جستجو:  
 
 
  • نقد خوانندگان (5)
    نقد مفصل‌تر خوانندگان بر: به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی‌کیا)/ هیچ (عبدالرضا کاهانی)/ عیار 14 (پرویز شهبازی)/ تسویه‌حساب (تهمینه میلانی)
    -

    ساخته‌ی جدید حاتمی‌کیا ورای تمام جنجال‌های منجر به توقیف پنج ساله و روکش سیاسی‌اش، روایت‌گر عشقی نابه‌هنگام است که از مردی درون‌گرا و محتاط، مردی ملتهب و درگیر می‌سازد و این درگیری بیش از آن‌که تقابل عشق و وظیفه باشد، نوعی خوددرگیری است. شهاب 8 پیش از آ‌ن‌که روبه‌روی وظیفه و بعد مافوقش بایستد، نبردی درونی را پشت سر می‌گذارد و در نهایت روبه‌روی خودش می‌ایستد. کسی که شاید زمانی عشق زمینی را به سخره می‌گرفته، اینک خودش با چنین سرعتی در آن دست‌وپا می‌زند و در مسیر این استحاله، از روی نبایدهایی رد می‌شود که روزگاری دنیای انزوای او را ساخته است. فرق شهاب 8 با حاج کاظم آژانس شیشه‌ای هم درست همین‌جاست. حاج کاظم در نهایت آرمان و اعتقادش را بر تمام عشق‌های این دنیایی‌اش ترجیح داد، اما مرد دنیای به رنگ ارغوان عشق را انتخاب می‌کند و در این مسیر تمام داشته‌هایش را بر باد می‌دهد؛ اما ارغوان در این میان تنها نظاره‌گر است. در هیچ صحنه‌ای صریح و واضح، واکنش او را در برابر عشق شهاب 8 نمی‌بینیم و تمام آن‌چه که او را به این مرد نزدیک می‌کند نیازش به حمایت است و تا انتها نیز شهاب 8 برای ارغوان در حد یک حامی باقی می‌ماند. در هر صورت این عدم واکنش صریح و مستقیم او می‌تواند نتیجه‌ی بی‌اعتمادی او به جماعت مرد باشد. پدری که در حساس‌ترین مرحله‌ی زندگی رهایش کرده و جوانی که از اعتماد او سوءاستفاده می‌کند، می‌تواند دلیل موجهی بر این بی‌اعتمادی باشد.

  • نقد خوانندگان (4)
    نقد خوانندگان مجله بر: به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی‌کیا)/ هیچ (عبدالرضا کاهانی)/ عیار 14 (پرویز شهبازی)/ تسویه‌حساب (تهمینه میلانی)/ نیش زنبور (حمیدرضا صلاحمند)/ سریال «دارا و ندار» (مسعود ده‌نمکی)/ سریال «زن‌بابا» (سعید آقاخانی)
    -

    میان نقدهایی که به دست‌مان می‌رسد، جسته‌گریخته، یادداشت‌هایی از همراهان گرامی درباره‌ی چندوچون این صفحه نیز داریم که هم گلایه‌آمیز هستند و هم مشفقانه. پیش از این اعلام کرده‌ایم اگر پیرامون صفحه‌ی «نقد خوانندگان» و شیوه‌های نگارش نقد فیلم دیدگاه و نکته‌ای دارید، برای ما بنویسید. حالا در این شماره می‌خواهیم به یکی از نامه‌های رسیده بپردازیم و برخی حرف‌های همراه پرکارمان، کامبیز شایان‌فر را ارزیابی کنیم. او در مطلب نسبتاً مفصلی نکته‌هایی را گوشزد کرده که جای درنگ دارد. از جمله می‌نویسد: «...نوشته‌اید که نقدهای خواندنی و به‌روز برای‌مان ارسال کنید. من البته با شما موافقم که ماهنامه، قرار است به فیلم‌های روز(تر) بپردازد اما شما به من بگویید کدام فیلم‌ها؟ ...

  • در تجلیل شفقت
    بهاریه
    - آیدین آغداشلو

    آن سال برف سنگینی باریده بود و سرمای کُشنده‌ای بود و سفیدی تند پشت‌بام‌ها و کوه و زمین چشم را می‌زد و من دوازده یا سیزده سالم بود. شاید سال 1331 بود. دوسه هفته یک بار پنج‌شنبه‌ها من و مادرم به میهمانی خاله‌ام ـ رحیله خاله ـ می‌رفتیم و شب همان‌جا می‌ماندیم تا جمعه‌شب که برمی‌گشتیم به خانه‌مان ـ به خانه‌ی خاله گیسو. خانه‌ی رحیله خاله را خیلی دوست داشتم و شب قبلش خوابم نمی‌برد تا پنج‌شنبه زودتر برسد و برویم به آن‌جا. خانه‌شان حوالی تپه‌های بهجت‌آباد بود. تک‌افتاده و دوروبرش نساخته مانده و پر از تپه‌های پوشیده از بوته‌های کوتاه. بالای تپه که می‌ایستادیم زیر پای‌مان تا تپه‌ی بعدی خالی بود و گود. چشم‌اندازمان تا دوردست گسترده می‌شد تا برسد به خانه‌های کوتاه گلی نیمه‌ویرانه‌ای که بی‌خانمان‌ها با دست خودشان ساخته بودند و تصرف کرده بودند زمین‌ها را و در آن‌ها با مشقت و فقر زندگی می‌کردند. اما خانه‌ی خاله رحیله فاصله داشت با آن خراب‌آباد و تکیه کرده بود به شهر اصلی و مرزی بود میان این‌جا و آن‌جا. خانه‌ی تازه‌ساز تروتمیزی بود از آجر بهمنی و حیاط و باغچه و حوض و شیلنگ.

فیلم اینترنشنال


Film International
(Iranian Film Quarterly)
Volume 16. No, 1
Spring 2010


کتاب سال سینمای ایران - 1388



فهرست مطالب 1387


از شماره‌ 376 تا 391


درخواست شماره‌های گذشته

شماره‌های موجود


آرشیو


خانه | آرشیو | اشتراک | تبلیغات | نظرسنجی | درباره ما | تماس با ما
© کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به ماهنامه فیلم است.
نقل مطالب به هر شکل - از جمله برای همه سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های ماهواره‌ای - ممنوع است.