شماره: ۵۵۸ (خرداد ۱۳۹۸)


نوبت عاشقی: بهترین فیلم
های زندگی ما
چهارمین رأی
گیری دهسالانه‌ی منتقدان سینمای ایران
شهرام جعفری
نژاد: چهارمین رأی‌گیری ده‌سالانه‌ی منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران توسط ماهنامه‌ی «فیلم» («بهترین فیلم‌های زندگی ما») را پیش رو دارید. دوست و همکار پیش‌کسوتم بهزاد رحیمیان که دبیر سه رأی‌گیری پیشین بود، این دوره را به نگارنده محول کرد. وقتی از او دلیلش را پرسیدم، ابتدا گفت که بسیاری از منتقدان و نویسندگان سینمایی فعلی و اصولاً حال‌وهوای نقد فیلم در این روزگار را نمی‌شناسد که گفتم من هم نمی‌شناسم! بعد گفت که پس از سه دوره، بهتر است سلیقه و نگاه دیگری، این بازی را اداره کند که گفتم با توجه به بحران کاغذ و چاپ و محدودیت شدید صفحات، قطعاً نخواهیم توانست مطالب دیگری - با هر سلیقه و نگاه - به‌جز اصل رأی‌گیری و احتمالاً یادداشت‌هایی کوتاه بر ده فیلم برگزیده داشته باشیم. بالأخره گفت که مانند دوی امدادی، دوست دارد چوب را به نفر بعدی بدهد. این حرفش به دلم نشست و با افتخار پذیرفتم. برای آشنایی با تاریخچه‌ی نظرسنجی‌‌های مشابه در سینمای ایران و جهان، می‌توانید به مطالب خود او در ابتدای رأی‌گیری‌های اول و دوم ماهنامه‌ی «فیلم» (شماره‌های 68 و 233) مراجعه کنید...

گوزنها: سیاوشانِ عشق
جواد طوسی:
راز ماندگاری گوزنها می‌تواند ریشه در یک حسرت تاریخی داشته باشد: پیامد و سرنوشتِ آن شورشیانِ آرمان‌خواهی که سنگ عدالت‌خواهی و آدم‌بودن را به سینه می‌زدند، چه شد؟ در عین حال، گوزنها برای راقمِ این سطور - جدا از این حدیث‌نفس‌ها - می‌تواند بیان‌گر یک واقعیت باشد. اثر ریشه‌دار هنری که هویت جامعه‌شناختی‌اش را هم‌چنان حفظ کرده، فارغ از موقعیت و جولان‌دهی فردی و تاریخی سازنده‌اش معنا می‌شود...

همشهریکین: خوشبختی چیست؟
ملك
منصور اقصى: به گمانم سؤال اساسى در این فیلم یا اساساً هر اثر هنرى، این است كه چه حرف باارزش و مهمى قرار است گفته شود كه براى بیننده، افق تازه‌اى از هستى بگشاید و به تأملش وادارد؟ و چگونه این حرف باید گفته شود تا نافذ باشد؟ این هر دو در همشهرىكین در كمال خود هستند و گوهر انسانى فیلم، همان آخرین كلام كین در هنگام مرگ است؛ نام همان سورتمه‌ی‌ دوران كودكى، پاكی و بى‌دغدغگى...

ناخدا خورشید: فیلمی که باید دوباره کشف شود
بهزاد عشقی:
ناخدا خورشید بوی کهنگی نمی‌گیرد و هم‌چنان می‌توان از دیدن این فیلم لذت برد. ویتگنشتاین می‌گوید که هنر برای ماندگاری، می‌باید مورد تأیید عالمان هنر قرار گیرد و درست می‌گوید. عامه‌ی مردم فقط هنر را مصرف می‌کنند و بعد از یاد می‌برند. چه بسیار فیلم‌های عامه‌پسند که در زمان خود، بسیار مورد اقبال عمومی قرار گرفته‌اند و اکنون نشانی از آن‌ها باقی نمانده است. اما پاره‌ای از فیلم‌های هنری که در زمان خود در گیشه شکست خوردند، اکنون به حلقه‌ی آثار ماندگار سینمای ایران درآمده‌اند

سرگیجه: از دنیای مردگان
شاهرخ دولکو:
راز ماندگاری سرگیجه در چیست؟ این نخستین پرسشی‌ست که در اولین دیدار با آن، ممکن است به ذهن هر تماشاگری خطور کند. داستان پرکشش و تعلیقی که با احاطه‌ی کامل فنی و احساسی روایت شود، در سینمای هیچکاک و دیگر بزرگان سینما کم نیست. پس آن گوهر طُرفه‌ای که هنوز پس از شصت سال، سرگیجه را تا این اندازه تازه و جذاب و دست‌نیافتنی کرده، چیست؟ که هر بار می‌بینی انگار اولین بار است که شاهدش هستی و دست‌و‌دلت را می‌لرزانَد؟...

باشو غریبه‌ی کوچک: راوی حکایت زمانه
بهزاد رحیمیان:
باشو غریبه‌ی کوچک فیلم مهمی بود (حالا می‌توانیم بگوییم مهم‌ترین فیلم کارنامه‌ی بیضایی). در سال‌های پُر‌جوش‌و‌خروش جنگ تحمیلی، سر بزنگاه (با دو میلیون و هشت‌صد‌هزار تومان) ساخته شد و حرف مهمی می‌زد درباره‌ی مردمی که به قول خود بیضایی، معلول جنگ‌اند و نه علت آن. اما به قضاوت و حُکم «معماران سینمای نوین ایران» (که امروز خود را صرفاً خادم و مظلوم آن روزگار می‌دانند و در واقع، فراتر از این‌که به سینما رونق بخشیدند، باعث شدند چه بسیار فیلم‌های خوب ساخته نشوند)، به بهانه‌ی این‌که بدون مجوز ارشاد ساخته شده، توقیف شد و...

پدرخوانده: موسیقی و رازهای جاودانگی
صفی یزدانیان: شاید یک وجه مشترک در میان فیلم​های عمر من، فهرستی که می​تواند مدام جابه​جا و بازتر و بسته​تر شود، این است که بیش‌ترشان با موسیقی​شان به یاد می​آیند. برای من، موسیقی فیلم نه فقط باند صدایی افزون‌شده به دیگر صداها و تمهیدی برای تأثیرگذارکردن صحنه​های یک فیلم است، نه فقط آوایی در پشت تصاویر و گفت​و​گوهاست که در خیلی فیلم​ها، مثل فیلم​های دهه‌ی​ 1940 آمریکایی، آن​قدر زیاد است که دیگر اصلاً نیست. موسیقی فیلم، هدیه​ای است که با خود از سالن سینما بیرون می​بریم تا...

درباره‌ی الی: فرورفتگی، واماندگی، رهایی
مهرزاد دانش:
پس از گذشت یک دهه، درباره‌ی الی... هم‌چنان شگفت‌آور است. شاید انتخاب من در فهرست ده سال قبل که این عنوان را بر صدر فیلم‌های ایرانی نشاندم، در آن هنگام، حمل بر احساسات‌گرایی ناشی از تماشای اکران نخست می‌شد، ولی زمان نشان داد که این فیلم فرهادی، با این‌که در مقایسه با برخی فیلم‌های بعدی دیگرش، مانند فروشنده و به‌ویژه جدایی نادر از سیمین، بازتاب‌های بین‌المللی کم‌تری در زمان خود داشت، ماندگاری پرتأملی را در ذهنِ جمعی سینمادوستان رقم زده است...

کازابلانکا: هم‌چنان که زمان می‌گذرد...
شهرام جعفری‌نژاد:
در سال‌های دهه‌ی سی، فقط گنگسترها اهل قمار بودند، اما در دهه‌ی چهل، همه قمار می‌کنند. گویی جنگ، زندگی را پدیده‌ای در ردیف قمار نمایانده و تمامی ارزش‌های اخلاقی را نسبی کرده است. از این دید، کازابلانکا نماد ارزش‌های متغیر آزادی‌طلبی زیر سلطه‌ی دیکتاتوری است و ریک به همین جهت با نومیدی‌ای که می‌خواهد جانشین بی‌قیدی شود، بر سر این ارزش‌ها قمار می‌کند...

هامون: جذابیت دنیای مدرن
محسن بیگ‌آقا:
اهمیت هامون فقط در کیفیت فیلم و آن‌چه در خود فیلم می‌گذشت نبود بلکه بیرون از فیلم و در دنیای واقعی و مجازی - که تازه در حال شکل‌گیری بود - نیز اتفاق‌های مهمی برای فیلم افتاد. هامون به اولین فیلمی بدل شد که در سینمای پس از انقلاب، می‌شد با خیال راحت، عبارت «کالت‌فیلم» را برایش به‌ کار برد. برای فیلم، هوادار و صفحه و کانون تشکیل شد و عبارت «هامون‌باز» مثل کتاب‌باز، تئاترباز و فیلم‌باز برایش به‌کار رفت. هامون‌بازها کسانی بودند که تک‌تک صحنه‌های فیلم را به خاطر داشتند و ..و

هشت
ونیم: چرا هنوز کلاسیک‌ها؟
محمدسعید محصصی:
به‌راستی چرا هنوز هشتونیم؟ این‌ همه فیلم توسط این ‌همه استعداد درخشان در سال در تمام دنیا ساخته می‌شود، چرا هنوز هشتونیم؟ این سؤال را می‌توان در مورد همشهریکین، نیمروز، گنج سییرا مادره و بسیاری دیگر از آثار کلاسیک هم مطرح کرد، و البته لابد از کسانی مانند من که سهم بیش‌تر انتخاب‌هایشان به آثار کلاسیک اختصاص دارد. خلاصه چرا هنوز هشتونیم؟ آیا به «فضل تقدمِ» هشتونیم مربوط است؟ یا برای این‌که برتاباننده‌ی رؤیاها و آرزوها و خواب‌ها و چالش‌ها و تجربه‌ها و کاروکوشش‌های خود ماست؟...

جدایی نادر از سیمین: تازه اما ماندگار
هوشنگ گلمکانی:
در مورد جدایی که موضوع این یادداشت و جدیدترین اثر در میان ده فیلم جمع‌بندی نهایی است، ویژگی‌های منحصربه‌فردی را می‌شود فهرست کرد. جدا از این که این نخستین فیلم اسکاری تاریخ سینمای ایران (یکی از دو اسکار فرهادی) و صاحب رکوردی شاید دست‌نیافتنی از حضورهای بین‌المللی در جشنواره‌های جهانی و دریافت جایزه‌هاست، رکورد فروش خارجی را هم دارد. تا پیش از آن، این رکوردها متعلق به عباس کیارستمی بود و معدود فیلم‌های ایرانی که در چرخه‌ی مناسبات اقتصادی راه به اکران عمومی جهانی می‌بردند...

هفت سامورایی: فردای فناشده‌ی جنگ جهانی دوم
محمد جعفری: هفت سامورایی
با سبک بصری منحصر‌بهفردش، فیلم محبوب بسیاری از بزرگان سینماست؛ از اینگمار برگمان، ساتیاجیت رای، فرانسیس فورد کوپولا، استیون اسپیلبرگ و مارتین اسکورسیزی تا مایکل چیمینو، سام پکین‌پا، جرج لوکاس و حتی آندری تارکوفسکی، با نزدیکی‌های بسیار با وسترن‌های خیره‌کننده‌ی جان فورد که برگرفته از داستان‌های عامه‌پسند است در مورد نا‌امن‌شدن خانه توسط آدم‌های شرور و انتظار‌ برای ورود یک ناجی...

سوتهدلان: که من در سعی پیمانه
احمد طالبی‌نژاد:
نوشتن و گفتن درباره‌ی برخی از فیلم‌های علی حاتمی، برای من نوعی مغازله است تا مثلاً نقد و تحلیل یا هر اظهارنظر دیگری. گفتم برخی فیلم‌ها و نه همه‌ی آثار او. برای من در میان فیلم‌های این هنرمند استثنایی، حسنکچل، خواستگار، سوتهدلان، حاجیواشنگتن، کمالالملک و مادر، چنین جایگاهی دارند؛ به‌ویژه سوتهدلان که از هر جهت، کامل‌ترین و بهترین ساخته‌ی حاتمی است. فیلمی سرشار از شور و عشق و احساس که در هر دوره از زندگی، تأثیری متناسب با سال و زمانه بر مخاطب می‌گذارد...

ریو براوو: و هم‌چنان...
خسرو دهقان:
فیلم درباره‌ی شخصیت است و شخصیت‌پردازی. بده‌بستان شخصیت‌ها با هم و یکی‌شدن و در حکم واحد به هم گره‌خوردن و یگانه‌شدن، هم برای گذران و ادامه‌ی زندگی خود و هم برای پیروزی جمع‌؛ و بالأخره موفق‌شدن و فائق‌آمدن بر مشکلات و حل معضل اصلی و انتهایی فیلم. رابطه‌ی چنس (جان وین) و استامپی، پیرمرد چلاق (والتر برنان) را مرور کنیم. رابطه‌ای عمیقاً دوسطحی. در رویه‌ی اول، کمی خشن/ کمی شوخ/ کمی بی‌ملاحظه/ کمی با متلک و نیش‌ونوش/ کمی با تحقیر/ کمی با تحکم/ کمی زیربارنرفتن و تمرّد/ کمی قلدرمآبی/ و...

گاو: روح تراژدی
بابك احمدى:
درست نیم قرن از مرگ گاوِ مش‏حسن و تبدیل خود او به گاو مى‏گذرد. فیلم داریوش مهرجویى بر اساس قصه‌ی چهارم عزاداران بَیل نوشته‌ی‏ غلامحسین ساعدى هم‏چنان در چشم ما اثرى است جوان، جسور و نوآور. شمارى از بازیگرانش‏ چون عزت‏الله انتظامى، جعفر والى، پرویز فنى‏زاده، جمشید مشایخى، عصمت صفوى و مهین شهابى از دنیا رفته‏اند، و فریدون قوانلو فیلم‏بردارش نیز. از تماشاگرانش در نخستین نمایش، بى‏شك، اندك تعدادى باقى‏اند. اما فیلم از مهلكه‌ی‏ تاریخ معاصر، جان سالم به در برده و هم‏چون رگبار و چشمه‏ بر تارك سینماى پیش از انقلاب مى‏درخشد...

2001، یک اُدیسه‌ی فضایی: در پی کشف راز هستی
امید روحانی:
پنجاه سال از نمایش این اثر درخشان استنلی کوبریک گذشته و گردوخاک‌های اولیه‌ی آن که تا سال‌ها بعد هم ادامه یافت، فرونشسته است. فیلم از نخستین نمایش تا مدت‌‌ها، همه‌ی جهان را شگفت‌زده می‌کرد، حتی در چندمین بار دیدن و این را در نقدها و بازخوانی‌ها، می‌شد دید و خواند. در نظرسنجی‌ها همیشه یکی از ده فیلم برجسته‌ی تاریخ سینما بود و هنوز هم هست و به نظر می‌رسد اکنون، ماندنش به‌مراتب بیش از آن ماندنِ اولیه، جذاب و تعیین‌کننده و بااهمیت است؛ به‌خصوص، حالا پس از تجربه‌های متعدد در زمینه‌ی افسانه‌های علمی و...

اجارهنشینها: نماینده‌ی ورثه‌ی تاریخ کمدی جهان
امیر پوریا:
یک دهه قبل در دور پیشین این بازی بس جدی انتخاب ده فیلم محبوب عمر، نخستین نوبتی بود که خودم را متقاعد کردم فهرست محبوب‌هایم از تاریخ سینمای ایران نباید از فیلمی که در روز و هفته و ماه، بیش‌ترین میزان تقلید اطوار و تکرار گفتار شخصیت‌هایش را در زندگی شخصی به کار می‌برم، خالی بماند. این ابتلای تاریخی اهل سینما در کم‌قدر‌شمردن کمدی‌ها، از آکادمی اسکار تا همین انتخاب‌ها، هم‌چنان دست از سرمان برنداشته و حالا اتفاق خجسته‌ی نشستن اجارهنشینها بر یکی از رتبه‌های این انتخاب‌ها و تثبیت عنوان «بهترین کمدی تاریخ سینمای ایران»...

داستان توکیو: پذیرش غم‌بار تغییر
جهانبخش نورایی:
وقتی داستان توکیو در 1953 ساخته شد، من سه‌ساله بودم. تقریباً هم‌سن نوه‌ی کوچولوی مادربزرگ فیلم که با بی‌رحمی کودکانه‌ای، گل‌های وحشی را می‌کَنَد. سال‌ها باید می‌گذشت تا در این سن‌وسال و با دیدن چند‌باره‌ی داستان توکیو، معنای پرپر‌شدن گل‌ها را بفهمم و درک کنم چگونه ازو با گذاشتن مادربزرگ و نوه در دوردست و پُرکردن گوشه‌ی تصویر با نمای درشت بام خانه‌ی سنتی، داستان پرپرشدن و از ساقه جداافتادن خانواده‌ی سنتی، دورشدن فرزندان از ریشه در روزگار مدرن و زندگی پر‌پیچ‌و‌خم را با زبانی ساده و بی تکلف بازگو می‌کند...

کندو: فیلمی به رنگ خون
تهماسب صلح
جو: حالا پس از چهل‌و‌چند سال، یکی همچو من نمی‌تواند این اثر قدر‌ندیده‌ی آن روزگار سپری‌شده را نا‌دیده بگیرد و با ژست روشنفکرانِ تافته‌ی جدا‌بافته، خودش را به طبیعت‌های بی‌جان سینما بچسباند و بی‌اعتنا از کنار کندو بگذرد. در نگاه امروز من، سرگذشت و سرنوشت آن آواره‌ی شورشی، بیش‌از‌پیش شورانگیز است. جربزه و جسارت و یک‌تنه‌رفتن‌اش به جنگ بی‌عدالتی،‌ غبطه برمی‌انگیزد. چهره‌ی عبوس زندگی، حسرتِ دَمی ‌آسودن از رنج فقر و تنهایی، شب تاریک و بیم موج، آینه‌های فریبنده که با زرق‌و‌برق‌ دروغین‌شان سیاهی حقیقت را پنهان می‌کنند، هم‌چنان پا برجاست و...

جاده: فواید سنگریزه‌ها و... جلسومینا
آنتونیا شرکا:
جاده فلینی، که جایزه‌ی اسکار را برای او به ارمغان آورد، هم وزنه و حجم یک دلقک سیرک را در خود دارد و هم بی‌وزنی و ناپایداری یک معرکه‌گیر آکروبات‌باز را. هم سکون یک چادر سیرک و دلقکی (ماتو با بازی ریچارد بیس‌هارت) را که در آن کار قانونی می‌کند، و هم خانه‌به‌دوشی و کار غیرقانونی صاحب یک گاری دوره‌گرد را (زامپانو با بازی آنتونی کوئین)، و جلسومینا (با بازی جولیتا ماسینا)، زن ساده‌لوح و مشنگی که دست سرنوشت، او را با زامپانوی زمخت و خشن، هم‌سفر و همکار کرده، در نقطه‌ای بین این‌ دو واقع شده...

ملاحظات آماری، نکتهها و حواشی: رأی من کجاست؟!
از بیست فیلم برگزیده‌ی سینمای ایران، چهار فیلم از دهه‌ی 1340، پنج فیلم از دهه‌ی 1350، پنج فیلم از دهه‌ی 1360، چهار فیلم از دهه‌ی 1370 و دو فیلم از دهه‌ی 1380 است. آیا از دهه‌ی رو به پایانِ 1390، هیچ فیلمی شایسته‌ی راه‌یافتن به این جمع نبوده یا این دهه هم‌چنان نیازمند گذر زمان است تا داوری شود؟ (تعبیر دیگرش که شاید به کار پژوهش‌گران بیاید، این است که چرا در سینمای ایران از سال 1376 تا حال - غیر از آثار اصغر فرهادی - فیلم ممتازی خلق نشده است؟)
از بیست فیلم برگزیده‌ی سینمای ایران، هجده فیلم متعلق به کارگردانان موسوم به موج نو است و تنها فیلم‌های ساخته‌شده توسط نسل‌های بعد، درباره‌ی الی... (رده‌ی چهارم) و جدایی نادر از سیمین (رده‌ی ششم) دانسته شده‌اند. این وضعیت در رده‌بندی کارگردانان - با محاسبه‌ی مجموع امتیازهای فیلم‌های‌شان - به صورت 11 کارگردان از سینمای پیش از انقلاب در برابر 9 کارگردان از سینمای پس از انقلاب، نمود یافته و اصغر فرهادی با کسب رده‌ی پنجم، پرافتخارترین کارگردان سینمای ایران در بین تمامی نسل‌های پس از فیلم‌سازان موج نو است.
در مقایسه با دوره‌ی پیشین...

آرشیو1
شماره:۵۵۹ (تیر ۱۳۸۹)
شماره:۵۵۸ (خرداد ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۷ (اردیبهشت ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۶ (فروردین ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۵ (اسفند ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۴ (۱۰ بهمن ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۳ (بهمن ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۲ (دی ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۱ (۲۰ آذر ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۰ (آذر ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۹ (آبان ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۸ (مهر ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۷ (۲۰ شهریور ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۶ (شهریور ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۵ (مرداد ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۴ (تیر ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۳ (خرداد ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۲ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۱ (اردیبهشت ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۰ (فروردین ۱۳۹۷)
شماره:۵۳۹ (اسفند ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۸ (۱۲ بهمن ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۷ (بهمن ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۶ (ویژه‌ی زمستان ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۵ (دی ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۴ (آذر ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۳ (نیمه‌ی دوم آبان ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۲ (آبان ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۱ (مهر ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۰ (۲۰ شهریور ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۹ (شهریور ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۸ (مرداد ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۷ (تیر ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۶ (خرداد ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۵ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۴ (اردیبهشت ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۳ (فروردین ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۲ (اسفند ۱۳۹۵)
شماره:۵۲۱ (۱۲ بهمن ۱۳۹۵)
شماره:۵۲۰ (بهمن ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۹ (۲۰ دی ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۸ (دی ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۷ (آذر ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۶ (بیست آبان ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۵ (آبان ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۴ (مهر ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۳ (۲۰ شهریور ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۲ (شهریور ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۱ (مرداد ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۰ (تیر ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۹ (خرداد ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۸ (شماره‌ی ویژه بهار)
شماره:۵۰۷ (اردیبهشت ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۶ (فروردین ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۵ (اسفند ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۴ (۱۱ بهمن ۱۳۹۴ - ویژه‌ی جشنواره فیلم فجر)
شماره:۵۰۳ (بهمن ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۲ (نیمه‌ی دی ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۱ (دی ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۰ (آذر ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۹ (شماره ویژه‌ی پاییز ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۸ (آبان ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۷ (مهر ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۶ (۲۱ شهریور ۱۳۹۴ - ویژه‌ی روز ملی سینما)
شماره:۴۹۵ (شهریور ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۴ (مرداد ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۳ (تیر ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۲ (خرداد ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۱ (۲۰ اردیبهشت (شماره ویژه بهار ۱۳۹۴))
شماره:۴۹۰ (اردیبهشت ۱۳۹۴)
شماره:۴۸۹ (فروردین ۱۳۹۴)
شماره:۴۸۸ (اسفند ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۷ (۱۲ بهمن ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۶ (بهمن ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۵ (نيمه دی ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۴ (دی ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۳ (آذر ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۲ (۲۰ آبان ۱۳۹۳ - فوق‌العاده‌ی پاييز)
شماره:۴۸۱ (آبان ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۰ (مهر ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۹ (۲۱ شهريور ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۸ (شهريور ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۷ (مرداد ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۶ (تير ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۵ (خرداد ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۴ (ويژه بهار - ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۳ (ارديبهشت ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۲ (فروردين ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۱ (اسفند ۱۳۹۲)
شماره:۴۷۰ (۱۲ بهمن ۱۳۹۲ (ويژه جشنواره فيلم فجر))
شماره:۴۶۹ (بهمن ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۸ (دی ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۷ (آذر ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۶ (شماره‌ی ۴۶۶، ویژه‌ی پاييز ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۵ (آبان ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۴ (مهر)
شماره:۴۶۳ (۲۱ شهريور)
شماره:۴۶۲ (شهريور ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۱ (مرداد ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۰ (تير ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۹ (خرداد ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۸ (شماره ويژه بهار - ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۷ (ارديبهشت ۱۳۹۲ )
شماره:۴۵۶ (فروردين ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۵ (اسفند ۱۳۹۱)
شماره:۴۵۴ (۱۲ بهمن ۱۳۹۱ (ويژه جشنواره فيلم فجر))
شماره:۴۵۳ (بهمن ۱۳۹۱)
شماره:۴۵۲ (دی ۱۳۹۱)
شماره:۴۵۱ (آذر)
شماره:۴۵۰ (نیمه آبان ۱۳۹۱ | ویژه‌ی سی سالگی)
شماره:۴۴۹ (آبان ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۸ (مهر ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۷ (۲۱ شهریور ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۶ (شهریور ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۵ (مرداد ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۴ (تیر‌ماه ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۳ (خرداد ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۲ (شماره ویژه بهار - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۱ (اردیبهشت ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۰ (فروردین)
شماره:۴۳۹ (اسفند)
شماره:۴۳۸ (۱۲ بهمن ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۷ (بهمن ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۶ (دی‌ماه ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۵ (آذر ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۴ (شماره ویژه پاییز - ۱۷ آبان ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۳ (آبان ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۲ (مهر ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۱ (شماره ویژه‌ی روز ملی سینما - ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۰ (شهریور ۱۳۹۰ )
شماره:۴۲۹ (مرداد ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۸ (تیر ماه ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۷ (خرداد ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۶ (شماره ویژه بهار - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۵ (اردیبهشت ۱۳۹۰ )
شماره:۴۲۴ (نوروز ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۳ (اسفند ۱۳۸۹)
شماره:۴۲۲ - ویژه جشنواره فیلم فجر (۱۶ بهمن ۱۳۸۹)
شماره:۴۲۱ (بهمن ۱۳۸۹)
شماره:۴۲۰ (دی‌ماه ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۹ (آذر ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۸ (شماره ویژه پاییز - ۲۰ آبان ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۷ (آبان ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۶ (مهر ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۵ (شماره ویژه روز ملی سینما - ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ )
شماره:۴۱۴ (شهریور ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۳ (مرداد ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۲ (تیر ماه ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۱ (خرداد ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۰ (شماره ویژه بهار - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ )
شماره:۴۰۹ (اردیبهشت ۱۳۸۹ )
شماره:۴۰۸ (اول فروردین ۱۳۸۹)
شماره:۴۰۷ (اول اسفند ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۶ - ویژه جشنواره فجر (۵ بهمن ۱۳۸۸ )
شماره:۴۰۵ (اول بهمن ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۴ (دی ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۳ (آذر ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۲ (نیمه آبان - ویژه پاییز ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۱ (اول آبان ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۰ (۱ مهر ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۹ (ویژه روز ملی سینما) (۲۱ شهریور ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۸ (شهریور ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۷ (مرداد ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۶ (تیر ۱۳۸۸ )
شماره:۳۹۵ (خرداد ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۴ (ویژه بهار - نیمه‌ اردیبهشت ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۳ (اردیبهشت ۱۳۸۸ )
شماره:۳۹۲ (ویژه‌ی نوروز ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۱ (اسفند ۱۳۸۷)
شماره:۳۹۰ (ویژه‌ی ویژه بیست‌و‌هفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر- ۱۲ بهمن ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۹ (بهمن ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۸ (دی ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۷ (آذر ۱۳۸۷ )
شماره:۳۸۶ (ویژه پاییز - ۱۸ آبان ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۵ (آبان ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۴ (مهر ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۳ (ویژه‌ی روز ملی سینما - نیمه‌ی دوم شهریور ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۲ (شهریور ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۱ (مرداد ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۰ (تیر ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۹ (خرداد ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۸ (ویژه بهار - نیمه‌ اردیبهشت ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۷ (اردیبهشت ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۶ (فروردین - ویژه‌ی نوروز ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۵ (اسفند ۱۳۸۶)
شماره:۳۷۴ (ویژه بیست‌وششمین جشنواره فیلم فجر - ۱۲ بهمن ۱۳۸۶)


صاحبامتیاز و مدیر مسئول: مسعود مهرابی
زیر نظر شورای نویسندگان
دبیر شورای نویسندگان: هوشنگ گلمکانی
دبیر هیأت اجرایی و تحریریه: عباس یاری

روابط عمومی و تبلیغات: محمد محمدیان