سینمای ایران » گفت‌وگو1392/04/30


ایده‌آل‌ها در دسترس نیستند

گپ با نادر معصومی فیلم‌بردار و کامران تفتی و هادی دیباجی بازیگران «گلوگاه»

نیکان نصاریان

 

گلوگاه لوکیشن ناشناخته­‌ای دارد که به‌دلیل طبیعت خاصش فیلم‌برداری را سخت­‌تر می­‌کند. طبیعتاً فیلم‌برداری فیلمی که داستانی اجتماعی دارد و همه‌ی اتفاق‌هایش در دل کوه­‌ها و معادن می‌افتد به این راحتی‌ها پیش نمی‌رود و چالش‌های خاصی برای گروه ایجاد می‌کند. نادر معصومی درباره‌ی همکاری­‌اش با این پروژه‌ی سینمایی می­‌گوید: «حدود 15 سال پیش وقتی ابراهیم معیری اولین فیلم بلندش را می­‌ساخت با او آشنا شدم. آن زمان تورج اصلانی مدیر فیلم‌برداری او بود و به تجهیزات خاصی احتیاج داشتند که قرار بود از ما بگیرند. چون در آن کار هم معیری به دنبال یک فضای مستند و واقع­‌گرایانه بود و دوست داشت در فیلم‌هایش جنسی از زندگی واقعی احساس شود. ما از آن زمان با هم آشنا شدیم و وقتی هم فیلم‌نامه‌ی گلوگاه را خواندم احساس کردم موضوعی بکر است. مضمون فیلم با برق و نیرو و دکل مرتبط بود و به همین دلیل برایم جالب بود. کار آدم‌هایی که این دکل‌ها را نصب می­کردند و سمفونی نور و انرژی و رسانه در آن جریان پیدا می­‌کرد برایم جذابیت زیادی داشت.»
فیلم‌برداری گلوگاه گذشته از جلوه‌های تکنیکی و خصوصیات هنری، از لحاظ وابستگی به تجهیزات هم چالش‌های خاص خود را داشته است. در چنین فیلم‌هایی که تولید سخت و پردردسری دارند با توجه به کمبود امکانات و ابزار در سینمای ایران معمولاً فیلم‌بردارها خودشان راه‌حل‌هایی برای گرفتن نماهای دل‌خواه کارگردان پیدا می‌کنند. مثلاً قطعه‌هایی را سر هم می‌کنند یا قطعه‌هایی را می‌سازند که بتوان نماهای ویژه و دشوار را فیلم‌برداری کرد. اما معصومی می‌گوید در این فیلم بیش‌تر به دوربین و قابلیت‌های تکنیکی و هنری آن متکی بوده و سعی کرده با آن‌چه در اختیار دارد کار را جلو ببرد: «تجهیزات مورد نیاز در چنین فضایی تاحدودی برای ما تأمین شد. ما دو سال پیش وقتی فیلم‌برداری این کار شروع شد از دوربین روز استفاده می‌کردیم و من و بازیگران برای فیلمبرداری باید در ارتفاع قرار می­‌گرفتیم. دوربین­‌های گران­قیمت را نمی‌­توان به ارتفاع برد چون صدمه­‌پذیر است و هزینه­‌اش هم بالا است. اما به نظرم همان دوربین پاسخ­‌گوی نیاز ما در این فیلم بود و آن‌چه اهمیت داشت اجرای ایده‌های بصری و نماهای مورد نظر کارگردان بود.»
معصومی معتقد است که فیلمبردار باید تابع خواسته‌ی کارگردان باشد چون اوست که یک اثر را تألیف می­‌کند و جزییات کار را می‌شناسد. به همین دلیل در صحنه‌ی هر فیلمی باید همه چیز در خدمت نگاه و سلیقه‌ی کارگردان باشد و همکاران کارگردان فقط می‌توانند به لحاظ فنی و زیبایی­‌شناسی بصری به او مشورت بدهند و کمک کنند که به ایده­آل ذهنی‌اش نزدیک‌تر شود: «در حوزه‌ی کار خودم اگر به قطعه و تجهیزاتی احتیاج داشته باشم که برای پیشبرد پروژه ضروری است حتماً با تهیه‌­کننده، مدیر تولید و کارگردان در میان می­‌گذارم. در نورپردازی هم که بخشی از فیلم‌برداری و خلق فضای بصری است،  به همین ترتیب عمل می‌کنم. یعنی وقتی فیلمبردار، فیلم‌نامه‌ی اثری را می­خواند سعی می­کند طرحی را از نورپردازی و قاب‌بندی و... ارائه کند که به فضای فکری آن فیلم نزدیک باشد.»
معصومی در مورد طرح فیلم‌برداری یک اثر توضیح می­‌دهد که در سینمای داستانی باید چنین طرحی از پیش تعیین شده باشد چون اگر بخواهیم بدون طرح پیش­ برویم فضای اثر خیلی بیش‌تر رنگ‌وبوی مستند به خود می­‌گیرد. البته در آن طرح هم هم‌چنان کارگردان بیش‌ترین تأثیر را دارد. فیلم‌بردار طرح خودش را ارائه می­‌کند اما باید در راستای فیلم‌نامه و هدف کارگردان باشد. از او پرسیدیم که با توجه به فضای دشوار فیلم، برای گرفتن بازی بهتر از بازیگران مجبور به تغییر دادن قسمت­‌هایی از آن طرح اولیه نشدند؟ «برای بعضی از بازیگران سینمای ما سخت است که از فضای شهری و لوکس دور شوند و در چنین لوکیشن­‌هایی بازی کنند. ضمن این‌که برای بازیگران گلوگاه هم کار واقعاً مشکل بود چون آن‌ها در آن شرایط با خطرها و سختی­‌های خاصی درگیر بودند و در عین حال باید احساسات­‌شان را هم بروز می­‌دادند و بازی می­‌کردند. بنابراین باید این تعامل با آن‌ها برقرار می­‌شد. مثلاً پلانی را که می‌­خواستیم در ارتفاع ده متری بگیریم در ارتفاع پایین­‌تری می­‌گرفتیم که کار برای بازیگران راحت‌­تر باشد. باید شرایطی را برای بازیگر فراهم می­‌کردیم تا احساس امنیت و آرامش می­‌کرد، وگرنه نمی‌توانست احساساتش را در برابر دوربین بروز دهد.»
با همه‌ی تأکیدی که ابراهیم معیری و اعضای گروهش روی جنبه‌های دشوار تولید گلوگاه می‌کنند اما این ویژگی نمی‌تواند مجوزی باشد برای راه یافتن ضعف‌های بسیار به ساختار فیلم. معصومی فیلم‌بردار گلوگاه هم با آن‌که از کار خودش و همکارانش دفاع می‌کند ولی از لحنش برمی‌آید که ضعف‌ها و ناپختگی‌های کار را قبول دارد. او برای این ضعف‌ها دلایلی هم بیان می‌کند: «گاهی در تدوین تغییراتی در سبک و شیوه‌ی فیلم‌برداری اتفاق می‌­افتد و ممکن است چینش اثر آن‌طور که فیلم‌بردار در نظر گرفته است اتفاق نیفتد. در کارهای قبلی من این اتفاق افتاده و خیلی از همکارانم هم چنین تجربه‌هایی داشته‌اند. گاهی برخی کارگردان­‌ها درک بصری درستی ندارند و کمی مشکل است که آن‌ها را متوجه محصول نهایی کنید. درباره‌ی گلوگاه باید بگویم از اثر نهایی چندان راضی نبودم. به نظرم آن چیزی نبود که تصور می­‌کردم. اما این مسأله کلی است و شامل فیلم‌برداری هم می‌شود. به هر حال فیلم‌برداری در طبیعت و کنترل نور در چنین محیطی به‌شدت دشوار است، چون طبیعت مسیر خودش را می‌رود و منتظر نمی­‌ماند. اگر می­‌خواستیم به شکل ایده­آل کار کنیم باید به جای دو ماه فیلم‌برداری، زمان بیش‌تری صرف می‌کردیم. اما این شرایط خیلی آرمانی است و اغلب اتفاق نمی­‌افتد.»

 

گپ با کامران تفتی و هادی دیباجی بازیگران «گلوگاه»

اپرای طبیعت­‌گرایی

گلوگاه ساخته‌ی محمدابراهیم معیری در شهری به نام گلوگاه در منطقه‌ی شمال کشور فیلم‌برداری شده است. شغل غالب در این منطقه دکل‌بندی است. این فیلم شرح زندگی و کار مردان گلوگاه است که در کنار این مضمون که فضایی مستندوار را به نمایش می­‌گذارد ماجرای درام فیلم هم پیش می‌­رود. دو شخصیت سامان (کامران تفتی) و عمران (هادی دیباجی) هر دو عاشق دختری به نام مولود (لادن مستوفی) می‌­شوند. هادی دیباجی فعالیت سینمایی خود را با بازی در فیلم­ سینمایی به کارگردانی خسرو معصومی آغاز کرد که از جمله فیلم­‌هایش پایان‌نامه، سیب و سلما، زخم­ شانه‌ی حوا و سریال عملیات 125 است. کامران تفتی متولد 1358 و فارغ‌­التحصیل بازیگری است. از جمله فیلم­‌های سینمایی او پایان­‌نامه، سلام برعشق و رسوایی را می­‌توان نام برد و در تلویزیون هم همكاری مداومی با مهدی فخیم‌زاده داشته است. به بهانه‌ی بازی در نقش‌های اصلی گلوگاه با تفتی و دیباجی گفت‌وگو كرده‌ایم.

پیداست كه فیلم در مناطق صعب‌­العبوری فیلم‌برداری شده است. چه‌طور شد که بازی در چنین پروژه‌ی سختی را قبول کردید؟

کامران تفتی: وقتی از دفتر جهانگیر کوثری با من تماس گرفتند و فیلم‌نامه را خواندم، دیدم که گلوگاه داستان آدم­‌هایی است که کار سخت انجام می­‌دهند اما به اندازۀ کار سخت­‌شان پول نمی­‌گیرند. این موضوع برایم خیلی اهمیت داشت. وقتی نگارش کامل شد و فیلم‌نامۀ نهایی را خواندم این جنس اجتماعی و فضای صنعتی با هم تلفیق شد و به نظرم قابلیت دراماتیك بالایی پیدا کرد. پلان‌هایی که نادر معصومی از طبیعت بکر، کوه­‌ها و دره­‌های عجیب و غریب و آدم‌­های دوست­‌داشتنی منطقه‌ی گلوگاه ثبت کرده اولین بار است که در سینمای ما اتفاق افتاده و تا پیش از این به این شهر توجهی نشده بود.
هادی دیباجی: من از همان ابتدا چنین کارهایی از جنس نقش‌های فیزیكی و چالش‌برانگیز را دوست داشتم. عاشق ارتفاع هستم و در کارهای قبلی­‌ام هم مثل عملیات 125 (بهروز افخمی) چنین شرایط سختی را تجربه کرده‌ام و به نظرم بازیگری در این شرایط حتی از جهاتی راحت‌­تر است چون واکنش­‌های‌مان کاملاً واقعی است. من در این فیلم خودم بودم و بازی نکردم، چون ما واقعاً دکل می‌­زدیم و كار می‌كردیم. من شرایط کاری سخت را می­‌پسندم و از این سختی به تمرکز می­‌رسم.
فیلم‌برداری در طبیعت کنترل عوامل بر اجزای فیلم را کم‌تر می­‌کند و در واقع طبیعت آن‌ها را تابع خود می‌­سازد. این مسئله باعث می‌شود زمان پروژه هم طولانی‌­تر شود.
تفتی:
در شرایطی که ما در یک پلان باران می­‌خواستیم باید منتظر طبیعت می­‌ماندیم و وقتی هم به هوای آفتابی احتیاج داشتیم باز هم بستگی به شرایط آب‌وهوایی داشت و این موضوع، زمان کار ما را هم طولانی می­‌کرد. اما همۀ این‌ها را انجام دادیم تا به نتیجۀ دلخواه برسیم. به نظر من گلوگاه یک اپرای طبیعت‌گرایی است که سونات فوق­‌العاده‌­اش تلفیق اجتماعی آن است.
در چنین فیلم­‌هایی که شاید یک جنبۀ مستند و یک جنبۀ دراماتیك در آن‌ها به چشم می­‌خورد با توجه به این‌که قرار است فیلم برای سینمای داستانی ساخته شود بهتر است کدام یک جنبۀ غالب باشد؟
تفتی:
سلیقۀ شخصی من این است که اگر در سینمای ما مستند و واقعیت حذف شود فاصلۀ سینما با مخاطبانش بیش‌تر می‌شود. چون ما دروغ­‌گوهای خوبی در سینما نیستیم و امکانات سینمایی چندانی هم نداریم. بنابراین رویکرد واقع­‌گرایانه باعث می­‌شود برای اجرای سوژه، قاب­‌بندی­‌های مختلف و... دست­‌مان بازتر باشد.
به سراغ سوژه­ای غریب رفتن که مخاطبان سینما با آن چندان آشنا نیستند، گرچه شاید برای عوامل فیلم جالب باشد اما این ترس هم وجود دارد که شاید مخاطب با آن ارتباط برقرار نکند و اصطلاحاً به مذاق­‌شان خوش نیاید.
تفتی:
بله اما همین ریسک باعث می‌­شود که جذاب­‌تر باشد. این‌که مردمان این منطقه چه زندگی سختی دارند و حقوقی که می‌گیرند واقعاً کفاف زندگی‌شان را نمی‌­دهد. وقتی روی دکل ایستاده­‌اید این دستان شماست که شما را نگه داشته و نه هیچ چیز دیگری. فقط عشق است که باعث می‌­شود آن‌ها چنین کاری را انجام دهند. ژاپنی­‌ها از آن‌ها الگو برمی­‌دارند، ایتالیایی­‌ها در پروژه‌های‌شان آن‌ها را استخدام می­‌کنند. به نظرم این خیلی ظلم است که ما خودمان به این قضیه توجهی نکنیم. من فیلم را با مردم دیده‌­ام. آن‌ها ابتدا با سختی کار مواجه می‌­شوند و بعد در درجۀ دوم درگیر قصه می‌­شوند.
دیباجی: بیننده می­‌آید به سینما که کار جدیدی را ببیند نه این‌كه سوژه­‌ای تکراری را با نگاهی متفاوت ببیند.
فكر نمی‌كنید ماجرای عاشقانۀ فیلم پیش از این در سینمای ما تکرار شده است و این فیلم را دچار کلیشه می‌کند؟
تفتی:
موافق نیستم. ما در گلوگاه بیش‌تر به‌سمت قاب رفتیم تا دیالوگ. آن هم داستان عاشقانه‌­ای که سه رأس مثلثش دنیاهای متفاوت خودشان را دارند. جهان سامان به‌شدت با جهان عمران متفاوت است و جهان مولود به گونه‌ی دیگری است. به نظرم این فرهیختگی لادن مستوفی را نشان می‌دهد که بازی در این نقش را پذیرفت. نقشی که پر از سکوت و آرامش است. جنگ بین عمران و سامان در ابتدا بر سر مسائل کاری پیش می­‌آید و بعد درگیری عاشقانه شکل می­‌گیرد. مثلاً صحنه‌ی اسلوموشن فیلم که کشمکش عمران و سامان را نشان می­‌دهد و در سکوت اتفاق می­‌افتد خیلی تأثیرگذار است.
دیباجی: بعضی چیزها جزو ملزومات سینماست و در طول تاریخ سینما هم بوده و هست. یکی از شاخصه­‌های درام همین مثلث عشقی است. خیلی از کارهای پولانسکی، وودی آلن و... هم به همین صورت بوده است.
به نظر می‌­رسد که کاراکتر مولود خلق شده تا درگیری از پیش تعیین شدۀ عمران و سامان توجیه مناسب­‌تری داشته باشد.
تفتی:
اگر دقت کنید زندگی کارگری عناصری را دربر می­‌گیرد که شامل کار، خانواده و عشق به محل زندگی است. مسئله‌ی کار در فیلم به‌وضوح نشان داده شده است، اما از خانواده­‌های‌شان خبری نیست. بنابراین لزوم مایه­‌های درام واقعاً احساس می‌شود. به این ترتیب وقتی کاراکتر مولود ایجاد شد و وقتی جنگ بین طبیعت و آهن به‌سمت یک اتفاق اجتماعی رفت آن زمان جلو بردن این دو داستان به موازات هم کار سخت­‌تری بود.
دیباجی: فیلم‌نامۀ این کار خیلی به مستند نزدیک بود و ابراهیم معیری این داستان عاشقانه را در کنار آن مضمون اصلی قرار دارد تا لطافت بیش‌تری به فیلم ببخشد. به همین خاطر هم شاید نقش کم‌رنگ­تری در فیلم داشته باشد.
چه‌قدر بازیگر نقش مقابل و به‌طور کلی گروه سازنده‌ی گلوگاه در جنس و کیفیت بازی و حتی پذیرش بازی در این فیلم تأثیرگذار بودند؟
تفتی:
بازی هادی دیباجی در این فیلم نسبت به کارهای قبلی‌اش بازی متفاوتی است. لادن مستوفی هم خیلی خوب در این فیلم درخشید گرچه از بسیاری از قابلیت­‌هایش در فیلم استفاده نشد. جنس خاکستری سامان وقتی در کنار جنس آرامش‌­بخش و سفید عمران قرار می­‌گرفت تلفیق خوبی را به وجود می­‌آورد که کاملاًٌ مطابق سلیقۀ شخصی من بود. البته این جنس خاکستری را من در تلویزیون هم تجربه کرده بودم، اما سامان یک­‌سری زیربازی­‌ها و ظرافت­‌هایی دارد – به‌خصوص بعد از سقوط‌اش- که وقتی در دنیای تنهایی خودش قرار می­‌گیرد، تصمیم‌هایی می­‌گیرد که این کاراکتر را از بقیۀ نقش­‌هایم متفاوت می‌کند.
دیباجی: بازیگر نقش مقابل شدیداً تأثیرگذار است و در گلوگاه هم همین‌طور بود. کامران تفتی و لادن مستوفی برای من در اجرای این نقش تأثیر زیادی داشتند و به نوعی جزییات بازی‌ام در مقابله با بازی آن‌ها شكل گرفت و تكمیل شد.
در اجرای این شخصیت­‌ها چه‌قدر مطابق فیلم‌نامه پپیش رفتید و چه‌قدر خودتان آن را خلق کردید؟
دیباجی:
بعضی از کارگردان­‌ها مثل خسرو معصومی طرح کاملاً روشنی را در اختیار بازیگران می­‌گذارند و نمی­‌خواهند که جزئی‌ترین تغییراتی در آن پیش بیاید اما ابراهیم معیری این‌طور نبود. در مورد طرحش با ما مشورت می­‌کرد و در نهایت هم به آن‌چه در نظر داشت، رسید. شخصیت­‌های گلوگاه همان­‌چیزی بودند که کارگردان می­‌خواست اما در بعضی­ قسمت­‌ها ما هم نظرمان را بیان می‌­کردیم و به همین دلیل هم نتیجۀ کار خوب شد.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: