سینمای جهان » گفت‌وگو1392/12/15


مستند «اتاق 237» توهین به كوبریك است

گفت‌و‌گو با يان هارلن، دست راست استنلی كوبریك

ترجمه‌ی رضا حسینی
يان هارلن و استنلی كوبریك سر صحنه‌ی «درخشش»


به بهانه‌ی هشتادوپنجمین سالروز تولد استنلی كوبریك بزرگ و به منظور جمع‌آوری پرونده‌ای درباره‌ی فیلم‌های محبوب و عادت‌های كوبریك هنگام تماشای فیلم، با يان هارلن (برادرزن او) گفت‌و‌گو كردیم كه مجری طرح همیشگی و دوست مورد اعتمادش بود.
نیك ریگلی

 

همكاری شما با كوبریك چه‌طور آغاز شد؟
از سال 1969. تقریباً سی سال هر روز استنلی را می‌دیدم یا تلفنی با او صحبت می‌كردم. دفتر من اوایل در خانه‌اش در اِلس‌تیری و از 1979 به بعد در نزدیكی خانه‌اش در خیابان آلبانز بود. او آدم همه‌كاره‌ای بود و می‌توانست كارهای زیادی را هم‌زمان انجام دهد. من هرگز برای گرفتن پاسخ سؤال‌هایم معطل نمی‌شدم. فقط در موسیقی و تنیس روی میز می‌توانستم با او رقابت كنم و شانس پیروزی برابری داشتم. از همكاری با او واقعاً لذت می‌بردم.
پس شروع همكاری شما مصادف شد با آغاز قرارداد كوبریك با كمپانی برادران وارنر؟
بله. آیا می‌دانید اولین قرارداد او با این كمپانی به اقتباس از كتاب نویسنده‌ی اتریشی، آرتور شنیتسلر برمی‌گردد نامش داستان رؤیایی (Traumnovelle: معادل انگلیسی، Dream Story) بود؟ فیلمی كه تقریباً سی سال بعد به چشمان باز بسته تبدیل شد. او این پروژه را به تأخیر انداخت چون از فیلم‌نامه‌اش راضی نبود. بعد هم پروژه‌ی ساخت پرتقال كوكی به میان آمد. كوبریك پیش از ساختن درخشش هم ایده‌ی ساختن داستان رؤیایی را به عنوان یك فیلم هنری سیاه‌وسفید كم‌هزینه با بازی وودی آلن در نقش اصلی در سر می‌پروراند و خیلی خوش‌حال بود. او می‌خواست فیلم را در لندن یا شاید دوبلین بسازد و نیویورك را به تمسخر بگیرد. همیشه قرار بود لوكیشن فیلم نیویورك و زمان حال باشد. وودی آلن هم باید نقش یك دكتر یهودی را بازی می‌كرد. اما كوبریك دوباره همه چیز را رها كرد چون از فیلم‌نامه‌اش راضی نبود. او چشمان بازبسته را بزرگ‌ترین تلاش و پیشكش خود به هنر فیلم‌سازی می‌دانست؛ و به نظر من او تنها قاضی‌ای است كه نظرش اهمیت دارد.
شنیده بودم كه استیو مارتین قرار بود نقش اصلی را بازی كند و نه وودی آلن. فكر می‌كنم اوایل دهه‌ی 1980 بود. وودی چه‌طور این ‌قدر زود درگیر پروژه شده بود؟
او هرگز با وودی آلن صحبت نكرد. من وودی را در نیویورك ملاقات كردم و كل ماجرا را برایش تعریف كردم و او گفت كه استنلی هرگز در این مورد با او صحبت نكرده است. اما من می‌دانم كه استنلی او را در ذهن داشت و تقریباً مطمئن بود كه می‌خواهد این نقش را به او پیشنهاد كند. نقش فوق‌العاده‌ای بود و اگر این همكاری صورت می‌گرفت احتمالاً آن‌ها خیلی خوب با هم هماهنگ می‌شدند. استنلی شیفته‌ی فیلم‌های وودی آلن بود؛ به‌خصوص اولین آثار بامزه‌اش.
میشل سیمان در جایی به این موضوع اشاره كرد كه استنلی نسخه‌ی 35 میلی‌متری همه‌ی فیلم‌های جدید را «با یك حس كنجكاوی غریب و تمام‌نشدنی» در سینمای خانگی‌اش تماشا می‌كرد. می‌توانید درباره‌ی عادت‌های استنلی هنگام تماشای فیلم و تجربه‌های خودتان به عنوان همراه او بیش‌تر برای‌مان بگویید؟
استنلی معمولاً آخرهفته‌ها فیلم تماشا می‌كرد و اغلب خانواده یا دوستانش، از جمله من و همسرم را دعوت می‌كرد. او خیلی فیلم می‌دید و می‌توانست فیلم‌های قدیمی و جدید را از بیش‌تر پخش‌كننده‌های لندن قرض بگیرد. كوبریك با اكثر آن‌ها رابطه‌ی خیلی خوبی داشت و آن‌ها واقعاً مشتاق بودند پای صحبت او بنشینند و نظرهای او را بشنوند. او امانت‌دار خوبی هم بود و به خاطر نگهداری مناسب و بازگرداندن به‌موقع نسخه‌های 35 هم خوش‌نام بود. وقتی آخرهفته طولانی بود استنلی نسخه‌های چند فیلم را قرض می‌گرفت كه گاهی تا هفت فیلم هم می‌رسید. فیلم‌های زیادی بودند كه استنلی نمی‌توانست بیش‌تر از ده دقیقه‌ی آن‌ها را تماشا كند. بارها شد كه او فقط حلقه‌ی (بوبین) اول را تماشا كرد چون معتقد بود اگر در این مدت اتفاقی نیفتد احتمال كمی وجود دارد كه در یك ساعت‌و‌نیم باقی‌مانده شرایط تغییر كند. وقتی به آن روزها فكر می‌كنم خاطرات جالب و حتی بامزه‌ای را به یاد می‌آورم. به عنوان مثال به خاطر دارم كه فیلم‌های ضیافت آتش‌نشان‌ها و قطارهای به‌دقت مراقبت‌شده را روزی تماشا كردیم كه رومن پولانسكی هم با ما بود؛ یا این‌كه بعد از تماشای تس پسر كوچك‌ترم با چشمانی اشك‌بار گفت: «امیدوارم قسمت دوم را هم بسازند.»

اتاق 237
مستند «اتاق 237»

اشاره‌ای به شیوه‌های كاری دقیق و سخت‌گیرانه‌ی استنلی كردید و گفتید كه این موضوع در اشتیاق روزافزون به فیلم‌های او تأثیرگذار بود. به نظر شما ترس از ساختن فیلم متوسط بود كه استنلی را پیش می‌برد؟
نه، اشتباه است كه بگوییم این ترس او را پیش می‌برد. او فقط احساس می‌كرد كه به اندازه‌ی كافی فیلم ساخته شده و نمی‌خواست به تعداد فیلم‌های «قابل قبول» بیفزاید. به همین خاطر بود كه خیلی طول می‌كشید تا تصمیم بگیرد، برنامه‌ریزی كند، آماده شود، فیلم‌برداری كند و تدوین را به اتمام برساند. او سریع نبود و تازه فیلم‌هایی بود كه او مقدمات كارشان را آماده كرد ولی بعد به هر دلیلی تولیدشان میسر نشد. خوب می‌دانید كه ساختن یك «فیلم» چه‌قدر آسان است. اما ساختن یك «فیلم خوب» موضوع دیگری است. ساختن فیلم خوبی كه مردم كنجكاو تماشای آن باشند كار واقعاً دشواری است. یك فیلم بزرگ و فوق‌العاده كه جای خود دارد و تقریباً مثل یك معجزه است، مثل هر اثر هنری درخشان دیگر، نقاشی، رمان، سمفونی یا یك بنا. زمان بهترین آزمون برای تعیین ارزش یك اثر هنری است. اعتقاد دارم چشمان باز بسته در پنجاه سال آینده واقعاً كشف خواهد شد و هم‌چنین بیش‌تر فیلم‌های اینگمار برگمان یا وودی آلن. البته فیلم‌های خیلی بیش‌تری هستند. این آثار در آینده همان حكمی را پیدا می‌كنند كه آثار چارلز دیكنز، جرج الیوت، توماس هاردی یا جین آستین امروز برای ما دارند. این فیلم‌ها مثل بوم‌هایی هستند كه زندگی و روابط اجتماعی این دوره و زمانه روی آن‌ها نقش بسته است.
شاید به لطف اینترنت و رسانه‌های جدید (دی‌وی‌دی و بلو-ری) باشد كه امروز بیش از هر زمان دیگری فیلم‌های كوبریك مورد توجه قرار گرفته‌اند. من حتی نزدیك مستند اتاق 237 (مستندی درباره‌ی جهان پیچیده‌ی فیلم درخشش) هم نشدم چون به نظرم كمی احمقانه آمد. نظر شما درباره‌ی این فیلم چیست؟
فكر می‌كنم احمقانه‌ترین فیلمی است كه ساخته شده و یك كلاه‌برداری تمام‌عیار است. این‌كه كاركنان هتل و وسایل‌شان (پیش از تعطیلی) را به هولوكاست ربط دهیم از آن حرف‌های نامربوطی است كه توهین به كوبریك است. این موضوع درباره‌ی همه‌ی ارجاع‌ها به سال 1942 هم برقرار است. كشیدن این همه طرح و نقشه برای ثابت كردن این موضوع كه فضاهای وسیع داخلی تناسبی با ظاهر بیرونی هتل ندارند، یك شوخی است. یك بچه‌مدرسه‌ای هم این را می‌فهمد! این مستند یك فیلم روحی است! هیچ عنصری در این فیلم با معنی و منطق نیست.
«نمایشگاه كوبریك» (Kubrick Exhibition) كه به نوعی حكم فرزند شما را دارد، هشتمین ماه بسیار موفقش را در LACMA پشت سر گذاشت. آیا طرحی برای برگزاری این نمایشگاه در انگلیس دارید؟
در ماه اكتبر این نمایشگاه را در سائوپولو برپا می‌كنیم. در واقع این نمایشگاه فرزند كریستین كوبریك و من به شمار می‌رود و ما كوبریكواقعاً به آن افتخار می‌كنیم. البته ما با حمایت «كوبریك تراست» و بعضی از استودیوها به‌خصوص برادران وارنر موفق به انجام این كار شدیم. ما در لس‌آنجلس بیش از 240 هزار بازدیدكننده داشتیم و پیش از آن در شهرهای آمستردام، رم، پاریس، برلین، فرانكفورت، ملبورن و زوریخ هم این نمایشگاه را دایر كرده بودیم. در پاییز 2014 هم قرار است نمایشگاه را به تورنتو ببریم. مذاكره‌هایی نیز با شهرهای كاراكف، توكیو و سئول انجام شده است. امیدوارم روزی هم این نمایشگاه را در لندن برگزار كنیم. البته در برگزاری این رویداد خیلی‌ها به ما كمك كردند كه بدون حمایت و یاری آن‌ها نمی‌توانستیم كاری را پیش ببریم.
در پایان اگر اجازه می‌دهید، یك سؤال تقریباً شخصی را مطرح كنم. همیشه این سؤال برای من مطرح بوده كه آیا كوبریك موفق به تماشای خط قرمز باریك (كه 28 فوریه‌ی 1999 یك هفته پیش از مرگ كوبریك در انگلیس به نمایش درآمد) شد؟
نه، فرصتی برایش باقی نمانده بود و فكر نمی‌كنم در آن روزها فیلمی را تماشا كرده باشد.

[منبع: سایت اند ساند، ژوییه‌ی 2013]

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: