سینمای جهان » چشم‌انداز1393/12/18


استادِ سینمای مهارنشده

به بهانه‌ی درگذشت آلبرت مِیْسِلز از بزرگان سینمای مستند

گردآوری و ترجمه رضا حسینی
برادران مِیْسِلز

 

آلبرت مِیْسِلز و برادر كوچك‌ترش دیوید، که در سن 56سالگی و سال 1987 از دنیا رفت، از مهم‌ترین چهره‌های سینمای مستند آمریکا بودند و به عنوان یکی از بنیان‌گذاران «سینمای مستقيم»/ «Direct Cinema» (كه شباهت بسياري با «سینما وریته»/ «Cinema Vérité» دارد و برخي آن‌ها را يكي مي‌دانند) شناخته می‌شوند. برادران مِیْسِلز بيش از سي مستند بلند از خود به جا گذاشته‌اند كه از مهم‌ترین آثارشان می‌توان به فیلم‌های فروشنده (1969)، پناهم بده (1970) و گری گاردنز (1975) اشاره کرد. آلبرت مِیْسِلز در جايي گفت: «به خاطر داشته باشيد كه شما به عنوان يك مستندساز، يك ناظر هستيد؛ مؤلف هستيد اما كارگردان نيستيد، كاشف هستيد اما كنترل‌كننده نيستيد.»
آلبرت مِیْسِلز كه در میان مستندسازان به آدمی خونگرم و صادق مشهور بود، در 26 نوامبر 1926 در بروکلاین ایالت ماساچوست با نام کامل آلبرت هری میسلز متولد شد. او كه اول فیلم‌برداري و بعد فیلم‌سازی را تجربه كرد، فارغ‌التحصیل روان‌شناسی از دانشگاه باستن بود و اولین مستندش را به صورت شانزده میلی‌متری در سال 1955 در دیدار از بیمارستان‌های بيماران روانی اتحاد جماهیر شوروی ساخت، چند روز پیش در پنجم مارس در نیویورک سیتی درگذشت.

بخش‌هايی از يك گفت‌وگو

 (كه در سال 2006 توسط ویلیامز کول انجام شده و در سایت «بروکلین ریل» منتشر شده است)
- فلسفه‌ي فیلم‌سازی: «یکی از مهم‌ترین موارد این است که اطلاعات موثق و شناخت قابل‌اتکا درباره دیگر مردم و مكان‌ها داشته باشیم؛ ما حتي مي‌توانيم بگوييم يك كشور صرفاً يك منطقه‌ي جغرافيايي است تا زماني كه شهروندانش تا حد ممكن از يكديگر شناخت پيدا كنند. اثر مستند يك آشنايي كاملاً اوليه از مردمي به ما مي‌دهد كه در غير اين صورت ممكن است هرگز شناختي از آن‌ها پيدا نكنيم. فيلم مستند در بهترين حالت ممكن، به طور مستقيم تجربه‌ي ديگر آدم‌ها را به ما نشان مي‌دهد؛ و به اين ترتيب تجربه‌ي آن‌ها مي‌شود تجربه‌ي تماشاگر. اين رابطه مي‌تواند به قدري مستقيم و صادقانه برقرار شود كه تماشاگر خودش را در آن لحظه‌ها احساس كند. به عنوان مثال چند وقت پيش به تجربه‌اي از دوران كودكي‌ام در اوايل دهه‌ي سي فكر مي‌كردم. پدرم من را تنبيه نمي‌كرد ولي يك روز آن قدر او را عصباني كردم كه ناچار شد. بعدش در حالي كه از جلوي اتاق خوابش رد مي‌شدم، ديدم كه رو به ديوار ايستاده است و گريه مي‌كند. من فقط به او زل زدم و همين جور نگاهش كردم. چنين صحنه و چنين تجربه‌اي براي من رخ داد و اگر دوربيني داشتم مي‌توانستم آن را با ديگران سهيم شوم. همين موضوع را مي‌توانيم مثلاً به وضعيت عراقي‌ها در اين دوره و زمانه تعميم بدهيم. ما چه‌طور مي‌توانيم از اتفاق‌هايي كه آن‌جا روي مي‌دهد باخبر شويم جز اين‌كه از يك نقطه نظر صميمانه و محرم، از چگونگی روزگار يك خانواده‌ي عراقي و این‌که آن‌ها در چه شرايطي به سر مي‌برند آگاه شویم.»
- ارتباط تماشاگر و سرگرمی: «هر تماشاگري به‌نوعي با يك صحنه (يا در كل يك اثر) ارتباط برقرار مي‌كند. حتي آدم‌هايي از فرهنگ‌هاي متفاوت هم مي‌توانند با يك فيلم ارتباط بگيرند چون همه‌ي مسائل جنبه‌ي انساني هم دارند. اصلاً مي‌شود بُعد سرگرمي يك اثر را در نظر گرفت. اگر معني واژه‌ي "سرگرمي" را در لغت‌نامه جست‌وجو كنيد مي‌بينيد كه ابتدا به معني "انحراف توجه" است و سپس "درگيري و مشغوليت"؛ كه فكر مي‌كنم بهترين بخش هر اثر براي تماشاگر است.»
- زيبايی واقعيت: «فكر نمي‌كنم كسي بتواند زيبايي و قدرت صحنه‌اي را ضبط كند كه من در كودكي از اشك ريختن پدرم ديدم. واقعاً نمي‌تواند به آن اندازه تأثيرگذار و واقعي باشد. مشكل برنامه‌هاي رئاليتي تلويزيون همين است. مثلاً برنامه‌اي درباره خانواده‌هاي فروپاشيده تا چند قسمت مي‌تواند جذابيت داشته باشد؟ به نظر من دو يا سه قسمت. چون اين برنامه‌ها هدف‌شان را گم مي‌كنند يا اين‌كه نمي‌توانند يك فصل كامل را با هدف اوليه‌شان جلو ببرند و مجبور مي‌شوند نمايشي عمل كنند و در نهايت واقعيت را مستقيم يا غيرمستقيم جعل كنند.»
- مستندساز و مقوله‌ی كنترل: «سرمايه‌گذاران و تهيه‌كنندگان مي‌خواهند روي پروژه‌ها كنترل داشته باشند. كنترل واژه‌ي خيلي جذابي است. اما يك مستند حقيقي بدون هر گونه كنترل خلق مي‌شود. در اين صورت حتي مي‌توانيد اين ژانر را سينماي مهار‌نشده بناميد.»
- تكنيك‌های مستند و فيلم‌هاي سينمايی: «من متفكر خوش‌بينی هستم. همان طور كه واقعيت در ادبيات حركت رو به جلويي داشته است و حالا خيلي‌ها آثار غيرداستاني را هم مي‌خوانند (اين آثار در فهرست‌هاي پرفروش‌ترين كتاب‌ها دائم ديده مي‌شوند) در سينما هم چنين حركتي به چشم مي‌خورد. با اين وجود تا همين جا نیز خيلي از فيلم‌هاي سينمايي از تكنيك‌هاي مستندسازي استفاده مي‌كنند. در سال 1963 فيلم كوچكي را با ژان‌لوك گدار ساختم. ما درباره تكنيك و فلسفه‌ي مستند صحبت مي‌كرديم كه او در ميان حرف‌هايش به موردي در فيلم‌هاي خودش ارجاع داد كه به آن اتفاق الهي مي‌گفت؛ اتفاقي كه بر حسب تصادف روي مي‌داد و لحظه‌ي فوق‌العاده‌اي را در فيلم ثبت مي‌كرد. او گفت بيا فيلمي مملو از حادثه‌هاي الهي بسازيم. در اين‌جا مي‌توانيم واژه‌ي واقعي را جاي‌گزين الهي كنيم. واقعيت يا همان حادثه‌ي واقعي تقريباً همان حادثه و مشيت الهي است. اما گدار به اين موضوع هم اشاره كرد كه چشم پشت دوربين، بايد چشم شاعر باشد. اگر شاعري در كار نباشد فقط يك دوربين باقي مي‌ماند.»

نقل قول‌ها

- فیلم‌سازی به‌نوعی آغاز یک رابطه‌ی عاطفی میان فیلم‌ساز و سوژه است. برخی فیلم‌سازان از سوژه‌های‌شان هدف می‌سازند که این راه و شیوه‌ی من نیست.
- گرایش طبیعی دوربین جست‌وجو و کشف واقعیت است.
- فکر می‌کنم در صدر آموخته‌هایم این موضوع مهم قرار گرفته است که تعصب نداشته باشم. روان‌شناسی، علم اجتماع است و به این ترتیب، اثر من همیشه ترکیبی از رویکرد علمی با هنر است.
- مردم، مردم‌اند. ما هستیم تا از پشت صحنه باخبر شویم و تا جایی که می‌توانیم به آن‌چه روی می‌دهد نزدیک شویم.
- من مشکلی در برقراری ارتباط و ایجاد یک رابطه‌ی دوستانه ندارم. معمولاً از همان اولین لحظه‌ی ملاقاتم با یک فرد، رابطه‌ای میان‌مان شکل می‌گیرد. فکر می‌کنم این به خاطر نوع نگاه و برخوردم با آن‌هاست كه بلافاصله اعتمادشان را جلب مي‌كنم. شيوه‌ي من موذيانه يا زيان‌بخش نيست و فكر مي‌كنم مردم آن را خيلي خوب دريافت مي‌كنند.
- گمان مي‌كنم رابرت فلاهرتي دوست داشته كاري را انجام دهد كه رابرت درو تصميم گرفت آن را انجام دهد اما فلاهرتي نتوانست چون تجهيزات مورد نياز وجود نداشت. البته اين تجهيزات در دوره و زمانه‌ي درو هم وجود نداشت اما به همين دليل بايد ابداع مي‌شدند. تجهيزات فيلم‌برداري هر روز بهتر و بهتر مي‌شوند و كوچك‌تر و ساده‌تر شدن، و قابليت حمل آسان‌تر، امكانات جديدي را در اختيار فيلم‌سازان قرار مي‌دهند.
- همان طور كه هميشه رابرت درو دوست داشت اين جور آن را توصيف كند، فيلم غيرداستاني يك نطق مصور بوده و خواهد بود. با تجهيزاتي كه امروز در اختيار داريم (كه نتيجه‌ي تلاش‌هاي فني خودمان براي ابداع ابزارهاي جديدتر است) مي‌توان فراتر از نطق‌هاي مصور رفت. نوآوري‌هاي فيلم‌سازي باعث شده‌اند ضبط اتفاق‌ها و تسخير فضاها به گونه‌اي انجام شود كه تماشاگر خودش را در بطن حادثه‌ها احساس كند.

مهم‌ترین موفقيت‌ها و جايزه‌ها

- نامزد اسکار بهترین مستند کوتاه برای پرده دره کریستو (1974)
- نامزد جایزه دستاورد کارگردانی در اتحادیه کارگردانان آمریکا برای سربازان موسیقی در سال 1992
- برنده جایزه امی پرایم‌تایم برای ولادیمیر هوروویتز: آخرین رمانتیک (1985) و سربازان موسیقی (1991)
- برنده جایزه رییس انجمن فیلم‌برداران آمریکا در سال 1998
- برنده جایزه دستاوردهای برجسته در مستندسازی کَمِریمِج در سال 2011
- برنده جوایز بهترین فیلم‌برداری از جشنواره فیلم ساندنس برای کریستو در پاریس (1990) و خویشاوندان لالی: میراث پنبه (2001)

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: