درباره‌ی دارگونه‌ی جانیوری برایم جالب بود این بود كه قدیمی/ پیر جایش را به جدید/ جوان می‌دهد و این مفهوم كلی از اساطیر یونان را در خود دارد كه پسر باید پدر را بكشد تا به یك مرد تبدیل شود. به نظرم این بلوغ خیلی به داستان رایدل شباهت داشت. از این رو، با وجود حذف شدن بُعد جانیوری از داستان فیلم كه خیلی با گرما و خورشید مرتبط بود، احساس كردم عنوان فیلم به طور نمادین جواب می‌دهد و نیازی به تغییر آن نیست. می‌دانم عنوان روشنی نیست و حتی پیچیده است چون باید آن را توضیح داد ولی برای من،خیلی چیزها را درباره‌ی فیلم در خود دارد.
از اول می‌خواستید بعد از فیلم‌نامه‌نویسی، كارگردانی را تجربه كنید؟ و چه‌طور شد دو چهره‌ی جانیوری را به عنوان اولین پروژه‌ی كارگردانی‌تان انتخاب كردید؟
وقتی در دانشگاه آن را خواندم فكر كردم بلافاصله فیلم‌نامه‌اش را می‌نویسم و خودم آن را كارگردانی می‌كنم. اما سال‌ها این اتفاق روی نداد. من حتی نتوانستم كاری بگیرم و در نهایت وقتی برای نوشتن آن استخدام شدم، هرگز به مرحله‌ی تولید نرسید. از سوی دیگر وقتی شما در این صنعت به عنوان فیلم‌نامه‌نویس مطرح می‌شوید خیلی سخت است كه به عنوان كارگردان هم فعالیت‌تان را شروع كنید، مگر این‌كه به عنوان نویسنده و كارگردان شروع به كار كنید. به هر حال این كتابی بود كه می‌خواستم از روی آن فیلمی بسازم و این تصمیم و هدفم سال‌ها زمان برد. از همان ابتدا كه وارد عرصه‌ی فیلم‌سازی و دنیای سینما شدم می‌خواستم روزی كارگردان بشوم. در این پروژه هم سرانجام به این دلیل روی صندلی كارگردانی نشستم كه ویگو مورتنسن، آسكر ایزاك و كریستن دانست گفتند كه خوش‌حال می‌شوند اگر من فیلم را كارگردانی كنم. تردید ندارم كه این تصمیم خیلی‌ها را ناآرام و بی‌قرار كرد چون به هر حال یك كارگردان فیلم‌اولی بودم. البته آن‌ها، از بازیگران و عوامل گرفته تا تهیه‌كنندگان و سرمایه‌گذاران، هرگز با من مثل یك كارگردان فیلم‌اولی برخورد نكردند. در هر صورت من به حمایت نیاز داشتم. با این وجود، اگر به من اجازه نمی‌دادند فیلم را كارگردانی كنم احتمالاً خوش‌حال می‌شدم كه فرد دیگری آن را بسازد البته به شرط این‌كه من فیلم‌نامه را می‌نوشتم.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: