سینمای جهان » چشم‌انداز1396/07/10


«هنرمند افتضاح» افتخار آفرید!

میز خبر: نگاهی به تازه‌ترین رویدادهای سینمای جهان

 

جیمز فرانکو و «هنرمند افتضاح»اش فاتح جشنواره‌ی سن سباستین شدند!

جیمز فرانکو که در رتبه‌ی دوم جوایز انتخاب مردمی جشنواره تورنتو قرار گرفته بود، بالأخره اولین جایزه بزرگش در مقام کارگردان را به دست آورد و با فیلم جدیدش هنرمند افتضاح/ The Disaster Artist شنبه‌شب توانست صدف طلایی شصت‌وپنجمین جشنواره سن سباستین را از آن خود کند؛ مهم‌ترین جایزه‌ی رویدادی که بزرگ‌ترین جشنواره سینمایی در میان کشورها و مردمان اسپانیولی‌زبان است. فرانکو هنگام دریافت جایزه‌اش گفت: «این یک کار خانوادگی بود، با برادرم، خواهرم و دوست قدیمی‌ام ست روگن.» او پس از تشکر از کمپانی برادران وارنر اضافه کرد: «هنرمند افتضاح فیلم بسیار ساده‌ای است درباره مرد دیوانه‌ای که رؤیاهای بزرگی در سر داشت که به هر حال بهتر از بی‌رؤیا بودن است. امیدوارم در این روزگار دیوانه‌وار، این فیلم بتواند کمی نور و امید را برای تماشاگرانش به ارمغان بیاورد.» پیش از این، منتقد نشریه‌ی «ورایتی» از این فیلم به عنوان «کمدی تمام‌عیار جشنواره‌ی SXSW» نام برده بود؛ فیلمی که در واقع هجویه‌ی «تولیدِ» پرسروصدای اتاق به کارگردانی تامی وایزو است که بعدها «بهترین فیلم بد» سده عنوان گرفت! هنرمند افتضاح قبل از این، جایزه‌ی فِروز سینِمالدیای منتقدان اسپانیایی را هم به دست آورده بود.

بوگدان دومیتراکه از رومانی، جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی‌اش در پوروروکای کنستانتین پوپِسکیو برنده شد؛ در نقش پدری که با ناپدید شدن دخترش به‌تدریج از بین می‌رود. نقدهای مثبت و منفی متفاوتی بر این فیلم نوشته شد ولی به هر حال هنرمند افتضاح قرارداد پخش آن با چند پخش‌کننده به امضا رسید. در یکی از دو رکورد این دوره‌ی جشنواره سن سباستین، یان گارانو و آیتور آرگی توانستند جایزه ویژه‌ی هیأت داوران را برای درام تاریخی غول/ Handia دریافت کنند؛ این اولین جایزه‌ی بزرگی است که به فیلمی باسکی در بخش رقابت اصلی سن سباستین تعلق می‌گیرد. داستان فیلم در سال 1836 در باسک رعیتی می‌گذرد و درباره روابط دو برادر است که به‌واسطه‌ی مسائلی مانند فقر، رقابت رمانتیک، کشتار سال‌های 1833 تا 1840 جنگ کارلیست و فشار خردکننده‌ی جهان صنعتی مدرن، دچار خدشه می‌شود اما هرگز به پایان نمی‌رسد.

اما این زنان بودند که اغلب جوایز شنبه‌شب را با خود به خانه‌های‌شان بردند. آناهی برنری فیلم‌ساز آرژانتینی، به خاطر فیلمش آلانیس که تصویری از رنج‌ها و مصایب زنی خیابانی است، اولین جایزه کارگردانی در تاریخ جشنواره سن سباستین را برنده شد که به یک فیلم‌ساز زن اهدا شد. سوفیا گالا هم جایزه بهترین بازیگر زن را برای هنرنمایی در نقش اصلی همین فیلم برنده شد. برنری درباره این موفقیت گفت: «این فیلم درباره زنی است که خودش را دست کم نمی‌گیرد و خود درباره چگونگی زندگی و رفتارهایش تصمیم می‌گیرد.» گالا هم هنگام دریافت جایزه‌اش افزود: «زنان، شخصیت‌های مقتدر این فیلم هستند. ما در کنار هم و با اتحاد، می‌توانیم به هر هدفی دست پیدا کنیم.»

اما سه فیلم‌ساز زن تازه‌کار یا مستعد دیگر هم در این دوره خودی نشان دادند. اولین فیلم بلند کارنامه‌ی مارنه فرانسن با نام برزگر/ The Sower یک داستان عاشقانه‌ی دلچسب و چکامه‌ای در باب آزادی است که ماجراهایش در دهکده‌ی کوچکی در فرانسه‌ی 1851 روی می‌دهد. برزگر جایزه بخش رقابتی «کارگردانان تازه»ی جشنواره را برنده شد که مهم‌ترین بخش فرعی این رویداد سینمایی به شمار می‌رود. فرانسن روی صحنه گفت: «شما زنان می‌توانید هم کارگردان باشید و هم یک مادر.» سگ‌ها/ Los Perros دومین فیلم بلند داستانی مارسلا سید هم که ابتدا در بخش هفته‌ی منتقدان جشنواره کن 2017 روی پرده رفت، و تصویر رنج‌آوری از مشارکت طبقه‌ی حاکم شیلی در قساوت‌های رژیم دیکتاتوری خونین آگوستو پینوشه را عرضه می‌کند، جایزه بخش افق‌ها را برنده شد. اولین فیلم لورا مورا با عنوان کشتن عیسی هم توانست جایزه اروسکی جوان را از سن سباستین دریافت کند؛ تریلر اجتماعی که دانشجوی جوانی را دنبال می‌کند که از خیابان‌های پایین‌شهر مدئین سر درمی‌آورد تا آدم‌کشی را پیدا کند که پدرش را جلوی چشمان او به قتل رسانده است.

علاوه بر این‌ها، شب خوبی هم برای سینمای آرژانتین رقم خورد و هر دو فیلم این کشور در بخش رقابتی، جوایزی را از آن خود کردند؛ از جمله دیئگو لرمان برای نوعی خانواده/ A Kind of Family با بازی باربارا لنی که جایزه بهترین فیلم‌نامه را به دست آورد. اما دیگر اتفاق مهم و تاریخی در این دوره از جشنواره سن سباستین این بود که برای اولین بار (درست مثل جشنواره کن 2017) دو سریال اریژینال به نمایش درآمدند. شصت‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم سن سباستین از 22 تا 30 سپتامبر (31 شهریور تا 8 مهر) برگزار شد.

 

اولین نمایشگاه عکس‌های اودرِه توتو

اودره توتو (یا با تلفظ انگلیسی اشتباهش آدری تاتو) مدل و بازیگر فرانسوی است که از هجده سالگی در تلویزیون و سینما فعالیتش را آغاز کرد. او برای همان اولین فیلم بلندش با نام مؤسسه زیبایی ونوس (تونی مارشال، 1999) تحسین شد و جایزه سزار خوش‌آتیه‌ترین بازیگر زن را برنده شد. اما بازی وی در آملی (ژان پیئر ژونه، 2001) بود که شهرتی بین‌المللی را برایش به ارمغان آورد. البته او که در زمان اکران فیلم فقط 25 سال داشت، می‌گوید: «آن شهرت ناگهانی واقعاً یک تجربه‌ی طبیعی نبود. در واقع آن قدر غیرمنتظره، عجیب و گسترده بود که ناگهان متوجه شدم تصور عمومی چه‌طور می‌تواند از شما یک فرد جدید بسازد.»

اما اتفاق جالبی که توتو در تابستان امسال رقم زد، نمایشگاه عکس‌هایی بود که برای اولین بار از او در جشنواره آرل با عنوان Superfacial در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت. البته او می‌گوید چنین تصمیمی نداشته است و در طول پانزده سالی که از ستاره شدنش با حضور در آملی می‌گذرد، دیگران او را ترغیب به برگزاری این نمایشگاه کرده‌اند. توتو به‌سادگی درباره نمایشگاه و عکس‌هایش می‌گوید: «من سوژه‌ی جالبی هستم.» و خود را در مجموعه عکس‌هایی که از خودش به نمایش گذاشته است، کسی میان خود واقعی و شخصیت محبوب سینمایی‌اش می‌نامد.

او می‌گوید همیشه به کار خلاقه و هنری علاقه‌مند بوده است و قصد داشته یک زندگی غیرمعمولی‌تر را تجربه کند اما ترجیحش شهرت نبوده است. ایده‌ی اولیه‌ی این نمایشگاه جایی به ذهن او خطور کرد که شهرت ناگهانی‌اش عکاس‌ها را به سوی او سرازیر کرد: «چون چهره‌ام شناخته‌شده بود، آدم‌ها به جای خودم آن را می‌دیدند. انگار یک حفاظ شیشه‌ای میان ما قرار دارد و همیشه بازتابی از تصور آن‌ها روی آن نقش بسته است.» به همین خاطر بود که توتو برای ثبت خاطرات دست به دوربین شد و خودش هم عکاسان را سوژه کرد: «می‌خواستم خاطراتی را ثبت کنم چون در تمام آن لحظه‌هایی که با آن‌ها سپری می‌کردم می‌دانستم که در غیر این صورت چیزی به من نخواهد رسید... این احساس را داشتم که زمانم بدون هر گونه خاطره و هدیه‌ی کوچک انسانی، در حال از دست رفتن است.» اما اغلب عکس‌های خبرنگاران، رسمی و عاری از واقعیت‌هایی بود که شخصیت این بازیگر جوان فرانسوی را به تصویر بکشند. از این رو بود که او مجموعه‌ای از پرتره‌های خودش را ثبت کرد که در آن‌ها به‌مراتب دراماتیک‌تر و بازیگوش‌تر است. او در این مجموعه آثار، از ایده‌های ناگهانی و بداهه تا بازسازی ژستی در کنار تونی کرتیس در بعضی داغش را دوست دارند (بیلی وایلدر، 1959) پیش رفته و مجموعه‌ای واقعاً دیدنی را از خود به جا گذاشته است.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

[ورایتی، گاردین ]

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


اس ام اس


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: