سینمای جهان » چشم‌انداز1393/02/31


شاهزاده‌ی تاریكی‌

فیلم‌بردار «پدرخوانده»‌ها و «آنی هال» درگذشت!

گردآوری و ترجمه‌ی رضا حسینی
با وودی آلن سر صحنه‌ی «آنی‌هال»

 

گوردن ویلیس (Gordon Willis) كه بیش‌تر با سه‌گانه‌ی پدرخوانده فرانسیس فورد كوپولا و دو فیلم آنی هال و منهتن وودی آلن شناخته می‌شود، روز یكشنبه هجدهم ماه مه (28 اردیبهشت) بعد از بیش از پنج دهه فعالیت در سینما در سن 82 سالگی درگذشت. او كه به خاطر تكنیك نورپردازی‌اش و استفاده از سایه‌ها اغلب اجازه نمی‌داد چشم‌های شخصیت‌ها آشكارا دیده شوند، به‌خصوص در پدرخوانده (1972) و پدرخوانده: قسمت دوم (1974)، در صنعت فیلم‌سازی به «شاهزاده‌ی تاریكی» معروف شده بود. ویلیام فراكر، هم‌قطار ویلیس، آثار او را «نقطه‌ی عطفی در داستان‌گویی بصری» می‌داند و برخی از منتقدان از او به عنوان مؤثرترین فیلم‌بردار در شكل‌گیری شمایل بصری فیلم‌های دهه‌ی 1970 یاد می‌كنند؛ كسی كه خالق تركیب‌بندی‌های پیچیده و استادانه‌ای بود كه در آن‌ها نوع نورپردازیش گویای ابهام‌ها و تضادهای اخلاقی دهه‌ی هفتاد بود. در سال 2003 وقتی اتحادیه‌ی فیلم‌برداران بین‌المللی دست به بررسی و ارزیابی دوباره زد، نام گوردن ویلیس را در میان ده فیلم‌بردار مؤثر تاریخ سینما قرار داد.
ویلیس كه 28 ماه مه 1931 در ناحیه‌ی كوئینز نیویورك‌سیتی متولد شده بود، در بازه‌ی زمانی هفت‌ساله‌ای از 1971 تا 1977 در هفت فیلم (از جمله پدرخوانده 1و2، آنی هال و همه‌ی مردان رییس‌جمهور) كار كرد كه این فیلم‌ها روی‌هم‌رفته 39 نامزدی اسكار و 19 تندیس طلایی را به دست آوردند. جالب این‌جاست كه خودش در این دوران حتی یك بار هم نامزد دریافت جایزه‌ی اسكار نشد. گوردن ویلیس برای فیلم‌های زلیگ (1983) و پدرخوانده: قسمت سوم (1990) دو بار نامزد دریافت این جایزه شد ولی در نهایت در سال 2009 تندیس افتخاری اسكار را به بهانه‌ی‌ »مهارت و استادی منحصربه‌فردش در استفاده از نور، سایه، رنگ و حركت» در دست گرفت. ریچارد كرودو رییس انجمن فیلم‌برداران آمریكا، كه ویلیس از سال 1975 عضو آن بود، درباره او گفت: «ویلیس یكی از بزرگانی بود كه شمایل بصری فیلم‌ها را تغییر داد.» آخرین فیلمی كه ویلیس فیلم‌برداری كرد متعلق به شیطان (آلن جی. پاكولا، 1997) بود. 

پنج پند از گوردن ویلیس
این مطلب به بهانه‌ی درگذشت ویلیس توسط نشریه‌ی «ایندی وایر» و از روی منابع ویدیوئی «كِرفت تراك» (با محوریت اطلاعاتی از پشت صحنه‌ی فیلم‌ها و فیلم‌‌سازی) تهیه شده است كه برگردان آن را پیش رو دارید:

1 - زیبایی سادگی
هرچه ساده‌تر، بهتر. ویلیس برای تأیید این عقیده‌اش استیو جابز را مثال می‌زند و می‌گوید كه سادگی همیشه پیچیدگی را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. به اعتقاد او نور طبیعی یك پنجره می‌تواند به مراتب بهتر از شش شاخه نور مصنوعی باشد. او می‌گوید: «كار ما بازآفرینی واقعیت نیست، كار ما ارائه واقعیت است.» از نظر ویلیس واقع‌گرایی (رئالیسم) سلسله‌مراتبی ندارد و چنین چیزی اصلاً وجود خارجی ندارد: «مسأله فقط این است كه شما از ابزاری كه در اختیار دارید چه‌طور برای روایت یك داستان استفاده كنید.» او در صحبت‌هایش هرگز از واژه‌ی ناتورالیسم و سبك نام نمی‌برد و می‌گوید: «فقط به این موضوع فكر می‌كنم كه تصاویرم باید چه شكل و شمایلی داشته باشند و چه‌طور جلوه كنند.» او در توصیف همه چیز فقط از كلمه‌های «خوب» و «بد» بسیار استفاده می‌كند و هرگز واژه‌های قلنبه‌سلنبه و بی‌معنی را به كار نمی‌گیرد. ویلیس معتقد است كه ساده كار كرده است و همین طور هم درباره‌ی آثارش حرف می‌زند: «راه‌ها و شیوه‌های متفاوتی برای كار كردن وجود دارد ولی یك رویكرد فوق‌العاده این است كه از اغراق پرهیز كنید. در محاسبه كاری كه می‌خواهید انجام دهید و چگونگی انجام آن سرراست و مستقیم عمل كنید.» این پند و این جمله‌ها شاید واقعاً ساده باشند ولی عمل به آن‌ها سخت‌تر و دشوارتر از آن چیزی است كه به نظر می‌رسد!

2 - در فیلم‌برداری می‌توانید كات بزنید و تدوین كنید
ویلیس در گفت‌وگویش به رابطه‌ی میان فیلم‌برداری و كات خوردن تصویر اشاره می‌كند و در جایی اصلاً می‌گوید كه كات زدن همه چیز است. او فیلم‌برداری نمی‌كند تا به یك نمای نزدیك یا باز یا نمایی كه نورپردازی چشم‌گیری دارد برسد. او فیلم‌برداری می‌كند تا داستان بگوید. این موضوع رابطه‌ی نزدیكی با چه‌گونه بیان شدن هر چیزی (به عنوان مثال، یك صحنه) برای تماشاگر و هم‌چنین با فرانسیس فورد كوپولا سر صحنه‌ی «پدر خوانده»چگونگی انتقال تماشاگر بین صحنه‌ها، مكان‌ها یا لحظه‌ها دارد. او احساساتش را در این مورد به فیلم‌های سیاه‌وسفید دهه‌های 1930 و 1940 نزدیك می‌داند. ویلیس به عنوان مثال می‌گوید: «شما دو نفر را در یك قاب، در حال صحبت كردن یا مبارزه دارید. همه چیز خوب است. پس چرا باید كات بدهید؟» او با این حرف‌ها در واقع به‌سادگی شیوه‌ی كاری‌اش را توضیح می‌دهد. بله، نورپردازی‌های او فوق‌العاده است اما ابتدا روی این موضوع تمركز می‌كند كه در یك صحنه چه چیزی باید باشد تا اطلاعات داستانی را گام‌به‌گام آشكار كند. شمایل بصری در مرحله‌ی بعد قرار می‌گیرد. پس فیلم‌برداری كنید تا زمان كات زدن فرا برسد. آیا او به فكر شمایل بصری فیلمش بوده است؟ حتماً. اما قبل از آن این موضوع مهم است كه كدام نما پیش از آن بوده است و كدام نما بعد از آن خواهد آمد. به عبارت دیگر، چه‌طور صحنه‌ها به هم كات می‌خورند (نكته: البته این پند كه فیلم را طوری فیلم‌برداری كنیم كه تدوینگر نتواند صحنه‌ای را كوتاه‌تر، بلندتر یا تغییر بدهد، به همه‌ی كارگردانان یا فیلم‌برداران توصیه نمی‌شود، چون به طور طبیعی خیلی‌ها از استعداد ذاتی منحصربه‌فرد ویلیس بهره‌مند نیستند).

3 - طراحی صحنه رابطه‌ی نزدیكی با تدوین دارد
روی صحنه‌ی تئاتر، طراحی صحنه به حركت و موقعیت بازیگران نسبت به یكدیگر گفته می‌شود. اما در سینما، طراحی صحنه علاوه بر این‌ها شامل مكان دوربین، عملكردش و استفاده از لنز مناسب هم می‌شود. پس طراحی صحنه در سینما به‌مراتب پیچیده‌تر است. ویلیس به این موضوع اشاره می‌كند كه طراحی صحنه برای او در كل مهم‌ترین جنبه‌ی فیلم‌برداری از یك صحنه بود. بی‌تردید این موضوع از نورپردازی هم مهم‌تر است چون در اغلب موارد نورپردازی را به مراتب آسان‌تر می‌كند. تمركز روی این‌كه داستان چه‌طور باید روایت شود (یا به عبارت دقیق‌تر، چه چیزی دیده می‌شود و چه وقتی دیده می‌شود) به فیلم‌بردار و كارگردان اجازه می‌دهد كه ابتدا حركت‌ها را طراحی كنند و سپس درباره چگونگی كات خوردن این لحظه‌های طراحی‌شده فكر كنند. این موضوع شاید بدیهی به نظر برسد، اما اغلب وقتی همه در صحنه حاضر می‌شود كار با مشكل مواجه می‌شود. این‌جاست كه «نیاز» به نمای نزدیك و نمای دور خودش را تحمیل می‌كند و قواعد ابتدایی فراموش می‌شود. اغلبِ لحظه‌های فوق‌العاده در فیلم‌های وودی آلن نه‌فقط به خاطر فیلم‌نامه و اجرا بلكه به دلیل هدایت درست در مقابل دوربین خلق شده‌اند. نمونه‌های فراوانش را می‌توان در فیلم‌های آنی هال و منهتن یافت. تمركز روی طراحی صحنه و چگونگی ورود و خروج بازیگران از قاب یا چگونگی تعقیب‌شان توسط دوربین به شما اجازه می‌دهد تا صحنه‌هایی كه اجرا و هدایت درستی دارند را تشخیص دهید و چگونگی اتصال آن‌ها به صحنه‌های قبل و بعد را محاسبه كنید.

 4 - نورپردازی باید با اطمینان خاطر انجام شود
فیلم‌بردارها به جای این‌كه ابتدا با دوربین و فضا و بازیگران، صحنه را طراحی كنند و سپس از نور برای جلوه دادن به عناصر مورد نظرشان استفاده كنند، در اغلب موارد نور می‌دهند تا صحنه و آن‌چه در آن قرار دارد را حیرت‌انگیز كنند. با این‌كه نورپردازی به‌هیچ‌وجه كار آسانی نیست اما اگر از كارتان مطمئن باشید به‌سادگی می‌توانید آن را انجام دهید. اغلب فیلم‌برداران نورپردازی را با نگرانی و عدم اطمینان انجام می‌دهند. در واقع همان ژنی كه می‌خواهد یك داستان را بیش از حد پیچیده كند، می‌خواهد فیلم‌برداری و نورپردازی را هم اغراق‌آمیز و پرجلوه انجام دهد. اما این چیزها مزخرف است و به كار نمی‌آید. هر كسی نورپردازی شخصیت مارلون براندو در پدرخوانده را به یاد دارد. ویلیس درباره‌ی نورپردازی این صحنه توضیح می‌دهد و می‌گوید كه بخشی از آن را گریم شخصیت براندو طلب می‌كرد و بخش دیگر به تصمیم او برمی‌گردد كه می‌خواست آغاز فیلم در این دكور غارمانند در تضاد با جشن عروسی قرار گیرد كه در فضای باز برپا شده است. به سكانس آسمان‌نمای منهتن فكر كنید یا قدم زدن و گپ زدن در خاطرات استارداست را به یاد بیاورید؛ این صحنه‌ها بدون نورپردازی فیلم‌برداری شدند اما زیبا هستند چون استفاده نكردن از نور، انتخاب درستی برای این بخش از داستان بوده است. ویلیس با آگاهی از شمایل بصری فیلم و بر اساس سازگاری و هم‌خوانی احساسی انتخاب‌هایش، با اطمینان خاطر درباره‌ی حجم نور (زیاد، كم، تك شاخه یا اصلاً بدون نور) تصمیم می‌گرفت.
منهتن

5 - برای تصمیم‌های‌تان دلیل داشته باشید
اما موضوعی كه همه چیز را با هم سازگار و هماهنگ می‌كند این است كه هر تصمیمی باید یك دلیل محكم داشته باشد. ویلیس اغلب از لنز چهل میلی‌متری استفاده می‌كرد و به گفته‌ی خودش جهان را تقریباً با قد خودش نظاره می‌كرد. به طور حتم او از لنزها و ارتفاع‌های دیگری هم فیلم‌برداری كرده است اما به این خاطر بوده كه اقتضای آن صحنه، طراحی‌اش یا تدوین چنین انتخابی را طلب می‌كرده است. ویلیس برای فیلم‌برداری از هر نمایی، یك دلیل لازم داشت. در نمای اورهد كتابخانه‌ی ملی در فیلم همه‌ی مردان رییس‌جمهور اولین واكنش ویلیس به صحنه این بود: «چه‌طور ایده‌ی یك سوزن در انبار كاه را نشان دهیم؟» و این طور بود كه صحنه‌ای فوق‌العاده خلق شد. پس برای انتخاب شمایل بصری فیلم‌تان، تدوین آن یا طراحی صحنه و نورپردازی‌اش به دلایلی واقع‌بینانه نیاز دارید؛ و فراموش نكنید كه وقتی از شانس موفقیت بیش‌تری برخوردار می‌شوید كه از سر راه داستان و اقتضاهای آن كنار بروید و فیلم را در سبكی خفه نكنید كه هیچ كمكی به آن نمی‌كند.

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: